Dataset Viewer
Auto-converted to Parquet Duplicate
audio
audioduration (s)
2.52
29
text
stringlengths
3
628
فقط یکم دیرتر بهش بگو بذار تو عمل انجام شده قرار بگیره نمی دونم چرا بیخیال طلوعی نمی شه من ول کردم ماجرا رو، اون ول نمی کنه این مناقصه نفسمونو گرفت عمرمونو کم کرد از الان باید دوباره اسپند رو آتیش باشیم تا جلسه ی بعد آقا، تو شر هووت رو کم کردی که راحت باش دیگه نگرانم آقا، نگران ببخشید یه لحظه قندم افتاده خرما نمی خوری؟
پیتزا رو گفتی و رستوران قطع کرد فشار اومد بهتون خب ما می تونیم امتیاز رو بر اساس آنچه که اینجا اتفاق افتاده می دیم که من هم دخالتی در امتیاز نکرده باشم دو مرحله ای می شه دو دو مرحله ای می شه دو یه دونه ای می شه یک یه امتیاز؟ چهار تایی می شه چهار یه ساعت صدای مرغابی درآوردیم ما آخه یه امتیاز؟ نتیجه چی؟ الان دمبه ت کو؟ ن...
آهان اینه ، بده من حالا بفرمایید این مال شما اونایی که نمی تونه رو میده من شما گفتی بده من، گفتی کشو رو باز کن بده من از اون تو میدم بهت اگه بتونی بخونی ـ نتونه ـ نه شوخی می کنم بریم ـ متنی ـ آقای علوی ما با شما شوخی داریم؟ با کی بودی؟ بامن؟ متنی به سبک متون نثر قدیم برایتان خوانده می شود امتیازش مهمه در جای خالی کلمه...
استفاده می کنید؟ . بله،رای میاره پنج شهروند و یک مافیا از بین شما شش نفر سه نفر سیاه و سه نفر سفیدن، سر صحبت خانم مریم بودن، با امیرحسین شروع می کنیم دوستان چالش؟ اجازه میدید، مهدی جان، بفرمایید من کسی بودم که درخواست اوشن کردم واسه خانم مومن که وضعیت خانم مومن مشخص بشه واسمون و احتمالی که دارا داد رو یه مقداری احتمالش...
آقای امیرحسین همینطور آقای خیابانی من بدلیل اینکه الان یه جمله ای گفتن نه دارن سفید بازی میکنن و روز اول چون باهاشون بازی نکرده بودم بهشون تارگت زدم و خیلی صادقانه گفتن جمع بندی بفرمایید لطفا من حالا چالش میگیرم میخوام راجع به سام درخشانی، امید حاجیلی و دوست خوشگلم و خوشتیپم بهرنگ یه صحبتی بکنم ولی فعلا آقا یا خانم او...
یک ماشین لباسشویی جالب دیگه داره اسنوا به اسم هارمونی اسپید که چون قابلیت شستشو با بخار رو داره مواد شوینده بهتر جذب لباسا می شن و دیگه خبری از کثیفی و لکه و اینجور داستانا نیست یه قابلیت دیگه هم باز داره که چروک لباسا رو باز به حداقل می‌رسونه همچین جالبیه اسنوا چه مأموریتی چه مأموریتی؟ خب، نام مأموریت بَه بَه، روزی رو...
به سمیرا حسن پور می دهیم ،4 امتیاز به بهنام تشکر هم می دهیم، 4 امتیاز برای اینکه تشخیص اینا سخت بوده انرژی دیگه نداریم دیگه انرژی نداریم دیگه انرژیمون تموم شد خب، انجامه...استدیو، بفرمایید الان یه کاری ازت بیاد، الان موقعه آیتم استدیو است ـ نه ـ نه تسک ویلاست در ویلا دوباره آیتمی برگزار شده که که جذابه خیلی و امتیاز دا...
اگه شهروند باشید، الان میگید آقای هاشمی شما زودیاک این بازی هستید بیا کمک کن مافیا رو بدیم بیرون دو تا شهر تو این بازی می مونه با هم ، هم پیمان میشیم بازی رو تموم می کنیم چون شب شاتی نداریم شما الان باید به آقای حیایی بگید مافیای بازی، برای ایشون رای بخوایید خانم، ایشون رو من شهر این بازی می خونم من ایشون رو شهر بازی م...
مگه من در حالت عادی اینجوری نیستم اینجا بازیکن آزادم بخوام ورود می کنم نه نه، اینجا شما نباید ورود کنی ـ ببخشین ـ تموم شد؟ ـ برید سراغ جکی جان ـ ادامه بدیم برنامه رو جکی جان هنگ کنگی من در حالت عادی عصبانی نمیشم نمیشی؟ نه، عصبانی بشی، چه جوری میشی؟ اگه عصبانی شم، واقعاً سکوت می کنم واقعاً؟ چه خانمه ـ شما چه کار می کنی؟...
مسعود صادقلو؟ یک رای، امیر؟ سه رای خانم فاطیما دو رای، محمد؟ دو رای ، بهنام دو رای، خانم شیدا؟ صفر رای، خانم هلیا؟ چهار رای، باربد؟ 1،2،3،4،5 رای، داخل دفاع ایمان؟ صفر رای و سعید؟ یک رای، تک دفاع باربد خب آقای مهری شما که انقدر خوشگل تحلیل می کنی و با خانم بهارمست ذهنیتت یکیه
اگر دیدی داره میکُشتت بدون که اون نفس توعه نه اون
ـ گلم،خانومم به خاطر یه ویزا انقدر ـ من دلم واسه ایران تنگ شده ـ اشکال نداره ایران اصلاً دلش برای شما تنگ نیست، گودبای گودبای ـ خانم محمدی ،خانم ستوده بشینین نگاه کنید کارت میدم بهتونا داری فرار می‌کنید قشنگ، بشینید ـ نه شما نشستید خانوم ستوده سریع هم شاکی می شه ، بشین خانوم محمدی ، بشین عه چیه هِی تذکر تذکر ،وِلمون...
من اِنسیه م دخترتون
پیشنهاد میدم، همه رو بیار تو دفاع به همه رای بده به همه رای بده دیگه ممنونم دوستان صحبت هاشون رو کردن چهار نفر در بازی هستیم رفقا با دو رای یا بیشتر وارد دفاع خواهند شد، از مسعود شروع می کنیم ، مسعود صادقلو؟ ـ بایسته لطفاً ـ آهان ببخشید ـ مسعود صادقلو؟ ـ غرق بازی شدم صفر رای، خانم شیدا؟ یک رای، آقای باربد؟ صفر رای، آقا...
وای باید نگاهش کنیم حتما- ای وای- خبرنگار اعزامی ببخشید خبرنگار اعزامی جوکر سریلانکا کاش خبرنگارمون نابود میشد به سریلانکا نمی‌رفت خداروشکر تموم شد بچه ها ولی فیلم من خداروشکر اول شد سوسن پرور،لندن خیلی بانمک شد- خوب بود؟- دمت گرم عالی،قشنگ داشتن میخندیدنا
حفاظا رو برنداشته بودیم اون موقع استوار جناب سرگرد؟ خودت بگو قربان مِ خود ماهاس بگم اینجا بودم از همین جا تا او تَ پَره تختای اسقاطی بود تا بالا هم اچیدش نه بود ممکنی از این بالا جَده رو دیده باشه - کی جمع کردین تختا رو؟ اوو... خیلی دیر تر، همه- اینا رفته بودن پایین اون موقعی - کجا بردینش؟ استوار پایینه قربان - ببرین...
یا یادش نیاد کیه یا حواس پرتی داشته باشه؟ نه، هانیه حافظه ش خیلی خوبه اصلاً هیچ وقت هیچی رو یادش نمی ره حافظه ش تو کل فامیل معروفه من خودم حتی یه وقتایی که احساس می کنم یه چیزی احتمال داره یادم بره می سپرم به هانیه خانم شما ادعا داری که این آقا رو نمی شناسی نه یعنی قبلاً ندیدیش؟ چرا یه بار تو کلانتری مرزداران کی؟ آخر ه...
گفتگوی نهایی مافیا مافیا بخوابه دکتر بیدار شه نجات امشب رو اعلام کنه ممنونم ، متوجه شدم، دکتر بخوابه استعلام کاراگاه بخوابه حرفه ای بیدار شه متوجه شدم، بخوابه تفنگدار بیدار شو متوجه شدم، بخوابه زودیاک بیدار شو، امشب خیلی باهات کار داریم خب، نامه نگاری هم داریم زیر ماسک ها بودن سخته، می دونم فکر می کنم زودیاک خیلی حرف د...
دوستان از اتاق مردگان به ما بپیوندند بهت رأی ندادم مبارکه
نوکرتم عمو بهمن خدا بابات رو رحمت کنه فاز این رفیقت، فاز این مامور هاست ـ دستگیر نکنه ما رو یهو ـ شما عشقی شادی روح تازه گذشته،بزرگ محل، آقا خسرو صدرایی همگی بلند صلوات الهم صلی علی مخمد واله محمد بهمن دوتا چایی به ما میدی؟ حالا این بهرام واقعاً پسر داوود والهامه؟ پس پرویز والهام؟ پرویز هم هیچی نمی دونه حتی خبر نداره، ...
ولی شغل منه که خبرو داغ داغ برسونم خبرگزاری بله منتها این دفعه انقدر داغ بود که دست خودت هم سوزوند به خدا من بی آبرو می شم من به درک، خبرگزاریمون بی آبرو می شه سردبیرمون پوست منو می کنه ـ گور پدر خبرگزاریو آبرو ـ بسه دیگه، بسه دیگه عبدلله عه؟ آقا من اصلاً هیچ کاری به خبرگزاریو هیچ چیز دیگه ای ندارم منو یه لحظه نگاه کن...
ـ خانم پیرانی ـ جانم خانم کریمی ـ تو راهن دارن میان ـ بله، پس شما، ما رو خبر کنین اگه پیدا کردین، دست شما درد نکنه داریوش، داریوش؟ چی شد شهره؟ ببین این کلید موتورخونه دستِ شوهرشه، داره می رسه حالا چی شده اصلاً ؟ بابا می خواستم شیرفَلکه رو ببندم بُرید لامصب عــــــــه نمی شه یه کاریش بکنی ـ نمی رسیم داریوش ها ـ چی کارش ...
میشه اینا رو نگی الان، به ذهنت می رسه؟ خب می تونی بهش فکر نکنی ـ نه !ـ نه این دُر و بَر جست و خیز کنید گاهی هم بَع بَع کودکانه بچه ها همون جایی که نشستید مثلاً یه جست و خیزی بکنید و یه بع بع های کودکانه بع بع بع شما ها که آقا! شما تو شکم هستین هان ! تو شکم تو هستیم؟ صدات از کجا در میاد تو؟ پا به ماهه دیگه ! عزیزم بع ...
همش یکیه دیگه این سه سفید ،اون سه سفید هر سه سفید، سفیده جانم آقای علیخانی ، نمی شنوم الان ـ چیزی نگفتن ـ چیزی نگفتن آقای علیخانی اصلاً حرفی نداره ـ بَچَّم توهم زده یکی اینو به من توضیح میده نرگس جون من که گفتم ،خودم برات توضیح میدم این تا قیامتم بگی بهش، نمی تونه برات توضیح بده نمی تونی بهش توضیح بدی مجلس ختمی که خ...
اومد یه‌چیزی بگه دید آقای مظفریه عمورضا حرفش رو خورد عرض کنم که استاد سوالی داشته باشیم میگین خفه؟_ نه الان خفه باید باشید شما که نه_ آها به توام نمیتونه بگه_ اولین اصل و اولین کار شعبده بازی، شعبده بازی طنابه که یه حرکته داغه داغه داغ شعبده بازی داغه داغه؟ دااااغ
مچکرم ، لطفاً ماسک ها رو به چهره بزنید یا حضرت ابوالفضل ماسک ها رو کامل به صورت بچسبونید، کمی سر رو بالا بگیرید که ماسک ها از پایین هم به صورتتون بچسبه به شب شماره صفر بازی، شب معارفه میریم با اعلام من5،4،3،2،1 شب می شود گروه قرمز ها، اعضای مافیا بیدار معرفی می کنم، رئیس مافیا، آل کاپن بمب گذار شعبده باز کمی مشورت کنید
موشن گلاباخ هم اصلا داخل آدم حساب نمیکنم فقط رئال مادرید دیگه طرف از خر میوفته روی زمین دنیال خرما میگرده در حالی که خرما روی درخته روی زمین نیست دنبال چی میگردی با این شلوغ بازیا کره میخوای بگیری ـ عزیزم فرزاد خان عزیز من با نردبون نمیشه رفت تا آسمون آقای فرزاد فرزین اینجا برای من زودیاک میشینی به شبه شماره چهار شب دو...
یه تومن میزنی به حسابم، واسه حق مشاوره واس شروع ماجرا بعدش اون‌وقت یه لقمه چرب‌تر دارم که برات رو میکنم با یه تومن میخوای چیکار کنی؟ مردم با پولشون چیکار میکنن؟ منم همون کاررو میکنم چقدر پول داشته باشی آروم میگیری؟_ تو چی؟_ تو چقدر داشته باشی بیخیال میشی؟ تا حالا به این فکر کردی که وقتی داروندار پرویز و داوود رو بالا م...
آقای ابوطالب مافیا به ما معرفی کن.. خودت بچه ها آقای ابوطالب مشکوکه . شهر قطعی می بازه اصلاً شک نکن سر یه دست نیوردن، بالا مگه اینکه الان آصف بازی رو دربیاره، چون استعلام بیرو رو گرفت خانم فاطمه ، یه مقدار ازتون می خوام تمرکز داشته باشین و با دقت تر بازی کنید بیرو عزیز به همه تارگت داری می زنی الان شیدا خلیق چی بود رفت...
به اینا باشه کل جنگلو از بیخ می زنن این آتیشا رو هم بده خاموش کنن فردا صبح ملخات می رن باشه حرف زدی با استوار؟ من نمی تونم از یکی دیگه بخواه، از من بگذر می گم چرا نفرستیمش بره، هان؟ بره تو بدبختی و تنهای و بی کسی خودش بسوزه و بسازه بفرستیمش جواب اینا رو هم بده بله، بفرما؟ وضع خرابه می دونم خیلی بدتر از اونی که فکرشو بک...
از شما هم خیلی تشکر می کنم که تشریف آوردین در این مراسم جشن قهرمانی آزیتا خانم شرکت کردین ـ جشن چی؟ ـ قهرمانی این که باخت خب باخت دیگه دایی جان اولاً که رقابت پایاپایی بود، این یک بعد هم اینکه این باخت چیزی از ارزش های آزیتا خانم کم نمی کنه، این دو و سوم هم اینکه همه مون می دونیم شکست مقدمه ی پیروزی های بعدیه می شه تمو...
ببین من دنبال این چیزایی که تو فکر می کنی، نیستم نه طلوعی رو می خوام، نه شرکتو نه شراکت با پسر فرنهادو اما انقدری اختیار خودمو دارم که پامو نذارم جایی که قاتل بابام تصاحبش کرده من مثل تو بلد نیستم نقش بازی کنم از ترس من از ترس چه نقشی بازی کردم؟ نقش آدمی که خوب بلده خودشو بزنه به اون راه چی می گی تو؟ اگه اشتباه می کنم ...
چهار می شد بدین نیکی مظفری از ده می گیرد صفر من چون با بابام احساسی میشم ـ چهار ـ چرا؟ دیگه یه هست گفت، یه است اون بچه باز، باز جانی دپ به ذهنش فشار آورد ـ فرناز رهنما از ده می گیرد ـ به من چه نمی بینه ـ پنج ـ مرسی 16،12،11،10 عالی هستی امیر علی آقا به نظرم تموم کنیم این بازی رو
ـ کسی که تعقیبت نکرد؟ ـ نگران نباش، قال گذاشتن رو خوب بلدم تو الان از من چی میخوای دقیقا؟ خوبه اگه این اسناد رو بشه، چی میشه؟ دکتر میره اون تو شما چی میشین؟ عزیزتر میشین چون از شما چیزی ندارن بعدش چی میشه آقا جلال؟ بفرمایید بعدش شما میشینی جای دکتر حرف همدیگه رو میفهمیم نه؟ آره، من فکر میکنم که حرف همدیگه رو خوب میفهمی...
نمی گفت بابا نمی گفت حامد حتی نگفت خدایا نجاتم بده میگفت آقا عماد من اون موقع فکر میکردم مثل همه کسایی که دارن میکشنشون بالا معمولا یه چیزایی میگن که خلاص بشن ولی این زنه نرگس دختر حجت رو دیدم رفتم جهانگیرو ببینم قبل اینکه من برسم سرشو زیرآب کرده بودن کرده بودین نمیدونم اون متین دفتری پفیوز اونقدر هیچ گهی نخورد تا اونم...
ـ روحش شاد واقعاً ـ و آرش، آرش میراحمدی ـ آرشم آره یه خرده قبل تر ...ـ آرش که واقعاً البته نمی شه گفت خیلی مظلومانه رفت، همه...یه حالی شدیم ببخشیدا من نمی خواستم فضا رو غمگین کنم نه دمت گرم اتفاقاً یادشون کردی ـ دمتون گرم، باید یاد کرد ـ این برنامه مال اونا بوده همیشه یعنی ما همیشه تو فضای طنز اون ها رو به قول معروف خا...
حالا جواب این خلق الله و چی می خواین بدین؟ ـ وایی دایی تورو خدا به کسی چیزی نگی ها ـ بچه شدی؟آبروی شما آبروی منه یه مشت شل مغز جمع کردیم دور خودمون هیچ کدوم از شما نمی دونستین کسی که می میره، حسابشو فوری می بندن ـ آخه تو خودت می دونستی اصلاً ـ تو خفه اسد؟ بیشعور یه دایی بذار تنگش،الان جلو چهارتا فامیل می خوای آبروی منو...
نه هیچی میگم زود دارین تشریف میبرین من عادت دارم شبا زود بخوابم ـ جان من بگو کلید نکن دیگه الان وقتش نیست ـ بابا الان وقتشه دیگه داره میره ععه بسه دیگه کنه هی بگو بگو بگو چیشده؟ میگم ـ هیچی چیزی نیست چرا دارین زود تشریف می برین؟ ـ برم دیگه بدون شام نمیشه که ـ شامی نستم تو هم فردا صبح بیا جان مهندس بذارین بکشم ببرین ـ ت...
ولی خب فکر می کنم واضحه برا همه مون که ما محدودیت تایمی داریم یک جای صحبت گرداننده ی بازی طبق قوانین به ما می گن که سکوت کنید بسیار نکته وجود داره خانم مؤمن عزیز من کَره گیری نکردم مشخصاً اتفاقی که باید می گفتم رو گفتم درمورد خانم وحید من شما رو سفید نکردم آقای علوی گفتم اگر واسه تون عجیبه که آقای خیابانی
شوخی کردم، قیمت‌ها که هیچ تغییری نکرده ولی شما لطف کنید بیشتر بدید اینو یه لحظه بگیر ـ چیه این؟ ـ موش ـ وای وای ـ چیشد؟ موش که ترس نداره یه موش کوچولو باید ببرمش آزمایشگاه الو؟بله؟ سلام اوه مگه ساعت چنده؟
من توی مخیلمم نمی گنجید دوتا پادوی کفِ خیابون اینقدر شامورتی بازی دربیارن بچه زرنگینا، آب بندی نشدین ... باس آب بندی ـ بعد من شنیدم تو رقص قشنگی ام داری آره؟ ـ بله وقت زیاده قراره عشق کنین یه دست هم به افتخارِ جفت آقایون بزنید ببخشید میشه یه دقیقه دست نزنید کثافتا ببخشیدا چون من الان استرس دارم شما هم توی این وضعیت عرو...
آقای معتاد متجاهر چرا این بلای خانمان سوزو وارد خونه ما کردی؟ اینجوری داری مار میگیری؟ ایشون گفتن یه دود بدین آره بابا؟ برو ولمون کن دود مارو از هفت تا سوراخ میکشه بیرون بابا قربونت برم اگر افتادی تو یکی ازین سوراخا دیگه راه برگشتن نداریا گاز بده گاز بده گاز بده ـ او او گاز نده اوی گاز نده گازو خاموش کن ...گاز گاز نده ...
بببخشید من باید برم سمساری شما مثل اینکه خیلی حالتون خوش نیست خواهش میکنم ـ اقای رسولی یه دقیقه عزیزم کارت دارم ـ این چرا باز نمیشه؟ این باز میشد نه؟ ـ کارت دارم چرا ترسیدی؟ م م من توی هیچ سوراخی نبودم بیا بیااا یه دقیقه اقای رسولی بین خودمون میمونه اقا مطمئنم شما بودید نترس عزیزم من کاریت ندارم اینجا چرا همه درها قف...
ـ منم ـ عه ـ مبارکه ـ سلامت باشی من فکر کردم این آقا که ماشین داره شوهرشه نه،این آقا که شوهر نداره شوهرشه ببخشید ـ سلام آقا نادر ـخوش اومدین « آقا جبران کنیم،دمتون هم گرم.بفرمایید ـ عمو خوبی؟ ـ تسلیت می گم ـ بفرمایید،بفرمایید ـ خدا رفته گانتونو بیامرزه ـ سلام آقا نادر تسلیت می گم،غم آخرتون باشه ـ سلام نوکرتم،بفرمایید،ب...
عه خب.. الان، فكر كنم وقتشه كه من بخوام واقعاً سفید ها كه كاملاً مشخص اند من، به آرزوم رسیدم، من فكر كنم شهر واقعاً برنده.. این بازی میشه. من، در مورد آقای آفاق برای من، آقای آفاق سفید هستن. به دلایلی، دلایلی كه دارم به خاطر اینكه، اصولاً یكم داره نا آگاه حرف می زنه شهر بدی بازی كرد به نظر من یعنی الان، اینجا چیزی كه د...
الله اکبر، بزنم یکی دیگه ـ آخ آخ درد می کنه ـ عه قرار شد بگی دردنمی کنه دیگه بگیر اینو ببینم بیا یه چندتا بلیط هم بهت می دم، با دوستات بیا اینجا فقط قرار شد به مامانو بابات چی بگی؟ بیرون استخر تو خیابون لیز خوردم ـ آفرین ـ فقط از اون دلسترا هم می دی؟ آره دلستر هم می دم کوفت کنی بسه دیگه، بیا بروبیرون تو روحتون جلال و ج...
روزی ده تا از این مشکلاتو حل می کرد بی سرو صدا آره یه چند دقیقه به من زمان بده نگران نباش خودم باهات تماس می گیرم آره عزیزم فعلاً رضا، خاله یه گل بکش الان میام می بینم ـ خاله؟ ـ خیلی قشنگ شده جانم؟ می رم، الان می رم بیا الان میام می بینم خاله
... ولی این جدیده حالا میارم ببین کدوم بهم بیشتر میاد بیا این دوتاست ببین این قدیمی است این جدیده است که گرفتم کدوم بهتره؟ این به صورتت بیشتر میاد تو البته هرچی بپوشی بهت میاد این چی؟ این خوب نیست؟ میخوای بپوشیش؟ ـ توی تنت ببینم ـ خیلی خب باشه، الان میرم میپوشمش جفتش رو می پوشم که ببینی
دستمالچی دنبالِ اینه که رابطه بین من و تو رو ثابت کنه بعد تو میگی من توی این وضعیت راه بیوفتم دنبالِ پاسپورت تو اصلاً صلاح نیست بخوای بری من سند پاره کردم من و شما باهم بستیم نه؟ چرا نمیفهمی؟ ـ چرا تهدید از زبونت نمیوفته؟ ـ برای اینکه داری میزنی زیر همه چیز ـ نمیزنی؟ ـ معلومه که نمیزنم اشتباه طلوعی رو نکن این پتروشیمی ...
عه اقای رسولی پس کجاا مگه نگفتی همین جاست؟ بله بله همینجاست همینجاست؟ ـ بله بده ـ برو سریع بیار الان میاره آقا بیاره یه دقیقه بیاا چیه؟ ـ اینو من کارش دارم یه لحظه بییا بیا اینجا ـ الان میام بیا بیا چیه؟ ـ بیا میگم بهت بیاا ببخشید بفرمایید یه چیزی میل کنید بفرمایید بیا ـ چیه؟ مراقب باش چکار میکنی؟ ـ بابا بیا چه باحا...
یعنی اگر پلیر بیرون ندیم چه مافیا چه زودیاک یعنی فرقی نمیکنه عه به نظرم میبازیم بازی رو من بله تارگت دارم من اقای خیابانی واقعا گفتم دیگه اصا حتی براش رای هم نمیگیرم برام شهر میشینه کسی که چهار دفعه میاد توی دفاع و رای نمیاره باید شهر بازی باشه دیگه دیگه وگرنه خو باید رای میدادیم دفاعیاتش میگم من بهرنگ بسیار پلیر خوبیه...
با اجازه آقای تهرانی
اوه اوه آییی آقا اینا نگاه نمی کنن آقا اینا نگاه نمی کنن و خودشو، آرا اورا کرد و بزک و دوزک کرد و اومد در خونه ی بزغاله ها ! خب به عبارتی، آقا دکتر گرگ تحویل گرفت بزغاله ای پلنگ تحویل به جامعه داد عه، بز شو، قربونت برم ـ عه ـ بز شو دیگه، از اینجا به بعد بز شو .آهان ، کجام اینجام، آره آره قربونت برم وایسا، به خاطر اینکه
اسب خریدی واسه پسر خدابیامرزت، اونا هیچ صد بار گفتم، مالک بیا پیشم، بشین ببینیم چی کار داریم می کنیم ، نیومدی برای همین زیر پام رو خالی کردی؟ آقای طلوعی شما بچه های حاج عمو رو برگردوندین انداختینشون به جون من شما منصوره رو قانع کردین که خون منو بریزه ـ آخرم تیرتون به هدف نَشست ـ اینا قصه است دیگه مالک اینا قصه است، این...
بالاخره تو شرکت شما دوتا آدم پیدا می شن که منو دوست داشته باشن به آدمات بگو از سمیرا بهم خبر بدن مثلاً چه خبری؟ طلوعی؟ مالک طلاقش دادی رفته دیگه ـ ببین اگه پشیمونی ـ نه تا تهش می رم تا تهش می رم تا تهش می رم
نمیتونستم خرج زندگی خودم و مامانم و هزینه درمان های تو رو بدم بابا به خاطر اینکه همه بار زندگی روی دوش من بود مالک مگه تو من رو ندیده بودی؟ مگه تو شاهد نبودی؟ اون این چیزها رو نمیفهمه بفرما با پول من رفته زندگیش رو کرده اونوقت من عین یه تیکه گوشت افتادم ته تیمارستان دارم میپوسم دارم فراموش میشم زندگیم رو نه زندگی همه م...
در شهر حضور دارن دوستان، با شش رأی یا بیشتر وارد دفاعیه میشن با این توضیح كه مجتبی ومهران اجازه ی رأی دادن ندارن از مهران غفوریان شروع می كنیم مهران غفوریان بیا.. یك ، دو ، سه ، چهار ، پنج بفرمایید پنج رأی، محمد دلاوری صفر رأی شیدا خلیق یك رأی نسیم ادبی صفر رأی، كاوه ی آفاق شما با تاخیر آوردید، دو رأی حمید عسگری سه رأی...
راجه به حرفایی که زدیم به کسی چیزی نگو اصلا به کسی نگو قتل کار تو بوده فهمیدی؟ بچتو بردار برو یه جایی که کسی بلد نباشه از جات تکون نخور تا وقتی که من بهت زنگ بزنم شرکت نرو تلفن کسی رو هم جواب نده مخصوصا حسام تو قربانی خوبی هستی واسه پایان دادن به این ماجرا بچم چی میشه؟ نگران نباش نگران نباش
من خیلی عذر می خوام چالشم رو دادم به ایشون که حرف هاش رو بیشتر بشنوم چون می خوام راجع بهش صحبت کنم دوستان عزیز من، مهسا جون، خانم مونا کرمی من بلند شدم گفتم آرتمیس این شهرم یعنی چی؟ یعنی می جنگم برای این شهر پس وقتی که شهروندم ، دلسوزانه باید تو روز ناآگاهی تارگت بزنم وقتی میگم خاکستری خاکستری خاکستری یعنی دارم محتاطان...
ـ علی ـ جانم نرگس جان یا خدا داریم ؟ الان یار کمکی میارن تو بازی، اصلاً تو قانونامون هست؟ بازیکن از خارج آوردی الان خوبی؟ ـ تو خوبی؟ ـ عه وای ـ علی یه جوک میگی؟ ـ علی رو چرا قاطی اینجا کردی، یا ابوالفضل ـ یه جوک میگی؟ ـ نه نه، نه نمیگه ـ برای چی باید بگه ـ چرا باید علی جوک بگه؟ ـ آره یه جوک میگی ـ علی دروغ میگه، جو...
مهران دیگه تابلو کرد دیگه که مافیا ست یعنی کاملاً، بچه ها اصلاً شک نکنید نمی دونم اسلحه دست کیه ـ بزنید مهرانو ـ عه؟ ـ ای بابا ـ ای بابا بدبخت ـ تو رو قرآن بیرونش ندین ـ آقای خیابانی تویی که سیگار می کشی به من زنگ بزن کی گفت نشنیدم اینو آقا تو استادیوم نشون دادن یه نفر داره سیگار می کشه آقای خیابانی گزارشگر بوده بعد یه...
ـ استخاره می کنم،خوب اومد چشم ـ دست شما درد نکنه خوب میاد،ایشالله که خوبه این پیج منه؟ پنج کییش کمه که پنج کی؟ آهان آقا هادی دادن این پیج شما رو پاکسازی کردن یه عده از این جوانان نامحرم خوب نشو مشکل دارو بلاک کردن برو به اون آقا هادیتون بگو بچرخ تا بچرخیم خانم دل بدید این مسئله ختم به خیر بشه،بی ادبیه شرمنده دل ندارم،د...
دوستان چالش؟ بفرمایید آقای بیرانوند عزیز با اینکه کنارتم الان من، و قد جفتمون بلنده و خیلی دوست داشتم که باهم بشیم وبشیم ترکیب برنده ولی حس می کنم نشه دلیلش می دونی چیه؟ شما دو روز روز ِ اول بلند شدین، گفتین که من به پنج نفر تارگت می زنم ، دوستان می تونن لایک بدن اگه حرف من درست بود من به پنج نفر تارگت می زنم و کسی که ...
به تو ربطی نداره دهنتو ببند دامنت پاکه اگه بندازیش تو آتیش هی تی تی، بندازش دیگه خیال ما رو راحت کن این هی زر زر زر میزنه چی چی هست مگه کاغذه دیگه پدر ما رو در آوردید او پیس بذار فندک رو من بیارم دستت رو چرا انداختی تو آتیش وای امیرساسان
کی میرسه؟ خب الان من میام الان من راه میوفتم،الان من راه میوفتم باشه حاجی باشه حاجی خدافظ خدافظ حاج مظفر بود من سریع باید خودمو برسونم خیلی ببخشید پسرعمو مزاحم شدم خواهش میکنم ـ به کارتون برسید ـ این حرفا چیه حاج صمد من این حرفارم که زدم رو حساب فامیلی عرض کردم خدمتتون ها من دلم میسوزه واسه تون از من میپرسید فعلا سمت ت...
رادش رسماً کله همه رو کند در تاریخ هنر نقاشی! از جیغ تا بوتیک ولی یه کارت برای ما داشت باورت نمیشه کی خندید، باورت نمیشه اصلا امکان نداره باور کنید ـ کیه جان من؟ ـ منم؟ خودم باورم نمیشه این آدم با این غلظت خندیده ـ خودم خندیدم نه؟ ـ بببنید ببینید فقط ببینیم خودش هم فکر کنم نفهمیده آقا من که نبودم مطمئنم من نبودم من!...
کارکتر واقعی خودت هم مثل زیبا توی سریال شمعدونیه؟ بله، چونکه من کلاً یه آدم دورو و دورنگی ام و اینکه توی مثلاً سریالای اینجوری که بازی می کنم بعدش میام توی خونه یه جور دیگه ام ولی اونجوری نشون می دم که اونجوری ام که اونجاست متوجه شدیم امتیاز هم میخوای؟ ـ بله ـ خوب گفت؟ ـ بخون ـ دیگه اون به آقای مدیری ربط داره هر جا می ...
رفتم پیش طلوعی، بگم پا رو دُمت نذاره چمی‌دونستم پرونده ها رو میان می‌گیرم ازم تازه اصلش که دستشون نیست فکر می‌کنی همون کپیا دست کیه؟ فکر می‌کنی کی اومد ازت گرفت؟ دست دستمالچیه چی می‌گی؟ مالک؟ می‌خوام سر به تن طلوعی نباشه
محتاط و محکم تون هم دیدم البته اون دفعه زدین یکی از کارها رو ناقص کردین خانم سالم و ناقصش که فرقی نمیکنه ـ هر کی هم بگه ناقصه میگم سبکش همینه ـ خوبه سبک ها رو هم میشناسی خب دیگه چیزی نمونده؟ دو تا کار مونده یکم سنگینه میشه لطفا کمکم کنید؟ باشه حالا اینا اسمش چیه خانم؟ نجاریه؟ مجسمه سازیه؟ کاردستیه؟
غذاش یخ کرد خوبی آقا مسعود؟ این ماجرای توّابه طاهره چی بود؟ خواهرش عضو سازمان بوده روش انتحاری کرده طاهره میدونسته رعایت حال خواهری رو کرده لوش نداده اینا رو مادر شون گفت فهمیدی نارنجکو چه جوری آورده تو؟ خوب نگشته بودنش دقیقاً چه جوری آورده تو؟ جا سازی کرده بوده بین پاهاش خیلی دلم براش سوخت نتونستم حفظش کنم رحیم تلفنش ...
جان آره ، فسقلی ، فدات اجازه ،عذر می خوام اجازه میدین سبز رو بزنم ؟ بله بله آیا آماده هستید سبز رو بزنم ؟ نه نه ، یه دقیقه دیگه ، یه دقیقه دیگه آیا امکانش هست من سبز رو بزنم ؟ ـ بزن باشه ، بزن ـ بزن ، بزن مَنعی نداره ؟ قول میدین نخندین ؟ الان فی المجلس بزنید فی المجلس بزنید این یه نکته هست، میخوان یه چیزی گوش زد کنن ...
اسم بچه من رو نیار کثـــــــافت سلام ـ سلام با خانم مقدم کار داشتم ـ بچه ها برن سر کلاس؟ خانم مقدم؟ شما؟ ـ بازپرس شکوهی ـ برن، آره سر چی زده بودش؟ کلاً خیلی باهم بحث داشتن پس چرا آشتی شون دادی؟ ارغوان گفت اصلاً اون اس ام اس ها رو خودش با گوشی من برای سروش فرستاده بود چرا؟ که چی بشه؟ دوستش داشت حماقت همسرتون درجریان بود...
گلیِ من رفت دیگه از دستش دادم خب چی میخوای؟ گردنبندو چی؟ اون گردنبندو قبل رفتن اگه میشه بده من بدم به صاحبش اها پس تو بخاطر گردنبند اومدی دنبال من؟ اره دیگه اون گرونه،عتیقه هم هست تو هم که حواس پرتی گفتم شاید گم وگورش کنی ـ باشه بیا گردنبندت،بگیر بگیر ـ ممنونم بگیر عه عه عه بده من،گردنبندمو بده بدش به من دنبال من راه ن...
بچّت خواب بود، نخواستم بیدارش کنم دوست نداری برات مشکلی پیش بیاد، مثل اون دختره خیلی هم رو اینا حساب باز نکن جای تو باشم همین امشب از اینجا میرم یه مدتی هم بیخیال بابات و عماد شو جون خواهرت، ارزش این رو نداشت ، خودت رو به عماد بفروشی همین اومدن نوید ، سر خاک خودش نشونه نیست؟ چه نشونه ای؟ چه اهمیتی داره؟ بالاخره که می د...
چطوری دیوانه؟ باز داری با خودت بازی می کنی، آره؟ بد دردیه بی رقیبی رقیب نمی بینم واسه خودم بترس از اون روزی که دو ساعت وقت بذارم بازی رو یاد بگیرم این پسره که گفتی چی شد؟ الانا دیگه باید پیداش شه
احمد جان مشورت ...به نظرم دست خود استاده راستش رو دارم منم نظرم مثل خودته، بازی رو بدیم کارت رو بکشیم بگیریم شما چی آقا رضایی؟؟ منم نظرم آقا مهدی ئه ولی اصیلی هم بیخیالش نشو اصیل یه تکون بخور معلوم بشه عکس نیستی خب از کارت به نظرم استفاده هم هر دو تیم بکنید
یا اوشن با من بیدار میشه باید لایک بدین که من فردا بتونم یقه ی این آقا رو بگیرم اوشن قراره با ایشون بیدار شه؟ نه الان لایک بدین، که اگه فردا اوشن نبود که من بتونم از جواد خواجوی بخوام پس اوشن با آقای خواجوی بیدار نمیشه با من بیدار میشه موافقین همگی؟ تمام، پس اگه اوشن فردا رفت بیرون، من تو سینی تقدیم شما مریم جان فعلاً ...
می گن قطب شمال آب شده اومده این سمتی واسه همینه که بارون بند نمیاد ـ چه ربطی داره؟ ـ یکی تو اینستا نوشته بود اصلاً می شه یه همچین چیزی؟ می گن بارونش مال آسمون ما نیست بگیر چپ، بره این آیی ـ چی شد؟ ـ حواست نیست دیگه، آینه برا چیه پس؟ بابا من که می گم بذارین با این آقاهه کلاس بردارم ـ الان یه بلایی سر بچه ی شما میومد ـ ش...
ـ الان کجا میخوای بری ـ اورژانسیه مسئله مرگ و زندگیه، بده من گلی؟ زبونت‌رو گاز بگیر میزنم تو سرت‌ها، ذغال ـ ذغال چیه؟ ـ گربه پسر دایی گلیه یعنی چی؟ گربه پسردایی گلی مریض شده این خیلی سخته فهمیدنش؟ ـ یعنی تو الان به خاطر یک گربه میخوای بری؟ ـ بله ـ دلش درد گرفته بده من سوئیچت‌رو ـ چی؟ میگم حیوون داره درد میکشه گربه داره...
ـ هانیه هانیه مامان چیشده هان؟ حاج عمو ـ چیشده خانم؟ ـ احمد چراغا رو روشن کن برو تو ویلا یه دوری بزن ببین دزدی چیزی نیومده باشه
اشکال نداره سر راه بریم یه بسته‌ای رو از دوست بابام تحویل بگیریم؟ ـ نه من کاری ندارم ـ خب پس بریم ـ فقط یک دقیقه من‌رو نگاه کن ـ بله؟ ـ تو چشمای من نگاه کن ـ چرا؟ میخوام ببینم راست میگفتی شوخی کردی یا نه؟ ـ هه...هه...هه...بریم بفرمایید ببخشید، ببخشید گویا راجع‌به یک مشکلی حرف زده بودین من معذرت میخوام ما تو یک جلسه خیل...
فکر نمیکردم دوباره اینجا رو ببینم اینکه بخوای توش زندگی کنی چی؟ چی؟ خریدمش دارم بازسازیش میکنم میخوام بقیه عمرت رو اینجا زندگی کنی
یعنی ترسوها آخر فیلم می میرن سیسیل آبو هوای معتدل و سواحل خیلی زیبایی داره برای همین هم حتماً برای مسافرت پیشنهاد می شه نگران نباشید این صداها با بچه های سیسیل حکم لالایی رو داره درسته که سیسیل همیشه با مافیاش شناخته شده، اما سیسیل ما، یه مهمون ناخونده داره
بزار همین الان بزنم بچه ها یه خاطره تعریف کنم چیزی شده؟ تشریف بیارید بله بله کُتلِتِت نسوزه نسوزه ، اون یکی ها سوخت آخه بچه ها ، بچه ها ، میدونین الان کجا هستیم؟ جوکر جوکر جوکر طبقه بیست ویک ، یو یو یویو ، طبقه ی بیست و یک ، یویو بافتنی یویو، بافتنی یویو ژاله جون چیز دیگه نمیتونم رحم کنم ، هیچ راهی نداره
عزیزم آروم باش من درستش میکنم اصلا شک نکن که من درستش میکنم یه دو ساعت دیگه یه پرواز داری باید بری تهران
!وگرنه یهو دیدی پشیمون شدم همینم از کفت رفت !بگو چشم چشم روز بخیر پالتو قشنگه رو تنت کنیا !سرده
خیلی ممنون آقای قاضی قطعش کو می‌دونم داری اذیت می‌شی می‌خی چی‌کار کنی ها؟ آقا رشید یک دو سه ننه آلمانو گرفتن ننهههه علی عمو رشید کانگورو رو برو علی صادقی ندیده ـ اسم پلتفرمتون چیه؟ ـ چینیمو قیافه ها رو الو الو می‌شنوی منو آره تو می‌گی چرا می‌خندم هر چی هم دلت خواست گفتی
حالا واسه من نوچه پیدا کردین دوره افتادین که چی؟ ببین چی نوشته دُم درآوردی واسه من؟ ببین شما اشاره کنی، الان با لگد می ندازمشون ولی شما به صلاحت نیست الان بری شما برید من این مشکلو حل کنم میام پیشتون ـ امیر خان تا شما نیای ما هیچ جا نمی ریم ـ نمی ریم راست می گه خب برین یه دوری هم بزنین، عَدو شود سبب خیر دیگه خانم بالاخ...
حالا سر فرصت، فرصت کردین بهم بگین همشو بیام براتون عوض کنم چشم خبرتون میکنم این خدمت شما ـ باشه قابل نداره ـ سلامت باشید دستتون دردنکنه ـ شمارمو که دارید؟ ـ بله هر کاری داشتید باهام تماس بگیرید سر فرصت میام براتون درست میکنم راستی خانم من قبلاً شما رو یه جایی معمولاً کسایی میرن دنبال پیدا کردن اینجور چیزا که سن و سالی...
درست و غلط حکمش پای قاضی و قانون اگه کاری نداری من باید برم جلسه دارم این روزا چاله چوله زندگیم زیاد داره هر وقتم خواستی صحبت کنی بیا صحبت کنیم، ولی نه راجع به این موضوع فعلا سلام خانوم محتشم چرا اینطوری؟ اومدم گفتن دفتر نیستین یکم سرم شلوغه گفتم کسی رو نپذیرم
من رو کُری حساسم حالا باید می دویدن دنبال گل صفر، صفر همچنان با اجازه سریع دادی عمو رجب که کار رو در بیاره امیرعلی عمو رجب ـ تمام ـ مهرشم کوبید برات مشورت ـ بچه ها کجا دارید؟ ـ من عمو رجب رو بیشتر سنگین می بینم ـ من امیرعلی رو دارم ـ آفرین اینم که رو منه ـ آقا جون ـ جون یکی یه خالی بازی بدید هُل نشو وحید جان، بگو فکرت ...
ولی روحیات و انرژیشون هیچ ربطی به ناظم بودن نداره واقعاً یعنی قطعاً دیوونمون می‌کنه ـ طبقه ۲۱ ـ وای ـ ژاله صامتی ـ وای ـ خوشگل های من ، بله بگن ـ بله ـ نه وای، ژاله! صامتی با لباس دبیرستان خضرا چیکار باید بکنیم؟ از دیدن ژاله صامتی خیلی یکه خوردم منو
دیگه دارم بهش وابسته می شم کاری دارین؟ راستش من می خواستم جواب نامه رو براتون بنویسم خب اون اتفاقا افتاد ترجیح دادم که بیاییم حضوری صحبت کنیم فکر کنم گفتم که من برای اون نامه جواب نمی خوام من می خوام جواب بدم ببینین آقا شهرام من همون جا هم بهتون گفتم همه چی برای من تموم شده من الان باید برگردم سر کارم من اومدم به خاطر ...
شما باید زمین های شهرک شمالت رو بدی به هلدینگ کلنگ پروژه که بخوره، پروژه که راه بیفته، قسط بعدی که وصول شد بعد اون وقت دیگه این کاسه اون کاسه کردن که هممون بلدیم ماشالله زمینا مال خودم ان ربطی به هلدینگ نداره منم گفتم زمین های شهرک شمال تو دیگه سمیرا جان نگفتم که زمینای هلدینگ بالاخره باید یه چیزی جلوی نروژی ها بذاریم ...
ـ عه یعنی به خاطر یه قرون مال دنیا؟ ـ حالا ما از پس و پیشش که خبر نداریم حالا پول چی بوده؟ طلب داشتی ازش؟معامله کرده بودی؟ چی بوده؟ هیچی پسرعمو یه حساب کتاب مال قدیم بود برمیگرده غریبه که نیست ازش میگیرم ـ بله خب حتما برمیگرده با اجازتون ـ کجا حاجی؟ ـ بابا ناهار خدمتتون باشیم ـ نه من میدون باید یه سری بزنم... بعد از ظه...
اینا رو با ماژیک سفید کردی من رو بترسونی؟ ببین روزگار باهام چیکار کرده دیگه تو بنالی من چی باید بگم؟ شمــــــــــــا که خیـــــــــــــلی... ـ دستت دردنکنه ـ چیز دیگه ای نیاز ندارین؟ ـ یکی دیگه هم میاری؟ ممنوتنم ـ چشم خب خواسته بودی بیام اینجا من درخدمتم میخوام یه آدرسی بهت بدم... که محموله ای توش پیدا کنی که تو عمرت ن...
پسرکی در یک پروفسور ـ پسرکی در یک پروفسور؟ ـ نه، نه تغییر دادم چه جایی می‌شه اونجا نیما در نقش یک پروفسور که داره یه ویروسی به نام کرونا رو اختراع می‌کنه و توی جهان پخش کنه ـ انقدر پلید دیدیش؟ ـ منفیش کردی؟ ـ بابا رفیقمونه ها ـ بهش می‌خوره ـ تو یه پروفسوری هستی که کرونا می‌سازه ـ که کرونا ساختم می‌خوره بهش محیا، او خرس...
برم!؟ ـ بچه م اینجاست ـ میفهممت ولی گوش بده به مظفری زنگ زدم گوشی رو جواب نداد زنگ زدم به اخوان گفتم از طريق خودشون چي كار كنن پيگيري بكنن گفتم فقط به مظفری بگین مالک اونایی که این مواد لعنتی رو گذاشتن تو چمدون میثم الان دارن من و تو رو نگاه میکنن چمدون میثم نبود چمدون من بود میخواست هر چی خرید کرده یه جا باشه چمدون من...
محافظ؟با سه سیم اون بمب منفجر میشه و با یک سیم خنثی میشه انتخابت رو به من بگو خیلی با نمکه مچکرم متوجه شدم محافظ بخوابه از خواب نمیروزی برمیخیزیم همونطور که متوجه شدید محافظ تصمیم گرفت که دست به کار بشه کد رو به من اعلام کرد شماره ی دو حالال ببینیم چه اتفاقی میفته با شمارش من یک دو سه
صاحب بمب عزیزمون شروع می کنیم ـ خانم محیا ـ چالش؟ ـ بفرمایید ـ بعدت یا قبلت؟ ـ الان صحبت کن بعد من ـ اکی بچه ها ، من مطمئنم که شیدا مافیا بود و حرفه ای زدتش و خیلی از حرفه ای مچکرم دمت گرم، چون داشتم جیغ می زدم آهسته زیر ماسک که تو رو قرآن شیدا رو بزن ، دمت گرم آقای حسینی چه قدر ناراحتی از اینکه یارت رفته بیرون آقای مه...
End of preview. Expand in Data Studio
README.md exists but content is empty.
Downloads last month
7