Dataset Viewer
Auto-converted to Parquet Duplicate
audio
audioduration (s)
2.74
30
transcript
stringlengths
22
240
word_count
int64
5
59
character_count
int64
22
240
duration_seconds
float64
2.7
30
sample_rate
int64
22
240
گر شود دریا ره از خون دلت هم نیفتد قطع جز یک منزلت گر جهانی راه هر دم بسپری گام اول باشدت چون بنگری هیچ سالک راه را پایان ندید
30
126
25.359
126
ما بنده خاک کفت چون چاکران اندر صفت ما دیدبان آن صفت با این همه عیب عما تو یاد کن الطاف خود در سابق الله الصمد در حق هر بدکار بد هم مجرم هر دو سرا
36
146
25.676
146
آب رخ عاشقان مریزید تا آب ز چشم خود نرانید معشوقه وفا به کس نجوید هر چند ز دیده خون چکانید این است رضای او که اکنون بر روی زمین یکی نمانید این است سخن که گفته آمد
38
162
25.8
162
ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی را ز رویت می‌کند روشن خیالت چشم موسی را سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن
24
112
22.8
113
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
6
32
12.456
32
نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش چندان بمان که خرقهٔ اَزْرَق کُنَد قبول بختِ جوانَت از فلکِ پیرِ ژِنده پوش
21
106
24.386612
106
سیر مهر و مه به حسن رای توست نور ذره ذره بخش هر دو کون آفتاب طلعت زیبای توست در جهان هرجا که هست آرایشی پرتو از روی جهان‌آرای توست تا رخت شد ملک‌بخش هر دو کون
37
158
29.85
158
آن آشکارْ صنعتِ پنهانم آرزوست خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز از کان و از مکان، پی ارکانم آرزوست گوشم شنید قصّهٔ ایمان و مست شد کو قِسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
35
158
28.95
158
بسوخت سینه ندیدم اثر ز آه سحر ز من گذشت، کسی بعد از این دعا نکند به بلبلان چمن از زبان من گویید به خواب ناز گلم رفته کس صدا نکند
31
128
26.1
128
کاین درد نپندارم از آن من تنهاست با جور و جفای تو نسازیم چه سازیم چون زَهره و یارا نبود چاره مداراست از روی شما صبر نه صبر است که زهر است وز دست شما زهر نه زهر است که حلواست آن کام و دهان و لب و دندان که تو داری
52
211
26.1
211
هر نفسی همی‌زنی زخم سنان چرا چرا گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری جان و جهان همی‌بری جان و جهان چرا چرا
24
103
27.15
103
دیدم گلِ تازه چند دسته بر گنبدی از گیاه رُسته گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز
15
70
26.55
71
بنده‌وار آمدم به زنهارت که ندارم سلاح پیکارت متفق می‌شوم که دل ندهم معتقد می‌شوم دگر بارت مشتری را بهای روی تو نیست من بدین مفلسی خریدارت غیرتم هست و اقتدارم نیست
32
162
26.4
163
هرچند که او ز سر نمی‌گیرد دادم دو جهان به باد در عشقش
13
53
8.25
53
از بهر خدا روی مپوش از زن و از مرد تا صنع خدا می‌نگرند از چپ و از راست چشمی که تو را بیند و در قدرت بی چون مدهوش نماند نتوان گفت که بیناست دنیا به چه کار آید و فردوس چه باشد از بارخدا به ز تو حاجت نتوان خواست فریاد من از دست غمت عیب نباشد
59
238
28.8
238
تا که شوی مهتر حلواییان عشق چو مغز است جهان همچو پوست عشق چو حلوا و جهان چون تیان حلق من از لذت حلوا بسوخت
25
106
22.35
106
چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد
21
94
20.55
94
بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا
9
35
21.683061
35
بشنو از من که آن شود به خدا آینه پیش چشم می آرم نور آن رو عیان شود به خدا باز علم بدیع می خوانم این معانی بیان شود به خدا گوش کن گفتهٔ خوش سید این چنین آن چنان شود به خدا
43
170
28.744612
170
در دو جهان دیده بود هیچ کسی چون تو صنم بر بر او بربزنم گرچه برابر نزنم شیشه بر آن سنگ زنم بنده شیشه شکنم پیل به خرطوم جفا قاصد کعبه شده است من چو ابابیل حقم یاور هر کرگدنم صیقل هر آینه‌ام رستم هر میمنه‌ام
46
204
28.35
204
چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلف باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
27
109
22.5
109
با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری تا دوست در کنار نباشد به کام دل از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری
47
194
29.4
194
ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت باشد در این جریمت زانی و چیز دیگر
32
130
25.054
130
آنک عشقش خانه‌ها برهم زده‌ست آمد اندر خانه همسایگان کف برآورده‌ست این دریا ز عشق سر فروکرده‌ست آن مه ز آسمان ای ببسته خواب‌ها امشب بیا خواب ما را بین چو وصلت بی‌نشان هر شهی را بندگانش حارسند
38
190
27.3
190
چون یک دمی آن شاه فرد تدبیر ملک خویش کرد دیو و پری را پای مرد ترتیب کرد آن پادشا تا باز از آن عاقل شده دید از هوا غافل شده زان باغ‌ها آفل شده بی‌بر شده هم بی‌نوا
39
161
23.7
161
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حُسن! برون‌ آ دمی ز ابر کآن چهرهٔ مُشَعشَعِ تابانم آرزوست بشنودم از هوای تو آواز طبل باز
33
161
29.368
162
باشم پران و دوان ای شه شیرین ذقنم دم به دم آن بوی خوشش وان طلب گوش کشش آب روان کرد مرا ساقی سرو و سمنم همره یعقوب شدم فتنه آن خوب شدم هدیه فرستد به کرم یوسف جان پیرهنم الحق جانا چه خوشی قوس وفا را تو کشی
49
203
28.95
203
مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان می‌رود جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان زین رو سخن چون بیخودان هر دم پریشان می‌رود در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر در گفتنم ذوقی دگر باقی بر این سان می‌رود
43
195
29.1
195
گشاده ابروست و بسته کیسه مشو غره که او را سیم و رخت است دو دستش را به تخته دوختستند چه سود ار خواجه بر بالای تخت است وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوه
35
147
29.4
147
به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم بهارِ توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کُنم؟ سخن درست بگویم نمی‌توانم دید که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه
35
174
27.893
175
شب که جهان است پر از لولیان زهره زند پرده شنگولیان بیند مریخ که بزم است و عیش خنجر و شمشیر کند در میان ماه فشاند پر خود چون خروس پیش و پسش اختر چون ماکیان
36
154
28.5
155
به نزدیک بی‌دانشان جاهل است فرو ماندم از چاره همچون غریق برون از مدارا ندیدم طریق
16
81
27.576
81
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نورِ رویِ موسیِ عِمرانم آرزوست زین خلق پُرشکایتِ گریان شدم ملول آن های هوی و نعرهٔ مستانم آرزوست گویاترم ز بلبل امّا ز رَشک عام
34
161
28.5
161
هم طراوت هم نما هم باغبان
6
25
19.119796
25
صفتِ عاشقِ صادق به درستی آن است که گَرَش سر برود از سر پیمان نرود به نصیحت‌ْگرِ دل‌شیفته می‌باید گفت برو ای خواجه که این درد به درمان نرود
29
138
27.15
138
نه نیروی دستش، نه رفتار پای ورش بفکنی بر نخیزد ز جای نبینی که چشمانش از کهرباست؟ بر این گفتم آن دوست دشمن گرفت چو آتش شد از خشم و در من گرفت مغان را خبر کرد و پیران دیر
40
168
23.885
168
ما را به دو حبه برنمی‌گیرد
6
26
25.12
26
همی رفت پویان بدان مرغزار کجا نامور گاو برمایه بود که بایسته بر تنش پیرایه بود به پیش نگهبان آن مرغزار خروشید و بارید خون بر کنار بدو گفت کاین کودک شیرخوار ز من روزگاری بزنهار دار
37
179
29.7
179
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
41
197
28.05
198
چون کمان چاچیان، ابروی دارد پرعتیب از عجایب‌های عالم سی و دو چیز عجیب جمع می‌بینم عیان در روی او من بی حجیب ماه و پروین، تیر و زهره، شمس و قوس و کاج و عاج
36
154
28.5
154
تابوت کیست تخته نماید دکان ما؟ در فکر ما اگر نرسد کس، غریب نیست بیرون نمی رود خبر از کاروان ما صائب گره ز زلف سخن باز کرده ایم پیچیده نیست جوهر تیغ زبان ما
35
155
24.92051
155
پیش رویت قمر نمی‌تابد خور ز حکم تو سر نمی‌تابد نیکویی خوی کن که نرگس مست بر تو با کین و شر نمی تابد دم غنیمت بدان، زمان بشناس زهره وقت سحر نمی‌تابد آتش اندر درون شب بنشست که تنورم مگر نمی‌تابد
42
192
28.2
193
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خجِل حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خجِل
26
104
28.349184
104
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
27
120
22.088571
121
بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان می‌رود هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته چون من قفس پرداخته سوی سلیمان می‌رود از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی
45
198
28.95
198
تا نبیند فراق دیدارت تو ملولی و دوستان مشتاق تو گریزان و ما طلبکارت چشم سعدی به خواب بیند خواب که ببستی به چشم سَحَّارت تو بدین هر دو چشم خواب‌آلود
31
147
23.1
147
که چون پای دیوار کندی مایست به هند آمدم بعد از آن رستخیز وز آنجا به راه یمن تا حجیز دهانم جز امروز شیرین نگشت در اقبال و تأیید بوبکر سعد
31
136
29.676
136
مجاور سر ریسمانی به دست به فورم در آن حال معلوم شد
12
50
21.991
50
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش که شد ز شیوهٔ آن چشمِ پُر عِتاب خجِل تویی که خوب‌تری ز آفتاب و شُکرِ خدا
31
139
28.95
139
تو بازگرد از خویش و رو سوی شهنشاه بقا ای صد بقا خاک کفش آن صد شهنشه در صفش گشته رهی صد آصفش واله سلیمان در ولا
27
110
18.9
110
شاه ما مر بندگان را پاسبان شاه ما از خواب و بیداری برون در میان جان ما دامن کشان اندر این شب می‌نماید صورتی مشعله در دست یا رب کیست آن خواب جست و شورش افزودن گرفت یاد آمد پیل را هندوستان
42
186
28.2
186
بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر
28
130
29.55
130
بد از نیک کمتر شناسد غریب تو دانی که فرزین این رقعه‌ای
12
54
26.965
54
کار سخت اینست استادت چه سود سر مزن، سر می‌زن ای مرد خموش ترک کن این کار و هین در کار کوش هم بترک کار کن، هم کارکن کار خود اندک کن وبسیارکن تا اگر کاری بود درمان کار
39
164
28.012
164
یوسف همدان که چشم راه داشت سینهٔ پاک و دل آگاه داشت گفت بر شو عمرها بالای عرش پس فرو شو پیش از آن در تحت فرش هرچ بود و هست و خواهد بود نیز
35
138
25.442
139
ما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم ساقی جام الست چون و سقیهم بگفت ما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم
40
166
26.85
166
به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث
25
107
27.9
108
چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا
17
67
18.9
67
به چابک‌تر از خود مینداز تیر چو افتاد، دامن به دندان بگیر در اوراق سعدی چنین پند نیست
18
85
26.353
85
مالک الملک جهان مولای توست خون اگر در آهوی چین مشک شد هم ز چین زلف عنبرسای توست گرچه آب خضر جام جم بشد تشنهٔ جام جهان افزای توست خلق عالم در رهت سر باختند
35
154
29.25
154
یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر که از طریقهٔ آزادگی نمانی باز اگر توانگر گشتی ز عجب دست بکش وگر فقیر شدی بر زمانه سر بفراز که نیست در بر آزادگان بتر چیزی
33
151
25.8
152
بدیع آیدم صورتش در نظر ولیکن ز معنی ندارم خبر
10
45
14.618
45
ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد که خون خلق بریزی، مکن که کس نکند اگر نصیب نبخشی، نظر دریغ مدار شکرفروش چنین ظلم بر مگس نکند
27
123
29.25
123
ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم که از بالابلندان شرمسارم مگر زنجیرِ مویی گیردَم دست وگر نه سر به شیدایی برآرم ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون که شب تا روز اختر می‌شمارم بدین شکرانه می‌بوسم لبِ جام
38
187
26.85
188
چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا گر لب فروبندم کنون جانم به جوش آید درون ور بر سرش آبی زنم بر سر زند او جوش را
39
157
25.2
158
که شنعت بود بخیه بر روی کار بتازید و من در پیش تاختم
13
52
28.937
52
باری به یاد دوست زمانی به سر بری
8
32
9.946576
32
تبریز را از وعده‌ای کارزد به این هر دو سرا
10
42
8.378286
42
یک بار دگر برآ از این جا این جاست شراب لایزالی درریز تو ساقیا از این جا این چشمه آب زندگانیست مشکی پر کن سقا از این جا این جا پر و بال یافت دل‌ها بگرفت خرد هوا از این جا
41
169
25.9115
169
سایه عدل صمدم جز که مناسب نتنم وقت شد ای شاه شهان سرور خوبان جهان که به کرم شرح کنی آنک نگوید دهنم
23
98
15.54407
98
عاشق مشوید اگر توانید تا در غم عاشقی نمانید این عشق به اختیار نبود دانم که همین قَدَر بدانید هرگز مبَرید نام عاشق تا دفتر عشق بر نخوانید
28
136
28.5
137
نبینی جز به میخانه ازین پس اهل تقوی را شود در گلخن دوزخ طلب کاری چو عطارت اگر در روضه بنمایی به ما نور تجلی را
26
110
29.79502
110
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد
33
139
29.85
139
خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرود خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا
33
139
29.1
139
رساند به خلق از تو آسایشی تکبر مکن بر ره راستی که دستت گرفتند و برخاستی سخن سودمند است اگر بشنوی
21
96
22.453
96
صد بازی نو داری ای نر بز لحیانی
8
31
8.492979
31
به نیروی خود بر نیفراشتم نه صاحبدلان دست بر می‌کشند در خیر باز است و طاعت ولیک نه هر کس تواناست بر فعل نیک همین است مانع که در بارگاه کلید قدر نیست در دست کس توانای مطلق خدای است و بس پس ای مرد پوینده بر راه راست تو را نیست منت، خداوند راست
55
240
27.276
240
ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم پیش ز ما جان ما خورد شراب الست ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم خاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریخت
40
168
29.85
169
به مردان رسی گر طریقت روی
6
25
19.73
25
سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر نهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟ که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست
48
217
29.85
218
ندیدم در آن انجمن روی خیر فتادند گبران پازند خوان چو آن راه کژ پیششان راست بود ره راست در چشمشان کژ نمود که مرد ار چه دانا و صاحبدل است
31
135
24.161
135
ای نور صدرها را اومید صبرها را بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر
31
126
25.954
126
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است چه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟ رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
37
179
24.45
179
مهر تو جان نهان بود مهر تو بی‌نشان بود در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن
29
111
29.85
111
روز‌بازاری چنین آراسته تو زیان خویش را برخاسته هر نفس ز انفاس عمرت گوهر‌ی‌ست سوی حق هر ذره‌ای نو رهبر‌ی‌ست از قدم تا فرق نعمت‌های اوست عرضه ده بر خویش نعمت‌های دوست تا بدانی کز که دور افتاده‌ای
38
193
29.4
193
نصیحتگر شاه این بقعه‌ای چه معنی است در صورت این صنم که اول پرستندگانش منم عبادت به تقلید گمراهی است
20
99
29.387
99
عجب نیست سنگ ار بگردد به سیل دویدند خدمت کنان سوی من به عزت گرفتند بازوی من شدم عذرگویان بر شخص عاج بتک را یکی بوسه دادم به دست که لعنت بر او باد و بر بت پرست به تقلید کافر شدم روز چند چو دیدم که در دیر گشتم امین
51
212
29.815
212
هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب
9
35
16.413265
35
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
17
71
10.5
71
شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه بجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمی‌دانم زهی خورشید بی‌پایان که ذراتت سخن گویان تو نور ذات اللهی تو اللهی نمی‌دانم هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی
35
181
27.75
181
حاصل نشود رضایِ سلطان تا خاطرِ بندگان نجویی خواهی که خدای بر تو بخشد؟ با خلقِ خدای کن نکویی آورده‌اند که یکی از ستم‌دیدگان بر سر او بگذشت و در حالِ تباهِ او تأمّل کرد و گفت:
37
175
28.8
175
پروردهٔ نعمتِ قدیمم لطف است امیدم از خداوند با آن که بِضاعتی ندارم
13
66
28.05
66
کار باشد با تو در پایان کار ور نباشد کار درمان کسی با تو بی‌کاری بود آنجا بسی ترک کن کاری که آن کردی نخست کردن و ناکردن این باشد درست چون شناسی کار، چون بتوان شناخت
37
164
28.796
164
گر فرید امروز چون شوریده‌ای است عاقل خلق است چون شیدای توست
12
59
11.829122
59
به صاحبقرانیه جزء وزیران نشستم ولی یک قِران هم ندارم بجز ملک و مکنت به جز کید و حیلت ز دیگر وزیران جوی کم ندارم به نزد گروهی است حرمت به ثروت ولیکن من آن را مسلم ندارم
38
167
28.65
168
هنوز مستم از آن جام آشنایی باز دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهات که جز به روی تو بینم به روشنایی باز تو را هر آینه باید به شهر دیگر رفت
34
134
25.2
134
یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان می‌رود
10
42
22.702245
42
مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری
54
212
29.25
212
نیابد بدو راه جان و خرد خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بیند همی ستودن نداند کس او را چو هست میانْ بندگی را ببایدْت بست خرد را و جان را همی‌سَنجد اوی در اندیشهٔ سَخته کِی گُنجد اوی؟
42
189
28.95
189
تا در صفِ گل نشیند او نیز؟ بگریست گیاه و گفت: خاموش صحبت نکند کرم فراموش گر نیست جمال و رنگ و بویم
23
98
16.8
98
End of preview. Expand in Data Studio

Ganjoor Persian Speech Dataset

Dataset Description

This dataset contains Persian speech recordings from Ganjoor.ir, segmented based on Persian poetry verses. The audio files have been processed and segmented into manageable chunks suitable for speech-to-text (STT) training and evaluation.

Dataset Summary

  • Language: Persian (Farsi)
  • Domain: Persian poetry (classical and contemporary)
  • Task: Automatic Speech Recognition (ASR)
  • Format: MP3 audio files with corresponding transcriptions

Supported Tasks

  • Speech Recognition: The dataset can be used to train ASR models for Persian language
  • Poetry Recognition: Specialized for understanding poetic Persian speech
  • Language Modeling: Text can be used for Persian language model training

Dataset Structure

Data Instances

Each instance contains:

  • audio: Audio file in MP3 format (16kHz sample rate)
  • transcript: Text transcription of the audio
  • word_count: Number of words in the transcript
  • character_count: Number of characters in the transcript
  • duration_seconds: Duration of the audio segment in seconds
  • sample_rate: Audio sample rate (16000 Hz)

Data Splits

  • Train: ~90% of the dataset
  • Validation: ~10% of the dataset

Data Fields

Field Type Description
audio Audio Audio file with 16kHz sampling rate
transcript string Persian text transcription
word_count int64 Number of tokens/words in transcript
character_count int64 Number of characters in transcript
duration_seconds float64 Audio duration in seconds
sample_rate int64 Audio sampling rate (16000)

Dataset Creation

Source Data

The audio files are sourced from Ganjoor.ir, a comprehensive repository of Persian poetry with audio recitations.

Data Processing

  1. Audio Collection: Audio files collected from Ganjoor repository
  2. Segmentation: Audio files segmented based on verse timing information
  3. Duration Control: Segments limited to maximum 30 seconds for optimal training
  4. Quality Control: Corrupted audio files automatically repaired using ffmpeg
  5. Filtering: Verses with durations < 2 seconds or > 30 seconds are excluded

Processing Pipeline

The dataset is processed using the script available in the repository:

  • Parallel processing using Dask for efficient computation
  • Automatic audio repair for corrupted files
  • Metadata generation with comprehensive statistics

Usage

Loading the Dataset

from datasets import load_dataset

# Load the dataset
dataset = load_dataset("Alirezav99/ganjoor")

# Access splits
train_dataset = dataset["train"]
val_dataset = dataset["validation"]

# Example: iterate through samples
for sample in train_dataset:
    audio = sample["audio"]
    transcript = sample["transcript"]
    print(f"Duration: {sample['duration_seconds']}s")
    print(f"Transcript: {transcript}")

Training Example

from transformers import WhisperProcessor, WhisperForConditionalGeneration

# Load model and processor
processor = WhisperProcessor.from_pretrained("openai/whisper-small")
model = WhisperForConditionalGeneration.from_pretrained("openai/whisper-small")

# Prepare dataset
def prepare_dataset(batch):
    audio = batch["audio"]
    batch["input_features"] = processor(
        audio["array"], 
        sampling_rate=audio["sampling_rate"]
    ).input_features[0]
    batch["labels"] = processor.tokenizer(batch["transcript"]).input_ids
    return batch

# Process and train
dataset = dataset.map(prepare_dataset, remove_columns=dataset.column_names["train"])

Dataset Statistics

  • Sample Rate: 16kHz
  • Audio Format: MP3
  • Max Segment Duration: 30 seconds
  • Min Verse Duration: 2 seconds
  • Language: Persian (fa)

Considerations

Social Impact

This dataset focuses on Persian poetry, which represents an important part of Persian cultural heritage. It can help:

  • Preserve and digitize Persian literary audio content
  • Improve ASR systems for formal Persian language
  • Enable better accessibility to Persian poetry through transcription

Limitations

  • The dataset contains poetic language, which may differ from conversational Persian
  • Audio quality varies depending on the source recordings
  • Limited to the speaking style used in poetry recitation
  • May not generalize well to other Persian dialects or informal speech

Citation

If you use this dataset, please cite:

@dataset{ganjoor_persian_speech,
  title={Ganjoor Persian Speech Dataset},
  author={Alireza},
  year={2026},
  publisher={Hugging Face},
  howpublished={\url{https://huggingface.co/datasets/Alirezav99/ganjoor}}
}

License

Please refer to Ganjoor.ir for the original content licensing terms.

Acknowledgments

  • Ganjoor.ir for providing the poetry audio and text data
  • All the reciters whose voices are included in this dataset
  • The Persian poetry community for maintaining this cultural resource
Downloads last month
50