Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07578.jsonl.gz/2

چهرههای تاریخی
تحقیق و گردآوری از BlueArt.ch
دریاسالار هوراسیو نلسون (1805-1758) که به لرد نلسون شهرت داشت. یک افسر بریتانیا در نیروی دریایی سلطنتی. او در آغاز به جهت سرپیچی های مکرر از دستور فرمانده مافوق خود مشهور بود و همواره از استراتژی و تاکتیک های غیر متعارف خود عمل می کرد…
دریاسالار هوریشیو نلسون 1805-1758 (Admiral Horatio Nelson) ملقب به لرد نلسون (Lord Nelson)، یک افسر ارشد نیروی دریایی سلطنتی بود که به دلیل نبوغش در استراتژی و تاکتیک های جنگی، بخصوص در دوره جنگ های ناپلئون، پیروزیهای بزرگی را برای انگلستان به ارمغان آورد. او اسطوره ای از یک فرمانده جسور است که همواره پیشتاز رزمندان بوده و بارها به شدت مجروح شد. دست راستش را در نبرد سانتا کروز جزیره تنریف (Santa Cruz de Tenerife) و یک چشم خود را در نبرد کورسیا (Corsica) از دست میدهد. او نهایتا در سال 1805 در نزدیکی بندر کدیز (Cádiz) در نبرد ترافالگار (Trafalgar) با شکلیک گلوله یکی از سربازان دشمن جان باخت.
او به جهت انواعی از سرپیچی ها از فرمان مافوق خود و پیروی از پیش بینی های شخصی که باعث پیروزی در جنگ های مختلف شد، شهرت داشت. نمونه بارز آن در نبرد سنگین کیپ سنت وینسنت (Cape St. Vincent) در مقابل اسپانیایی ها در سال 1797 بود. بین سالهای 1794 تا 1805 به جهت وجود او، بریتانیا برتری خود را به ناپلئون و نیروهای فرانسوی ثابت کرد. او از دفاع از کشورش پا فراتر میگذارد و فرانسه را که در سال 1798 قصد تسخیر مصر و در اختیار گرفتن راه ارتباطی تجارت بین قاره ای را داشت، در نبرد نیل (The battle of Nile) شکست داد و بطورکلی از منطقه دریای مدیترانه راند. در نبرد بزرگ ترافلگار (Trafalgar) در سال 1805 خطاب به رزمندگان گفت: “اینک هر کسی باید وظیفه خود را در قبال وطنش به حد کمال برساند.” در این نبرد سنگین که نلسون در همان ساعات اولیه، ناوگان دشمن را فلج می کند، دقایقی مانده به پیروزی، چند کشتی باقیمانده با دوره کردن کشتی فرماندهی نلسون HMS Victory یک تک تیر انداز فرانسوی موفق میشود سینه نلسون را مورد هدف قرار دهد. او چند دقیقه قبل از پایان یافتن جنگ درگذشت. آخرین حرف نلسون پس از اطلاع از پیروزی قریب الوقوع این جمله بود: “اکنون آسوده خواهم خوفت. خدا را شکر، من به وظیفه خود عمل کردم.”
نلسون در یک بشکه از شراب برندی (Brandy) به انگلستان برده شد و در مراسم باشکوهی به خاک سپرده شد. ستون بسیار عظیمی در میدان ترافالگار لندن ساخته شد که در بالای آن مجسمه او قرار دارد. همچنین خیابانهای متعددی به افتخار رشادتها و شجاعتش، به اسم او نامگذاری شد.
در کلاسهای درس اینگونه فرا گرفته ایم که کریستف کلمب (Christopher Columbus)، اقیانوس بی انتهای آبی را کشتیرانی کرد و قاره آمریکا را کشف کرد. اما در این سفر کاوشگرانه، واقعیت داستان چیز دیگریست. کریستف کلمب (1451-1506) یک تاجر و دریانورد اهل ژنو (Geneva) از ایتالیا بود. او از طرف پادشاهی اسپانیا و با پرچم تاج کاستیل (Crown of Castile) مأموریت داشت تا راهی از سمت غرب به سوی هندوستان بیابد. کسی تا آن زمان نمیدانست با عبور از عرض اقیانوس اطلس، به جای آسیا به آمریکا خواهد رسید. کریستف کلمب هرگز ندانست که قارهای ناشناخته و جدید را کشف کردهاست.
در 3 اوت سال 1492، سه کشتی کاراول به فرماندهی کریستف کلمب در کشتی گالئون معروف خود بنام سانتا ماریا (Santa Maria)، به همراه 90 دریانورد، بندر پالوس (Palos) را ترک کردند و در آبهای آزاد براه افتادند. در آغاز اوضاع خوب به نظر میرسید و ملوانان کاملاً از کلمب فرمان میبردند ولی پس از چند روز که ساحل در زیر خط افق ناپدید شد، به تدریج دچار ترس و وحشت شدند. تا آن زمان تمام کشتیهایی که در اقیانوس اطلس سفر میکردند یکی از دو مسیر شمالی یا جنوبی را در پیش میگرفتند و همواره از نزدیکی کرانههای اروپا یا آفریقا عبور میکردند. اما اکنون آنها درحال رفتن به بخشهای ناشناخته مرکزی بودند؛ جایی که به عقیدهٔ عوام، پر از هیولاهای هولناک بود و طوفانهای شدید راه کشتیها را میبست.
اما کریستف کلمب با وجود تمام مشکلات در این راه به سفر خود ادامه می دهد. به تصور او، آنها از مسیر دیگری به هندوستان رسیده اند در حالیکه آنها پا بر یک خشکی جدیدی که بعدها آن را “آمریکا” نامگذاری کردند نهادند. به همین دلیل اقوام بومی – و امروزه اصیل آمریکایی، همچنان هندو خطاب میشود.
جیمز کوک (James Cook)، دریانورد و کاوشگر بریتانیایی بود (1728-1779). او سه سفر اکتشافی مهم را فرماندهی کرد که در طی آنها، بسیاری از جزایر اصلی اقیانوس آرام – همچون استرالیا، زلاندنو و هاوائی – توسط او شناسائی و نقشه برداری شدند. شجاعت کوک در اکتشاف مناطق پرخطری همانند مدار جنوبگان (Antarctic) و منطقهٔ صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا (Great Barrier Reef)، توانائی در رهبری کردن افراد در شرایط دشوار و مهارت فراوان در فنون دریانوردی، مساحی و نقشهبرداری، او را در شمار موفقترین کاشفان زمان خود قرار میدهد. دانشگاه جیمز کوک (James Cook University) به افتخار وی درتانزویل (Townsville) استرالیا تأسیس شده است.
در سال ۱۷۶۹، انجمن سلطنتی به کوک مأموریت داد تا برای رصد و ثبت کردن عبور سیاره زهره از جلوی خورشید عازم اقیانوس آرام شود. وی کشتی اِندِوِر (Endeavour) را برای این سفر برگزید. هیئت اکتشافی ۹۴ نفره به فرماندهی کوک در ۲۶ اوت ۱۷۶۸ میلادی بندر پلیموث را ترک کردند و در ۱۳ آوریل ۱۷۶۹ میلادی در جزیرهٔ تاهیتی پیاده شدند. به دستور کوک دژی کوچک و یک رصدخانه در محل ساخته شد و در سوم ژوئن عملیات رصد عبور سیارهٔ زهره از جلوی خورشید با موفقیت به انجام رسید؛ هرچند به علت نبود ابزار پیشرفتهٔ علمی اندازهگیری دقیق این پدیده ممکن نگردید.
در قرن هجدهم گزارشهای پراکندهای به اروپائیان رسیده بود حاکی از این که در نیمکره جنوبی قارهای بزرگ قرار دارد به نام Terra Australis (سرزمین جنوبی). انجمن سلطنتی و بویژه یکی از اعضای آن الکساندر دالریمپل (Alexander Dalrymple) به وجود این سرزمین سخت باور داشتند و به کوک دستور داده بودند که پس از پایان عملیات رصد سیارهٔ زهره، به سمت جنوب ادامهٔ مسیر دهد و به جستجوی قارهٔ مذکور بپردازد.
کوک یکی از اهالی تاهیتی به نام توپایا (Tupaia) را که با آبهای اقیانوس آرام آشنایی کامل داشت، به عنوان راهنما به کار گرفت. آنها با کمک وی به زلاندنو رسیدند و کوک برای اولین بار از تمام خطوط ساحلی این جزایره نقشه برداشت. در نقشه او فقط چند اشتباه جزئی به چشم میخورد. (مثلاً شبهجزیره بنکس (Banks) به جای جزیره گرفته شده و جزیره استوارت (Stewart) قسمتی از جزیره جنوبی به حساب آمدهاست) وی همچنین تنگه کوک را کشف کرد که جداکنندهٔ جزیره شمالی و جزیره جنوبی زلاندنو است و یک قرن پیشتر از چشم تاسمان (Abel Janszoon Tasman) دور مانده بود.
کوک سپس به سمت غرب راند تا به استرالیا رسید و کرانههای شرقی آن را کاوش کرد. کاشفان در ساحل خلیج کوچکی پا به خشکی گذاشتند و برای نخستین بار فرصتی یافتند تا نظری به گیاهان و جانوران استرالیا بیندازند و با بومیان ملاقات کنند. این محل که نخستین منطقه مستعمره نشین بریتانیا در استرالیا شد، پوشش گیاهی بسیار متنوعی داشت؛ از این رو کوک آن را خلیج گیاهشناسی (Botany Bay) نامید.
کوک پس از ترک خلیج مسیر خود را در امتداد ساحل به سوی شمال ادامه داد. یک اتفاق در هنگام سفر سبب شد تا کوک صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا (Great Barrier Reef) راهم کشف کند. اما در ۱۱ ژوئن ۱۷۷۰ میلادی کشتی او به یکی از این صخرههای زیرآبی برخورد و به گِل نشست. کشتی ایندیوور از این تصادم آسیب فراوان دید و ناگزیر به دهانه رودخانه ای (که اکنون ایندیوور (Endeavour) نامیده میشود) در شمال شرقی استرالیا هدایت گردید. تعمیر کشتی حدود هفت هفته به طول انجامید. هیئت اکتشافی این فرصت را برای بررسی وضعیت زندگی سکنه محلی و گیاهان و جانوران غنیمت دانستند.
پس از آماده شدن کشتی، کوک راه بازگشت را در پیش گرفت و پس از عبور از تنگه تورس (Torres Strait) میان استرالیا و گینه نو، پیمودن مسیر غربی و دور زدن دماغه امید نیک (Cape of Good Hope)، پس از دو سال و یازده ماه به بریتانیا مراجعت کرد. یادداشتهای کوک بلافاصله پس از رسیدنش منتشر شد و اگرچه در محافل علمی او را همچون یک قهرمان بزرگ داشتند، در میان عامه مردم جوزف بنکس (Joseph Banks) گیاهشناس اشرافزاده مقبولیت بیشتری یافت.
دریاسالار جان جرویس (Admiral John Jervis) (1823-1735) در سیزده سالگی وارد نیروی دریایی سلطنتی انگلستان شد و 73 سال تمام خدمت کرد. او یکی از درخشان ترین فرد نیروی دریایی بود که بسیاری از پیروزی های معروف مدیون اوست. یک رکورد جهانی.
یک دریادار مشهور انگلیسی، متولد Meaford Hill ، Staffordshire در ایام نوجوانی به دریا می رود و با شجاعتی که از خود در ۱۷۵۹ کبک () نشان می دهد، به سرعت شکوفا و اسم و رسم پیدا می کند. او در سال ۱۷۹۳ فرماندهی مقابله با فرانسویها را در دریای هند غربی بر عهده می گیرد و چهار سال بعد، تحت عنوان دریاسالار ناوگان مدیترانه، افتخارات پیروزی درخشان بر ناوگان ترکیبی فرانسه و اسپانیا را در جنگ کیپ سنت وینسنت (Cape St. Vincent) همراه با هوراسیو نلسون (Horatio Nelson) را بدست می آورد. به همین دلیل به او لقب افتخار اشرف سنت وینسنت (The Earl of St. Vincent) داده می شود.
او در سالهای آخر زندگی خود ، به دلیل بیماری و از آنجا از همسر خود مارتا (Martha) که در سال 1816 درگذشت بی فرزند ماند، بیشتر و بیشتر از زندگی عمومی کناره گرفت و عزلت گزید. او در جریان تاجگذاری جورج چهارم (George IV) در سال 1821، به بالاترین مقام در نیروی دریایی سلطنتی منصوب شد. از آنجا که جرویس وارثی نداشت، او بخش زیادی از داراییهای خود را وقف بازماندگان جنگ کرد. وی در 14 مارس 1823 در روچتس (Rochetts) درگذشت. حداقل سه کشتی و دو ناوچه سنگی (ناوچه سنگی، بطور غیر رسمی به یک مرکز نیروی دریایی در جزیره اطلاق می شود) به افتخار او نامگذاری شد.
ویلیام بلای (1754-1817) یک ناخدای نیروی دریایی انگلیس بود که حضور وی در بیش از سی کشتی به ثبت رسیده است. اما شاید تاریخ او را با سفر ماجراجویانه HMS Bounty میشناسند. او زندگی حرفهای خود را با فراز و نشیبهای فراوان سپری کرد.
بلای در 7 سالگی به عنوان پادو سوار کشتی شد و به دریا رفت و در سال 1770 رسما به نیروی دریایی سلطنتی پیوست. وی بین سالهای 1776 و 1780 مسئولیت ناوبری کشتی HMS Resolution را در سفر سوم کاپیتان جیمز کوک (James Cook) عهدهدار بود. در سال 1787 دولت انگلیس فرماندهی کشتی HMS Bounty به عهده بلای سپرد تا به جزیره تاهیتی (Tahiti) رفته و گیاهان میوه نان را جمع آوری کند تا غذای ارزان برای بردگان هند غربی فراهم کنند. سفر به تاهیتی دشوار بود. کشتی بانتی پس از یک ماه تلاش ناموفق برای رفتن به غرب از مسیر دور زدن آمریکای جنوبی، سرانجام توسط هوای طوفانی و بادهای مخالف ناچار شد راه طولانیتری را به شرق اطراف نوک جنوبی آفریقا را برای رسیدن به مقصد طی کند. این تاخیر باعث اقامت بیشتر در تاهیتی شد، زیرا بلای مجبور شد پنج ماه صبر کند تا گیاهان نان به اندازه کافی بالغ شوند تا در خاک گلدان قرار گیرند و قابل حمل شوند.
ملوانان طی مدت اقامت خود در این جزیره خود را در بهشت احساس کردند. طبیعت زیبا، زنان خوشگل، غذاهای خوشمزه و پذیرایی گرم بومیان نهایتا بوی شورش علیه ناخدا بلای را میداد که تنها به ماموریتی که داشت متمرکز بود. بالاخره بعد از رسیدن فصل مناسب و جمعآوری گیاهان و ترک هایتی، خدمه به سرپرستی فلچر کریستین (Fletcher Christian) که از منزوی و سختگیر بودن بلای به تنگ آمده بودند، او و 18 خدمهای که هنوز به کاپیتان وفادار بودند را از کشتی اخراج کرده و آنها را با برخی لوازم اولیه و بدون نقشه به داخل قایق و دریا انداختند. کاپتان بلای با حداقل امکانات و تنها یک قایق کوچک، بیش از 3500 مایل به مدت چهل و هفت روز دریانوردی میکند تا اینکه بالاخره طبق محاسباتش به بندر شهر کوپانگ (Kupang) در جزیره تیمور(Timor) میرسد. یک رکورد تاریخی بزرگ در حالیکه طی آن تنها یکی از هجده ملوان وفادار خود را از دست میدهد. کاپیتان بلای سرانجام در سال 1790 دوباره به تاهیتی رفته و با موفقیت گیاه نان را به هند غربی وارد میکند.
بلای بین سالهای 1795 و 1802 در كمپرداون (Camperdown) و كپنهاگن (Copenhagen) علیه فرانسویها حضور داشت، جایی كه توسط دریادار لرد هوراسیو نلسون (Admiral Lord Horatio Nelson) مورد تمجید قرار گرفت. حضور درخشان او در نیروی دریایی و ماموریتهای اکتشافی و تحقیقاتی، منجر به انتخاب وی به عنوان عضوی از انجمن سلطنتی در سال 1801 شد. بلای در سال 1806 با دستورالعملهایی، مامور پایان دادن به انحصار تجارت توسط افسران سپاه نیو ساوت ولز (New South Wales) شد. در سال 1811 ویلیام بلای به انگلستان بازگشت. جایی که چند سال بعد، همسرش الیزابت (Elizabeth) پس از 31 سال ازدواج درگذشت. او قبل از بازنشستگی، در سال 1814 به جانشینی سردار کل و معاون دریادار ارتقا درجه یافت. اما پس از بازنشستگی، زندگی خود را فرزندانش در کنت (Kent) گذراند. دختر کوچک وی، آن (Anne)، متولد 1791، از نظر ذهنی معلول بود. او هرگز حرف زدن را یاد نگرفت و از بیماری صرع رنج میبرد. برخلاف فرهنگ آن زمان و بخصوص طبقه اجتماعی که او داشت، بلای رابطه بسیار عاطفی با دختر معلول خود داشت و او را همواره با ویلچر به پیاده روی میبرد. کاپیتان ویلیام بلای سرانجام در سال 1817 در حین مراجعه به پزشک درگذشت.
نسخه دست خط دفتر روزانه کاپیتان ویلیام بلای هنوز در کتابخانه ملی استرالیا (National Library of Australia) موجود است. کتابها، فیلمهای مستند و سینمایی بسیاری به تعبیر و تفسیر واقعیت ماجرای کشتی Bounty پرداختهاند. ”Mutiny on the Bounty” یک فیلم درام و حماسی آمریکایی است که در سال 1962 توسط کمپانی Metro-Goldwyn-Mayer به کارگردانی لوئیس مایلستون (Lewis Milestone) و بازیگران مارلون براندو (Marlon Brando)، ترور هوارد (Trevor Howard) و ریچارد هریس (Richard Harris) به نمایش درآمد.