Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07580.jsonl.gz/7

نویسنده: دبی لین الیاس
مانیش آچاریا، کارگردانی که اولین بار است به لطف فیلم کمدی کمدی رمانتیک الهام گرفته شده، LOINS OF PUNJAB PRESENTS، وارد مدار فیلم مستقل می شود. این فیلم که توسط آچاریا و یکی از نویسندگان آنواب پال نوشته شده است، در طول سه روز در نیوجرسی اتفاق میافتد و شرکتکنندگان در یک مسابقه از طریق یک مسابقه به مدت سه روز در نیوجرسی هستند.
جایزه نقدی 25,000 دلاری در یک نمایش واقعیت خوانندگی با عنوان 'Desi American Idol' با حمایت مالی شرکت عنوان گوشت خوک. LOINS OF PUNJAB PRESENTS، ترکیبی دلپذیر از استایل ساختگی با دیالوگهای شوخآمیز و تعداد بیشماری از رقبای قابل اتصال که با پیچیدگی احساسی شگفتانگیز تعامل دارند، دلگرمکننده و بهطور مسخرهای خندهدار است و مرا به این باور میرساند که چیزهای بزرگتر و بهتری از دیدگاه آچاریا میآیند. . من اخیراً فرصتی پیدا کردم که با او در مورد فیلم صحبت کنم.
MSD: پیدایش این پروژه چه بود؟ از کجا به وجود آمد و چگونه شکل گرفت؟
آچاریا: ایده فیلم از یک استارباکس در مرکز شهر منهتن سرچشمه گرفت. من و یکی از دوستانم در مورد علاقه جدید غربی ها به همه چیزهای بالیوود صحبت می کردیم و احساس می کردیم که بسیاری از آنها این عامل را از دست داده اند که به نظر ما باعث می شود فیلم های هندی در فرهنگ هند بسیار فراگیر شود - آهنگ ها. . و سپس در مورد یک مسابقه خوانندگی که در نیوجرسی بودم بحث کردیم و فیلم شروع به شکل گیری کرد. ما با انواع افرادی که رقابت می کنند شروع کردیم، که در بین آنها این مسابقات را بسیار جدی می گیرند، چرا آنها شرکت می کنند و LOINS OF PUNJAB PRESENTS متولد شد.
MSD: الهام بخش شما برای این داستان چه بوده است؟
آچاریا: شخصیتهایی که فیلم را پر میکنند و زندگی، الهامبخش بودند.
MSD: چگونه فیلمنامه را توسعه دادید؟ آیا با سبک جریان آزاد می نشینید و می نویسید؟ ایده بگیرید و صحنه ها را توسعه دهید؟ یا ابتدا شخصیت ها را خلق کنید؟
آچاریا: شخصیت ها اول شدند. در واقع، اولین 'لیست کوتاه' ما حدود 12 شخصیت احتمالی داشت و در فیلم نهایی ما شش شخصیت داریم. بنابراین حدس میزنم، ما برای یک دنباله کافی داریم. برای این فرآیند، پاسخ زیر را ببینید.
MSD: با نویسنده دیگری کار می کنید؟ روند نوشتن شما چگونه است؟
آچاریا: برای LOINS، نویسنده همکارم، آنواب پال، و من با طرح کلی گام شروع کردیم. ما هر صحنه، از جمله دیالوگهای احتمالی را مورد بحث قرار میدادیم و آن را در قالب پاراگراف و فرمت نقطه گلوله، البته به اختصار خودمان، بیان میکردیم. این یک سند بسیار دقیق و به طور کلی غیرقابل خواندن برای هر کسی جز ما دو نفر شد. سپس آنواب آن را می گرفت و صحنه را برجسته می کرد. خلاصه او این بود که بدون ویرایش خودش بنویسد. بنابراین، برای مثال، اولین پیش نویس او بیش از 240 صفحه بود (فیلمنامه نهایی کمتر از 100 صفحه بود). صحنه هایی را که می نوشت می گرفتم و وحشیانه به آنها حمله می کردم، گاهی به سادگی آنها را ویرایش می کردم و گاهی بازنویسی می کردم.
این به خوبی کار کرد و به نقاط قوت ما کمک کرد. Anuvab صفحه خالی را لایک می کند و به صورت جریانی از آگاهی می نویسد. برای من، صفحه خالی یک مانع است. با این حال، وقتی چیزی در صفحه وجود دارد که فکر میکنم میتوان آن را بهبود بخشید، هیچ مانعی وجود ندارد. بنابراین، ما به عنوان یک تیم کاملاً خوب کار کردیم. اگرچه ما هنوز در مورد اینکه چه کسی رقصنده دیسکو بهتر است بحث می کنیم.
MSD: آیا همیشه قصد شما کارگردانی این فیلم بود؟
آچاریا: بله.
MSD: ملاحظات اصلی شما هنگام انتخاب این فیلم چه بود؟
آچاریا: من همیشه به دنبال بازیگرانی هستم که بتوانند کارگردانی کنند، قادر به اجرای چندین تفسیر و درجه بندی از یک احساس باشند و چشمانشان زنده باشد!
MSD: نیوجرسی - انتخاب ایالت باغ را توضیح دهید. یک انتخاب عجیب اما در خور فیلم. آیا هنگام نوشتن برای جرسی برنامه ریزی کردید؟
آچاریا: ما همیشه جرسی را در زمان نوشتن فیلم در ذهن داشتیم. شاید این از این واقعیت ناشی می شد که من مسابقات استعدادیابی را می شناختم که بی شباهت به مسابقه ساختگی ما در نیوجرسی بود. همچنین، وقتی آنواب و من در نیویورک با هم آشنا شده بودیم، و نوشتن فیلمنامه را در آنجا شروع کردیم، مهاجر سرخپوست آمریکایی واقعاً سنگ محک مشترک ما بود، تجربه مشترک ما.
MSD: داستان در حالی که بسیار خنده دار است، بر اساس حقیقت بزرگی است. آیا این بر اساس یک تجربه شخصی است یا هدف شما از کمی سیخ کردن تفسیرهای سیاسی/اجتماعی-اقتصادی به شیوه ای سرگرم کننده بیان شده است؟
آچاریا: قطعا دومی بود. شخصیتها در عین خیالی بودن، از زندگی واقعی گرفته شدهاند و زیرمتن سیاسی عمدی است. در واقع شبانا آزمی بازیگر نقش خانم کاپور در این فیلم به من گفت یکی از دلایلی که برای ساخت این فیلم موافقت کرده این بوده که با سیاست فیلم موافق است.
با این حال، هدف اصلی فیلم سرگرمی است. زیرمتن برای کسانی است که تصمیم می گیرند عمیق تر کاوش کنند.
MSD: شما در اینجا تعداد بیشماری شخصیت التقاطی دارید. چگونه هر کدام را توسعه دادید؟ آیا آنها به همان اندازه که روی پرده هستند روی کاغذ زنده و زنده بودند یا با بازیگرانتان کار کردید تا ویژگی ها، شخصیت ها و ظرایف را در طول فیلمبرداری بیشتر بسازید یا همه چیز را «در سنگ» و بازیگرانی که بر اساس کلام و خلاقیت شما ساخته شده بودند، داشتید؟
آچاریا: برای هر شخصیت یک داستان کامل در ذهنم بود. می توان گفت برای 8-10 شخصیت اصلی، به همان اندازه فیلم بلند در ذهنم بازی می کرد. و من فقط تکه هایی از این فیلم ها را می گرفتم تا در LOINS قرار دهم.
کاراکترها روی کاغذ زنده و زنده بودند، این چیزی است که به ما کمک کرد تا به اندازه بازیگرانمان دست پیدا کنیم. با این حال، من معتقدم که انتخاب بازیگران 50 درصد کارگردانی است و من این بازیگران را انتخاب کردم زیرا معتقد بودم که آنها برای زنده کردن این شخصیت ها بهترین خواهند بود. و آنها بودند.
علاوه بر این، فرآیند ویرایش، با شکل دادن به اجراها، استفاده از قطعات کوچکتر از برداشتها برای ایجاد صحنهای جدید (و بنابراین برداشتی متفاوت از اجرا)، یا ارائه دیالوگ از یک برداشت به اجرای بصری، این شخصیتها را بیشتر «بهبود» کرد. از دیگری و غیره
من فکر میکنم که دادن اعتبار به نویسندگی، بازیگری، کارگردانی یا تدوین فیلم نسبت به روند کلی خلاقیت ناعادلانه است. من معتقدم که همه نقش مهمی در «توسعه» شخصیتهای نهایی داشتند.
MSD: چقدر به بازیگران خود آزادی می دهید تا به صورت آزادانه یا ورودی به صحنه یا شخصیت را وارد کنند؟
آچاریا: من معتقدم که فیلمنامه مربوط به یک فیلم است، همانطور که یک طرح معماری برای یک آسمان خراش است. همانطور که یک معمار چیزها را به طور تصادفی جابه جا نمی کند، کارگردان یا بازیگر نیز نباید چیزها را جابجا کنند. بنابراین ما همیشه مطمئن بودیم که صحنهها و دیالوگها همانطور که در فیلمنامه نوشته شده است. در برخی موارد، ما کمی به صورت آزاد عمل میکردیم، اما با علم به اینکه یک نمونه خوب در قوطی داشتیم که دقیقاً مطابق با فیلمنامه بود.
یک نکته در اینجا: در دوره پیش تولید، با بازیگران کار میکردم و چیزهای خوبی از تمرینها و ممیزیها را وارد فیلمنامه میکردم. با این حال، زمانی که وارد صحنه شدیم، فیلمنامه استاد بود.
MSD: بهترین تجربه شما در طول فیلمبرداری. . .
آچاریا: در سطح عمیق احشایی، یاد بگیرید که سفر مهمتر از مقصد است.
MSD: سخت ترین یا خدای ناکرده بدترین جنبه تیراندازی. . .
آچاریا: برخورد با پرسنل مشکل یا نالایق (چه در خدمه و چه در گروه بازیگران).
MSD: اگر یک چیز وجود داشته باشد که می خواهید مخاطبان از این فیلم بگیرند، آن چیز چیست؟
آچاریا: هر زمان که به شخصیتهایی که «با آنها» ملاقات کردهاند فکر میکنند، لبخند بزرگی بر لبانشان مینشیند.
MSD: اگر یک چیز بود که شخصاً از این فیلم برداشت کردید، آن چیست؟
آچاریا: فیلم تنها زمانی کامل می شود که مخاطب واکنش های خود را به آن اضافه کند. و اینکه من بسیار کمتر از آنچه فکر می کردم استعداد دارم. و من باید با برنامه بعدی خود پیشرفت کنم.
MSD: در آینده چه خبر است؟
آچاریا: من در حال حاضر روی 3 پروژه مختلف کار می کنم که دو پروژه باید در سال 2009 وارد مرحله تولید شوند. فیلمی که من از آن بسیار هیجان زده هستم یک فیلم کمیک هیجان انگیز است که در توکیو و بمبئی اتفاق می افتد.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب