Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07551.jsonl.gz/8

پسرها در BAD SANTA 2 بازگشته اند، اما این بار آنها در قالب کتی بیتس شرکت کرده اند.
کتی بیتس در اولین نمایش BAD SANTA 2. عکس از Broad Green.
وقتی آخرین بار پسران بد کریسمس مورد علاقه همه را در BAD SANTA دیدیم، ویلی سوکه و شریک جنایتکارش مارکوس اسکیدمور در حال ساختن یک کلاهبردار مطمئن کریسمس بودند که با بابا نوئل و جن کمک کننده اش بازی می کرد با این ایده که فروشگاه های بزرگ را از بین ببرند. و پول نقد سریع کریسمس را برای خود تهیه کنند. نیازی به گفتن نیست که کار طبق برنامه پیش نرفت، احتمالاً به دلیل افسردگی ویلی و دوستی او با پسر جوان نامناسبی به نام تورمن مرمن، که باعث شد ویلی دچار افسردگی شدید الکلی شود و مارکوس در مفصل فرود آید.
کتی بیتس و بیلی باب تورنتون (از اول تا ر.) در BAD SANTA 2
سیزده سال به جلو. مارکوس اکنون از مفصل خارج شده است، ویلی هنوز یک الکلی افسرده است، و تورمن مرمن همگی بزرگ شده اند و هنوز به ویلی اهمیت می دهند. بنابراین، اگر شما ویلی هستید و شریک سابقتان (که اتفاقاً سعی کرد شما را بکشد) با یک طرح جدید ثروتمند شدن سریع که به مهارت های بی خطر درجه یک شما نیاز دارد، چه کاری انجام می دهید؟ شما می گویید بله، البته. اما چه اتفاقی می افتد وقتی متوجه می شوید این طرح زاییده فکر مادر خودتان است که دهه هاست او را ندیده اید (به نظر می رسد او به شما اجازه می دهد در جوانی به خاطر جنایاتی که مرتکب شده رپ بگیرید)، اما اکنون باید با هم متحد شوید. دوباره با او فقط یک سوم دو میلیون پول نقد به دست آورید؟ شما هنوز هم می گویید بله. و سپس تورمن مرمن را دارید که به دنبال عشق بابانوئل ظاهر می شود. نتیجهی این کار زشت، زمخت، بیادب، بیرحمانه، آشوبآمیز، با صدای بلند خندهای، بیش از حد خندهای سرشار از دل است.
مارک واترز، کارگردان «دختران پست»، تری زویگاف، کارگردان «بابانوئل بد»، و فیلمنامه جانی روزنتال و شاونا کراس، نقش کارگردانی را برعهده گرفت، کلید باقی مانده برای BAD SANTA 2، بازیگران آن هستند. خوشبختانه، بیلی باب تورنتون، تونی کاکس و برت کلی همگی در نقش ویلی، مارکوس و تورمن بازگشته اند، اما چاشنی اضافه شده به این دنباله، کتی بیتس در نقش مادر ویلی، سانی سوک است.
بیلی باب تورنتون و کتی بیتس (از اول تا مرد)، BAD Santa 2
اسطوره بازیگری، کتی بیتس که رزومه اش شبیه به Who's Who در فیلم است. او به عنوان مولی براون از غرق شدن 'تایتانیک' جان سالم به در برد. در «مصائب»، آنی ویلکس او «بزرگترین طرفدار پل شلدون» بود. به عنوان مامان بوچر سرانجام پسرش، 'The Waterboy' را تشویق کرد. چرا کتی بیتس حتی صدای یک گاو را در «شارلوت وب» صدا کرده است. و در تلویزیون ما را با شیطنتهایش در «دفتر» و «دو و نیم مرد» به خنده انداخت و در عین حال کنجکاوی بیمارگونه در نقش اگنس وینستد در «داستان ترسناک آمریکایی» را برانگیخت. و این حتی نوک کوه یخ نیست. در BAD SANTA 2، به عنوان Sunny Soke، این یک اجرای کتی بیتس است که ما هرگز شبیه آن را ندیده ایم. پوشیده از تات و پیرسینگ و موهاوک، پوشیدن لباس چرمی دوچرخهسواری و حضور در کافههای دوچرخهسواری، فقط دیدن شخصیت بیتس به اندازهای شگفتانگیز است که شما را بخیه میزند. اما سپس اجرا با ظرافت و خنده و قلب آشکار می شود و BAD SANTA 2 لایه غیرمنتظره دیگری را به خود می گیرد.
من با کتی بیتس در جریان تور مطبوعاتی اخیر لس آنجلس برای BAD SANTA 2 با کتی بیتس نشستم و با خنده های زیادی که بین ما به لطف حس شوخ طبعی او انجام شد، نه تنها در مورد BAD SANTA 2 بلکه برخی از تجربیات زندگی او صحبت کردم و در مورد همه چیز گپ زدم. از ودکای خوب گرفته تا سه پایه های انعطاف پذیر، ضبط کننده های زوم، خانواده و البته اشتیاق او – بازیگری.
کنفرانس مطبوعاتی BAD SANTA 2. 12 نوامبر 2016، لس آنجلس، کالیفرنیا. حق چاپ 2016 Elias Entertainment.
این بخش از Sunny Soke چیزی است که ما هرگز از شما ندیدهایم. و باید بگویم که با بازی مادر کلاوس در «فرد کلاوس» فاصله زیادی دارد.
[با خنده] واقعاً. براستی.
همانطور که به دوران حرفه ای بسیاری از بازیگران و هنرپیشه ها نگاه می کنید، به نظر می رسد که همه فیلمی با مضمون کریسمس ساخته اند. جذابیت بازیگری برای این فیلم های کریسمس چیست؟
فکر نمیکنم هیچکدام از آن فیلمها را بازی کنم، زیرا آنها فیلمهای کریسمس بودند. و مطمئناً من این فیلم را به خاطر بیلی باب [تورنتون] ساختم. وقتی او امروز صحبت می کرد، شما در آن کنفرانس بودید، وقتی او درباره ساخت دنباله صحبت می کرد، اگر تونی [کاکس] و برت [کلی] در آن نبودند، فکر نمی کنم این کار را انجام می دادم. همانقدر که بیلی باب را دوست دارم. من ممکن است بسته به فیلمنامه یا هر چیز دیگری داشته باشم، اما اجازه دهید اینطور بگوییم - با این بچه ها این کار بیهوده بود. اگر فقط بیلی باب بود، اگرچه من عاشق کار با او هستم، واقعاً باید فیلمنامه را می خواندم و می گفتم: 'خوب، می خواهم این کار را انجام دهم. بیایید در مورد این صحبت کنیم و واقعاً در مورد آن فکر کنیم.' زیرا همانطور که امروز گفتم، فقط دیدن آن بچه ها، فقط جادو است! این یک شیمی جادویی است که آنها به اشتراک می گذارند و شما واقعاً فقط می خواهید با آنها معاشرت کنید. و به عنوان یک بازیگر، به عنوان یک مجری، این طلاست.
تونی کاکس و کتی بیتس (L. to R.) در BAD SANTA 2
شیمی شگفت انگیز است. اما شما به درستی جا میشوید. البته، قبلاً در «رنگهای اصلی» با بیلی باب کار کردهاید.
آیا این به طرز درخشانی نوشته نشده است؟ الین می. و بیلی باب! اون صحنه! آیا این صحنه را دوست ندارید، خرس که در جنگل می لنگد؟ اوه اوه خدای من! این صحنه مورد علاقه من است. [خنده هیستریک]
چیزی که من متوجه شدم که مخصوصاً برای من با BAD SANTA 2 جذاب است، این است که وقتی شما فراتر از همه کمدیها و هرزگی، بیرحمی، بیرحمی و خندهها نگاه میکنید، اینجا قلب زیادی وجود دارد. و این قلب با این پویایی بزرگ والدینی که بین سانی و ویلی، ویلی و تورمن جریان دارد به وجود می آید. آیا این شما را در مورد فیلمنامه غافلگیر کرد، برای دیدن قلب که می آید؟ ویلی یک بطری داروی سرفه را برای سانی میخرد یا میدزدد.
[با خنده] می دانم. شیرین نبود؟ امروز به آن فکر کردم. من نمیخواهم پایان را تقدیم کنم، اما پایان بسیار لطیف است، اما در شخصیت است. وقتی او هدایای کوچک خود را به جا می گذارد، آنها شخصیت دارند. وقتی به اکران رفتم قلب را دیدم که شما به آن اشاره کردید. باید یک اکران میکردم تا بتوانم در این مورد با شما صحبت کنم و متوجه نشدم که [تورمن] چه زمانی آواز میخواند، فقط دچار لرز شدم.
برت کلی و کتی بیتس (از اول تا ر.) در BAD SANTA 2
و با صحنه نمایش کریسمس که در آن تورمن تکنوازی کریسمس خود را میخواند، مارک [واترز] دوربین را به سمت بالکن بالا میبرد و ویلی را در حالی که اشک میریزد، ایستاده است. آیا این چیزی بود که واقعاً در این فیلم شما را شگفت زده کرد؟ سطح قلب در آن؟
خیلی غیر منتظره بود هرگز انتظارش را نداشت. و همچنین مارک چگونه به طور یکپارچه آن را هدایت کرد. همانطور که شما گفتید، وقتی او دوربین را آنجا گذاشت، اما حتی با پیشروی طرح، به طور یکپارچه در آن جا قرار گرفت. اینطور نبود که بیایید اینجا مبهم شویم. از بقیه جریان فیلم گذشت. با امیدواری ترک می کنی بیا با آن روبرو شویم. همه با هم فرق دارند یاد چند تا از دوستانم افتادم. آنها همجنسگرا هستند حاملگی جایگزین داشتند و دوقلو داشتند. آنها به ایالتی رفتند که بهخاطر آدمهای خشن و قرمز گردنشان معروف بود. آنها سوار هواپیما شدند و شریک زندگی او با یک نوزاد روبرو بود و او با دیگری آنجا بود. و این مرد در کنار او نشسته بود که واقعاً شبیه یک راننده کامیون قرمز بود. پس دوستم گفت: «خدایا. خدایا اینجا ما رفتیم.» و او عصبی بود که بچه را در بغلش داشته باشد و همه چیز. بالاخره وقتی به هوا رفتند، این مرد رو به او کرد و گفت: عصبی هستی؟ و استیو گفت: 'آره.' و آن مرد گفت: 'بچه ها خوب می شوید.' شما فقط هرگز نمی دانید. تا زمانی که وقت بگذارید و واقعاً به کسی نگاه کنید، واقعاً به چشمان او نگاه کنید و واقعاً با آنها صحبت کنید. . و من فکر می کنم اکنون این پیام [BAD SANTA 2] است. امیدوارم مردم بروند و اول از همه پشت سرشان به این فیلم بخندند. اما امیدوارم به مردم نشان دهد که در هر یک از ما قلبی وجود دارد و شما نمی دانید که از کجا می آید.
شما این فیلم را با آن احساس کریسمسی ترک می کنید. شما واقعا انجام می دهید. و در هیچ یک از فیلمهای «کریسمس» تاکنون چنین چیزی را ندیدهایم. این به شما احساس کریسمس بیشتری نسبت به دیگران می دهد که بسیار تعجب آور است.
آره من هم همینطور فکر می کنم. خیلی خوشحالم. نمیدونستم چطور میشه همانطور که قبلاً گفتم، این شیمی بین بیلی باب و تونی. من فقط به آن احترام گذاشتم. اولین باری که با همه آنها ملاقات کردم به یاد دارم. ما در خانه بیلی باب بودیم و فکر می کنم یک لیوان ودکا خوردم [خنده]. او گفت: 'اوه، شما می خواهید؟' و من گفتم: «بله! آیا در خانه ودکا داریم؟»، چون کمی عصبی بودم. همه نشستیم و من گفتم: 'بچه ها، فقط باید به شما بگویم، من بسیار مفتخرم که اینجا هستم، این فرصت را دارم که این کار را با شما انجام دهم.' و من فقط می خواستم مطمئن شوم که گاری سیب را ناراحت نکرده ام. من نمی خواستم [سانی] لحن اشتباهی داشته باشد. من نمی خواستم او خیلی جدی، خیلی تاریک، هر چه باشد. من واقعاً مارک [واترز] را برای مدیریت همه اینها تحسین می کنم.
بنابراین، من باید بپرسم، چقدر لذت بخش بود که بخشی از Santa Con بود؟
وحشی بود! وقتی سر صحنه رفتم و دیدم که همه آنها چقدر متفاوت لباس پوشیده اند! من متوجه نشدم که این یک چیز واقعی است. گفتم: داری به من می زنی؟ واقعا سانتا کان وجود دارد؟» آنها گفتند: 'اوه بله! همه جا هستند.» هیستریک بود.
و باید یک سکانس اکشن انجام دهید!
میدانم! درست! درست! و با تفنگ! آنجا یک اسلحه خانه داشتیم!
تونی کاکس، کتی بیتس، بیلی باب تورنتون (از اول تا ر.) در BAD SANTA 2
چیزی که به نظر من قابل توجه است این است که شما سهم خود را از کارگردانی با پروژه های تلویزیونی مختلف انجام داده اید. فیلم تلویزیونی 'دختر آمبولانس' و سپس چند اپیزودیک. وقتی اکنون به فیلمنامهها نگاه میکنید، یا زمانی که روی پروژهای کار میکنید، آیا کلاه کارگردان کوچک زمانی که شما به چیزی نگاه میکنید، وارد بازی میشود، که چگونه ممکن است آن را از دیدگاه کارگردانی تفسیر کنید؟
نه. و دلیلی که قاطعانه می گویم این است که من آموزش دیده ام که شما می توانید هر بار فقط به یک چیز فکر کنید. فکر میکنم در این روزگار که مردم میگویند: «اوه، من میتوانم چند کار را انجام دهم»، من میگویم: «اوه، نه واقعاً». همچنین، چون بازیگری واقعاً بازی کردن است و کلمه بازی همیشه برای من وجود دارد. بنابراین وقتی بازیگر هستم، احساس میکنم: «خوب. این کار کس دیگری است! [خنده] من فقط می توانم بازی کنم. من فقط می توانم فکر کنم.» و همچنین به این دلیل که من همیشه می خواهم به عنوان شخصیت در کنار سایر شخصیت ها حضور داشته باشم. نمیگویم چه کسی، اما سالها پیش به یاد میآورم که با کسی که چنین ذهنیتی داشت، نمایشی اجرا کردم، که فکر میکرد «من کارگردان هستم و این کاری است که میتوانم انجام دهم». میتوانستم احساس کنم که او با من از صحنهها بیرون میآید و به جای اینکه با من در صحنه باشد، تماشا میکند که من چه میکنم. من هرگز نمی خواستم این کار را انجام دهم. این کار شخص دیگری است که این کار را انجام دهد و من می توانم مثل یک بچه بازی کنم. خیلی سرگرم کننده است
آیا می خواهید برگردید و کارگردانی بیشتری انجام دهید؟
می دانید، اخیراً یکی از من در مورد آن سؤال کرد. دلیل توقف من این بود که در سال 2003 به سرطان تخمدان مبتلا شدم و شیمی درمانی کردم و این باعث شد تا مدتی از وجودم خارج شود. بعد مجبور شدم کار کنم و پول در بیاورم و در آن زمان به عنوان کارگردان نمی توانستم پول زیادی به دست بیاورم، بنابراین به کارم به عنوان بازیگر ادامه دادم. اخیراً پنج سال پیش ماستکتومی دوبل انجام دادم، اما احساس خوبی دارم و خیلی سالم هستم، و وزنم را کم کردم و احساس می کنم انرژی زیادی دارم، و در نظر دارم شاید یک قسمت را اینجا انجام دهم. یا چیزی وجود دارد اما مطمئناً کش و زمان مارک را ندارم، زیرا شما واقعاً برای یک سال یا بیشتر به یک پروژه وابسته هستید. من جیوهدارتر از این هستم! [خنده]
جسیکا تاندی و کتی بیتس (ل. تا ر.) در فیلم گوجه فرنگی سبز سرخ شده
حرفه شما داستان است. طولانی است. در این مرحله با نقش ها و شخصیت هایی که بازی کرده اید نمادین است. بزرگترین هدیه ای که بازیگری به شما داده است و شما را ادامه می دهد چیست؟
هوم [مکث طولانی]. اشتیاق به زندگی، مطمئناً. دلیلی برای زندگی کردن، مطمئناً. وقتی سالها پیش با جسیکا تندی در «گوجهفرنگی سرخشده» کار کردم، انگار 16 ساله بود. اما او 84 ساله بود. و من خسته بودم. من برای فیلم Misery در یک تور به ژاپن رفته بودم و تمرکزم را از دست داده بودم. یک روز به تریلرش زدم و او آن را باز کرد و یک نگاه به صورتم انداخت و گفت: می خواهی با آن زن عاقل صحبت کنی؟ [با خنده] گفتم: «بله! انجام میدهم!' او به من توصیه کرد که به تئاتر برگردم، که من انجام ندادم. من باید داشته باشم. اما به طرز عجیبی به تئاتر برگشته ام و حالا با این کمدی که برای چاک لور به نام «از هم گسیخته» انجام می دهم، برگشته ام. . . احساس می کنم این بازی من با چاک است. و من دوست دارم به برادران وارنر برگردم و برای پیتر راث کار کنم. فکر می کنم فقط چند سال اینجا بمانم، امیدوارم. ما این کار را برای NetFlix انجام خواهیم داد. این یک پرنده خواهد بود. . . ما اولین تماشاگر بزرگ خود را داشتیم و همین الان آن را چهارشنبه شب فیلمبرداری کردیم. البته حضور در مقابل تماشاگران و توانایی انجام یک کمدی از نظر حس و حال فوق العاده بود. اما همچنین، یک صندلی کوچک در پشت پیدا کردم زیرا میخواستم مطمئن شوم که خطوطم درست است. و من را به یاد زمانی انداخت که برای اولین بار در سانتا ماریا، کالیفرنیا، زمانی که خیلی جوان بودم، تئاتر را شروع کردم. 1969. من در استفراغ دراز می کشیدم و روی صحنه فقط به آنها نگاه می کردم و بارها و بارها آن را تماشا می کردم. من به تنهایی در تاریکی خواهم بود. وقتی روی این صندلی کوچک نشسته بودم، همین حس را داشتم و صحنه های دیگر را می شنیدم. من فقط فکر می کنم 'من خانه هستم.' و من فقط احساس سپاسگزاری می کنم. از زنده بودنم احساس قدردانی می کنم. از اینکه کار میکنم و به چالش کشیده میشوم و کاری را که دوست دارم انجام میدهم و به دیگران لذت میبرم، ادامه میدهم، احساس قدردانی میکنم. و حالا که درست در وسطی هستم که میتوانم احساس کنم آنها میخندند و لذت میبرند، نمیدانم چگونه به اندازه کافی از شما تشکر کنم.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب