audio audioduration (s) 2.74 30 | transcript stringlengths 22 240 | word_count int64 5 59 | character_count int64 22 240 | duration_seconds float64 2.7 30 | sample_rate int64 22 240 |
|---|---|---|---|---|---|
گر شود دریا ره از خون دلت هم نیفتد قطع جز یک منزلت گر جهانی راه هر دم بسپری گام اول باشدت چون بنگری هیچ سالک راه را پایان ندید | 30 | 126 | 25.359 | 126 | |
ما بنده خاک کفت چون چاکران اندر صفت ما دیدبان آن صفت با این همه عیب عما تو یاد کن الطاف خود در سابق الله الصمد در حق هر بدکار بد هم مجرم هر دو سرا | 36 | 146 | 25.676 | 146 | |
آب رخ عاشقان مریزید تا آب ز چشم خود نرانید معشوقه وفا به کس نجوید هر چند ز دیده خون چکانید این است رضای او که اکنون بر روی زمین یکی نمانید این است سخن که گفته آمد | 38 | 162 | 25.8 | 162 | |
ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی را ز رویت میکند روشن خیالت چشم موسی را سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن | 24 | 112 | 22.8 | 113 | |
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست | 6 | 32 | 12.456 | 32 | |
نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش چندان بمان که خرقهٔ اَزْرَق کُنَد قبول بختِ جوانَت از فلکِ پیرِ ژِنده پوش | 21 | 106 | 24.386612 | 106 | |
سیر مهر و مه به حسن رای توست نور ذره ذره بخش هر دو کون آفتاب طلعت زیبای توست در جهان هرجا که هست آرایشی پرتو از روی جهانآرای توست تا رخت شد ملکبخش هر دو کون | 37 | 158 | 29.85 | 158 | |
آن آشکارْ صنعتِ پنهانم آرزوست خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز از کان و از مکان، پی ارکانم آرزوست گوشم شنید قصّهٔ ایمان و مست شد کو قِسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست | 35 | 158 | 28.95 | 158 | |
بسوخت سینه ندیدم اثر ز آه سحر ز من گذشت، کسی بعد از این دعا نکند به بلبلان چمن از زبان من گویید به خواب ناز گلم رفته کس صدا نکند | 31 | 128 | 26.1 | 128 | |
کاین درد نپندارم از آن من تنهاست با جور و جفای تو نسازیم چه سازیم چون زَهره و یارا نبود چاره مداراست از روی شما صبر نه صبر است که زهر است وز دست شما زهر نه زهر است که حلواست آن کام و دهان و لب و دندان که تو داری | 52 | 211 | 26.1 | 211 | |
هر نفسی همیزنی زخم سنان چرا چرا گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری جان و جهان همیبری جان و جهان چرا چرا | 24 | 103 | 27.15 | 103 | |
دیدم گلِ تازه چند دسته بر گنبدی از گیاه رُسته گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز | 15 | 70 | 26.55 | 71 | |
بندهوار آمدم به زنهارت که ندارم سلاح پیکارت متفق میشوم که دل ندهم معتقد میشوم دگر بارت مشتری را بهای روی تو نیست من بدین مفلسی خریدارت غیرتم هست و اقتدارم نیست | 32 | 162 | 26.4 | 163 | |
هرچند که او ز سر نمیگیرد دادم دو جهان به باد در عشقش | 13 | 53 | 8.25 | 53 | |
از بهر خدا روی مپوش از زن و از مرد تا صنع خدا مینگرند از چپ و از راست چشمی که تو را بیند و در قدرت بی چون مدهوش نماند نتوان گفت که بیناست دنیا به چه کار آید و فردوس چه باشد از بارخدا به ز تو حاجت نتوان خواست فریاد من از دست غمت عیب نباشد | 59 | 238 | 28.8 | 238 | |
تا که شوی مهتر حلواییان عشق چو مغز است جهان همچو پوست عشق چو حلوا و جهان چون تیان حلق من از لذت حلوا بسوخت | 25 | 106 | 22.35 | 106 | |
چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری سعدی به وصل دوست چو دستت نمیرسد | 21 | 94 | 20.55 | 94 | |
بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا | 9 | 35 | 21.683061 | 35 | |
بشنو از من که آن شود به خدا آینه پیش چشم می آرم نور آن رو عیان شود به خدا باز علم بدیع می خوانم این معانی بیان شود به خدا گوش کن گفتهٔ خوش سید این چنین آن چنان شود به خدا | 43 | 170 | 28.744612 | 170 | |
در دو جهان دیده بود هیچ کسی چون تو صنم بر بر او بربزنم گرچه برابر نزنم شیشه بر آن سنگ زنم بنده شیشه شکنم پیل به خرطوم جفا قاصد کعبه شده است من چو ابابیل حقم یاور هر کرگدنم صیقل هر آینهام رستم هر میمنهام | 46 | 204 | 28.35 | 204 | |
چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلف باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا | 27 | 109 | 22.5 | 109 | |
با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری تا دوست در کنار نباشد به کام دل از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری | 47 | 194 | 29.4 | 194 | |
ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت باشد در این جریمت زانی و چیز دیگر | 32 | 130 | 25.054 | 130 | |
آنک عشقش خانهها برهم زدهست آمد اندر خانه همسایگان کف برآوردهست این دریا ز عشق سر فروکردهست آن مه ز آسمان ای ببسته خوابها امشب بیا خواب ما را بین چو وصلت بینشان هر شهی را بندگانش حارسند | 38 | 190 | 27.3 | 190 | |
چون یک دمی آن شاه فرد تدبیر ملک خویش کرد دیو و پری را پای مرد ترتیب کرد آن پادشا تا باز از آن عاقل شده دید از هوا غافل شده زان باغها آفل شده بیبر شده هم بینوا | 39 | 161 | 23.7 | 161 | |
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حُسن! برون آ دمی ز ابر کآن چهرهٔ مُشَعشَعِ تابانم آرزوست بشنودم از هوای تو آواز طبل باز | 33 | 161 | 29.368 | 162 | |
باشم پران و دوان ای شه شیرین ذقنم دم به دم آن بوی خوشش وان طلب گوش کشش آب روان کرد مرا ساقی سرو و سمنم همره یعقوب شدم فتنه آن خوب شدم هدیه فرستد به کرم یوسف جان پیرهنم الحق جانا چه خوشی قوس وفا را تو کشی | 49 | 203 | 28.95 | 203 | |
مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان میرود جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان زین رو سخن چون بیخودان هر دم پریشان میرود در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر در گفتنم ذوقی دگر باقی بر این سان میرود | 43 | 195 | 29.1 | 195 | |
گشاده ابروست و بسته کیسه مشو غره که او را سیم و رخت است دو دستش را به تخته دوختستند چه سود ار خواجه بر بالای تخت است وجودش گر چه یک پارهست چون کوه | 35 | 147 | 29.4 | 147 | |
به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم بهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کُنم؟ سخن درست بگویم نمیتوانم دید که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه | 35 | 174 | 27.893 | 175 | |
شب که جهان است پر از لولیان زهره زند پرده شنگولیان بیند مریخ که بزم است و عیش خنجر و شمشیر کند در میان ماه فشاند پر خود چون خروس پیش و پسش اختر چون ماکیان | 36 | 154 | 28.5 | 155 | |
به نزدیک بیدانشان جاهل است فرو ماندم از چاره همچون غریق برون از مدارا ندیدم طریق | 16 | 81 | 27.576 | 81 | |
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نورِ رویِ موسیِ عِمرانم آرزوست زین خلق پُرشکایتِ گریان شدم ملول آن های هوی و نعرهٔ مستانم آرزوست گویاترم ز بلبل امّا ز رَشک عام | 34 | 161 | 28.5 | 161 | |
هم طراوت هم نما هم باغبان | 6 | 25 | 19.119796 | 25 | |
صفتِ عاشقِ صادق به درستی آن است که گَرَش سر برود از سر پیمان نرود به نصیحتْگرِ دلشیفته میباید گفت برو ای خواجه که این درد به درمان نرود | 29 | 138 | 27.15 | 138 | |
نه نیروی دستش، نه رفتار پای ورش بفکنی بر نخیزد ز جای نبینی که چشمانش از کهرباست؟ بر این گفتم آن دوست دشمن گرفت چو آتش شد از خشم و در من گرفت مغان را خبر کرد و پیران دیر | 40 | 168 | 23.885 | 168 | |
ما را به دو حبه برنمیگیرد | 6 | 26 | 25.12 | 26 | |
همی رفت پویان بدان مرغزار کجا نامور گاو برمایه بود که بایسته بر تنش پیرایه بود به پیش نگهبان آن مرغزار خروشید و بارید خون بر کنار بدو گفت کاین کودک شیرخوار ز من روزگاری بزنهار دار | 37 | 179 | 29.7 | 179 | |
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید | 41 | 197 | 28.05 | 198 | |
چون کمان چاچیان، ابروی دارد پرعتیب از عجایبهای عالم سی و دو چیز عجیب جمع میبینم عیان در روی او من بی حجیب ماه و پروین، تیر و زهره، شمس و قوس و کاج و عاج | 36 | 154 | 28.5 | 154 | |
تابوت کیست تخته نماید دکان ما؟ در فکر ما اگر نرسد کس، غریب نیست بیرون نمی رود خبر از کاروان ما صائب گره ز زلف سخن باز کرده ایم پیچیده نیست جوهر تیغ زبان ما | 35 | 155 | 24.92051 | 155 | |
پیش رویت قمر نمیتابد خور ز حکم تو سر نمیتابد نیکویی خوی کن که نرگس مست بر تو با کین و شر نمی تابد دم غنیمت بدان، زمان بشناس زهره وقت سحر نمیتابد آتش اندر درون شب بنشست که تنورم مگر نمیتابد | 42 | 192 | 28.2 | 193 | |
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خجِل حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خجِل | 26 | 104 | 28.349184 | 104 | |
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟ | 27 | 120 | 22.088571 | 121 | |
بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان میرود هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته چون من قفس پرداخته سوی سلیمان میرود از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی | 45 | 198 | 28.95 | 198 | |
تا نبیند فراق دیدارت تو ملولی و دوستان مشتاق تو گریزان و ما طلبکارت چشم سعدی به خواب بیند خواب که ببستی به چشم سَحَّارت تو بدین هر دو چشم خوابآلود | 31 | 147 | 23.1 | 147 | |
که چون پای دیوار کندی مایست به هند آمدم بعد از آن رستخیز وز آنجا به راه یمن تا حجیز دهانم جز امروز شیرین نگشت در اقبال و تأیید بوبکر سعد | 31 | 136 | 29.676 | 136 | |
مجاور سر ریسمانی به دست به فورم در آن حال معلوم شد | 12 | 50 | 21.991 | 50 | |
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش که شد ز شیوهٔ آن چشمِ پُر عِتاب خجِل تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا | 31 | 139 | 28.95 | 139 | |
تو بازگرد از خویش و رو سوی شهنشاه بقا ای صد بقا خاک کفش آن صد شهنشه در صفش گشته رهی صد آصفش واله سلیمان در ولا | 27 | 110 | 18.9 | 110 | |
شاه ما مر بندگان را پاسبان شاه ما از خواب و بیداری برون در میان جان ما دامن کشان اندر این شب مینماید صورتی مشعله در دست یا رب کیست آن خواب جست و شورش افزودن گرفت یاد آمد پیل را هندوستان | 42 | 186 | 28.2 | 186 | |
بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر | 28 | 130 | 29.55 | 130 | |
بد از نیک کمتر شناسد غریب تو دانی که فرزین این رقعهای | 12 | 54 | 26.965 | 54 | |
کار سخت اینست استادت چه سود سر مزن، سر میزن ای مرد خموش ترک کن این کار و هین در کار کوش هم بترک کار کن، هم کارکن کار خود اندک کن وبسیارکن تا اگر کاری بود درمان کار | 39 | 164 | 28.012 | 164 | |
یوسف همدان که چشم راه داشت سینهٔ پاک و دل آگاه داشت گفت بر شو عمرها بالای عرش پس فرو شو پیش از آن در تحت فرش هرچ بود و هست و خواهد بود نیز | 35 | 138 | 25.442 | 139 | |
ما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم ساقی جام الست چون و سقیهم بگفت ما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم | 40 | 166 | 26.85 | 166 | |
به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث | 25 | 107 | 27.9 | 108 | |
چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا | 17 | 67 | 18.9 | 67 | |
به چابکتر از خود مینداز تیر چو افتاد، دامن به دندان بگیر در اوراق سعدی چنین پند نیست | 18 | 85 | 26.353 | 85 | |
مالک الملک جهان مولای توست خون اگر در آهوی چین مشک شد هم ز چین زلف عنبرسای توست گرچه آب خضر جام جم بشد تشنهٔ جام جهان افزای توست خلق عالم در رهت سر باختند | 35 | 154 | 29.25 | 154 | |
یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر که از طریقهٔ آزادگی نمانی باز اگر توانگر گشتی ز عجب دست بکش وگر فقیر شدی بر زمانه سر بفراز که نیست در بر آزادگان بتر چیزی | 33 | 151 | 25.8 | 152 | |
بدیع آیدم صورتش در نظر ولیکن ز معنی ندارم خبر | 10 | 45 | 14.618 | 45 | |
ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد که خون خلق بریزی، مکن که کس نکند اگر نصیب نبخشی، نظر دریغ مدار شکرفروش چنین ظلم بر مگس نکند | 27 | 123 | 29.25 | 123 | |
ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم که از بالابلندان شرمسارم مگر زنجیرِ مویی گیردَم دست وگر نه سر به شیدایی برآرم ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون که شب تا روز اختر میشمارم بدین شکرانه میبوسم لبِ جام | 38 | 187 | 26.85 | 188 | |
چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا گر لب فروبندم کنون جانم به جوش آید درون ور بر سرش آبی زنم بر سر زند او جوش را | 39 | 157 | 25.2 | 158 | |
که شنعت بود بخیه بر روی کار بتازید و من در پیش تاختم | 13 | 52 | 28.937 | 52 | |
باری به یاد دوست زمانی به سر بری | 8 | 32 | 9.946576 | 32 | |
تبریز را از وعدهای کارزد به این هر دو سرا | 10 | 42 | 8.378286 | 42 | |
یک بار دگر برآ از این جا این جاست شراب لایزالی درریز تو ساقیا از این جا این چشمه آب زندگانیست مشکی پر کن سقا از این جا این جا پر و بال یافت دلها بگرفت خرد هوا از این جا | 41 | 169 | 25.9115 | 169 | |
سایه عدل صمدم جز که مناسب نتنم وقت شد ای شاه شهان سرور خوبان جهان که به کرم شرح کنی آنک نگوید دهنم | 23 | 98 | 15.54407 | 98 | |
عاشق مشوید اگر توانید تا در غم عاشقی نمانید این عشق به اختیار نبود دانم که همین قَدَر بدانید هرگز مبَرید نام عاشق تا دفتر عشق بر نخوانید | 28 | 136 | 28.5 | 137 | |
نبینی جز به میخانه ازین پس اهل تقوی را شود در گلخن دوزخ طلب کاری چو عطارت اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلی را | 26 | 110 | 29.79502 | 110 | |
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد | 33 | 139 | 29.85 | 139 | |
خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرود خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا | 33 | 139 | 29.1 | 139 | |
رساند به خلق از تو آسایشی تکبر مکن بر ره راستی که دستت گرفتند و برخاستی سخن سودمند است اگر بشنوی | 21 | 96 | 22.453 | 96 | |
صد بازی نو داری ای نر بز لحیانی | 8 | 31 | 8.492979 | 31 | |
به نیروی خود بر نیفراشتم نه صاحبدلان دست بر میکشند در خیر باز است و طاعت ولیک نه هر کس تواناست بر فعل نیک همین است مانع که در بارگاه کلید قدر نیست در دست کس توانای مطلق خدای است و بس پس ای مرد پوینده بر راه راست تو را نیست منت، خداوند راست | 55 | 240 | 27.276 | 240 | |
ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم پیش ز ما جان ما خورد شراب الست ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم خاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریخت | 40 | 168 | 29.85 | 169 | |
به مردان رسی گر طریقت روی | 6 | 25 | 19.73 | 25 | |
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست که هر چه بر سرِ ما میرود ارادتِ اوست نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟ که چون شِکَنجِ ورقهایِ غنچه تو بر توست | 48 | 217 | 29.85 | 218 | |
ندیدم در آن انجمن روی خیر فتادند گبران پازند خوان چو آن راه کژ پیششان راست بود ره راست در چشمشان کژ نمود که مرد ار چه دانا و صاحبدل است | 31 | 135 | 24.161 | 135 | |
ای نور صدرها را اومید صبرها را بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر | 31 | 126 | 25.954 | 126 | |
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است چه جای کِلکِ بریدهزبانِ بیهُدهگوست؟ رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است | 37 | 179 | 24.45 | 179 | |
مهر تو جان نهان بود مهر تو بینشان بود در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن | 29 | 111 | 29.85 | 111 | |
روزبازاری چنین آراسته تو زیان خویش را برخاسته هر نفس ز انفاس عمرت گوهریست سوی حق هر ذرهای نو رهبریست از قدم تا فرق نعمتهای اوست عرضه ده بر خویش نعمتهای دوست تا بدانی کز که دور افتادهای | 38 | 193 | 29.4 | 193 | |
نصیحتگر شاه این بقعهای چه معنی است در صورت این صنم که اول پرستندگانش منم عبادت به تقلید گمراهی است | 20 | 99 | 29.387 | 99 | |
عجب نیست سنگ ار بگردد به سیل دویدند خدمت کنان سوی من به عزت گرفتند بازوی من شدم عذرگویان بر شخص عاج بتک را یکی بوسه دادم به دست که لعنت بر او باد و بر بت پرست به تقلید کافر شدم روز چند چو دیدم که در دیر گشتم امین | 51 | 212 | 29.815 | 212 | |
هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب | 9 | 35 | 16.413265 | 35 | |
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم | 17 | 71 | 10.5 | 71 | |
شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمیدانم زهی خورشید بیپایان که ذراتت سخن گویان تو نور ذات اللهی تو اللهی نمیدانم هزاران جان یعقوبی همیسوزد از این خوبی | 35 | 181 | 27.75 | 181 | |
حاصل نشود رضایِ سلطان تا خاطرِ بندگان نجویی خواهی که خدای بر تو بخشد؟ با خلقِ خدای کن نکویی آوردهاند که یکی از ستمدیدگان بر سر او بگذشت و در حالِ تباهِ او تأمّل کرد و گفت: | 37 | 175 | 28.8 | 175 | |
پروردهٔ نعمتِ قدیمم لطف است امیدم از خداوند با آن که بِضاعتی ندارم | 13 | 66 | 28.05 | 66 | |
کار باشد با تو در پایان کار ور نباشد کار درمان کسی با تو بیکاری بود آنجا بسی ترک کن کاری که آن کردی نخست کردن و ناکردن این باشد درست چون شناسی کار، چون بتوان شناخت | 37 | 164 | 28.796 | 164 | |
گر فرید امروز چون شوریدهای است عاقل خلق است چون شیدای توست | 12 | 59 | 11.829122 | 59 | |
به صاحبقرانیه جزء وزیران نشستم ولی یک قِران هم ندارم بجز ملک و مکنت به جز کید و حیلت ز دیگر وزیران جوی کم ندارم به نزد گروهی است حرمت به ثروت ولیکن من آن را مسلم ندارم | 38 | 167 | 28.65 | 168 | |
هنوز مستم از آن جام آشنایی باز دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهات که جز به روی تو بینم به روشنایی باز تو را هر آینه باید به شهر دیگر رفت | 34 | 134 | 25.2 | 134 | |
یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان میرود | 10 | 42 | 22.702245 | 42 | |
مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشتهای نه از این گل سرشتهای گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری | 54 | 212 | 29.25 | 212 | |
نیابد بدو راه جان و خرد خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بیند همی ستودن نداند کس او را چو هست میانْ بندگی را ببایدْت بست خرد را و جان را همیسَنجد اوی در اندیشهٔ سَخته کِی گُنجد اوی؟ | 42 | 189 | 28.95 | 189 | |
تا در صفِ گل نشیند او نیز؟ بگریست گیاه و گفت: خاموش صحبت نکند کرم فراموش گر نیست جمال و رنگ و بویم | 23 | 98 | 16.8 | 98 |
End of preview. Expand in Data Studio
Ganjoor Persian Speech Dataset
Dataset Description
This dataset contains Persian speech recordings from Ganjoor.ir, segmented based on Persian poetry verses. The audio files have been processed and segmented into manageable chunks suitable for speech-to-text (STT) training and evaluation.
Dataset Summary
- Language: Persian (Farsi)
- Domain: Persian poetry (classical and contemporary)
- Task: Automatic Speech Recognition (ASR)
- Format: MP3 audio files with corresponding transcriptions
Supported Tasks
- Speech Recognition: The dataset can be used to train ASR models for Persian language
- Poetry Recognition: Specialized for understanding poetic Persian speech
- Language Modeling: Text can be used for Persian language model training
Dataset Structure
Data Instances
Each instance contains:
audio: Audio file in MP3 format (16kHz sample rate)transcript: Text transcription of the audioword_count: Number of words in the transcriptcharacter_count: Number of characters in the transcriptduration_seconds: Duration of the audio segment in secondssample_rate: Audio sample rate (16000 Hz)
Data Splits
- Train: ~90% of the dataset
- Validation: ~10% of the dataset
Data Fields
| Field | Type | Description |
|---|---|---|
audio |
Audio | Audio file with 16kHz sampling rate |
transcript |
string | Persian text transcription |
word_count |
int64 | Number of tokens/words in transcript |
character_count |
int64 | Number of characters in transcript |
duration_seconds |
float64 | Audio duration in seconds |
sample_rate |
int64 | Audio sampling rate (16000) |
Dataset Creation
Source Data
The audio files are sourced from Ganjoor.ir, a comprehensive repository of Persian poetry with audio recitations.
Data Processing
- Audio Collection: Audio files collected from Ganjoor repository
- Segmentation: Audio files segmented based on verse timing information
- Duration Control: Segments limited to maximum 30 seconds for optimal training
- Quality Control: Corrupted audio files automatically repaired using ffmpeg
- Filtering: Verses with durations < 2 seconds or > 30 seconds are excluded
Processing Pipeline
The dataset is processed using the script available in the repository:
- Parallel processing using Dask for efficient computation
- Automatic audio repair for corrupted files
- Metadata generation with comprehensive statistics
Usage
Loading the Dataset
from datasets import load_dataset
# Load the dataset
dataset = load_dataset("Alirezav99/ganjoor")
# Access splits
train_dataset = dataset["train"]
val_dataset = dataset["validation"]
# Example: iterate through samples
for sample in train_dataset:
audio = sample["audio"]
transcript = sample["transcript"]
print(f"Duration: {sample['duration_seconds']}s")
print(f"Transcript: {transcript}")
Training Example
from transformers import WhisperProcessor, WhisperForConditionalGeneration
# Load model and processor
processor = WhisperProcessor.from_pretrained("openai/whisper-small")
model = WhisperForConditionalGeneration.from_pretrained("openai/whisper-small")
# Prepare dataset
def prepare_dataset(batch):
audio = batch["audio"]
batch["input_features"] = processor(
audio["array"],
sampling_rate=audio["sampling_rate"]
).input_features[0]
batch["labels"] = processor.tokenizer(batch["transcript"]).input_ids
return batch
# Process and train
dataset = dataset.map(prepare_dataset, remove_columns=dataset.column_names["train"])
Dataset Statistics
- Sample Rate: 16kHz
- Audio Format: MP3
- Max Segment Duration: 30 seconds
- Min Verse Duration: 2 seconds
- Language: Persian (fa)
Considerations
Social Impact
This dataset focuses on Persian poetry, which represents an important part of Persian cultural heritage. It can help:
- Preserve and digitize Persian literary audio content
- Improve ASR systems for formal Persian language
- Enable better accessibility to Persian poetry through transcription
Limitations
- The dataset contains poetic language, which may differ from conversational Persian
- Audio quality varies depending on the source recordings
- Limited to the speaking style used in poetry recitation
- May not generalize well to other Persian dialects or informal speech
Citation
If you use this dataset, please cite:
@dataset{ganjoor_persian_speech,
title={Ganjoor Persian Speech Dataset},
author={Alireza},
year={2026},
publisher={Hugging Face},
howpublished={\url{https://huggingface.co/datasets/Alirezav99/ganjoor}}
}
License
Please refer to Ganjoor.ir for the original content licensing terms.
Acknowledgments
- Ganjoor.ir for providing the poetry audio and text data
- All the reciters whose voices are included in this dataset
- The Persian poetry community for maintaining this cultural resource
- Downloads last month
- 50