Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07551.jsonl.gz/3

نویسنده: دبی لین الیاس
من آن را قبول دارم. من در حال حاضر در بهشت جو سوانبرگ هستم. او بازیگری می کند، می نویسد، کارگردانی می کند، تولید می کند. او دمدمی، عجیب، حتی عجیب و غریب، سرگرم کننده ارائه می دهد و سپس در نوبت یک سکه، با مضمون و پیام هایی که شما را به فکر فرو می برد به شدت به شما ضربه می زند. و در حال حاضر، ما دو فرصت داریم تا به دو جنبه مختلف جو سوانبرگ در صفحه نمایش بزرگ نگاه کنیم. جو سوانبرگ با بازی فوقالعادهاش در YOU'RE NEXT، آخرین فیلم آدام وینگارد که وحشت را بر سر میآورد، و سپس رفقای نوشیدنیاش که سوانبرگ را بهعنوان نویسنده/کارگردانی بالغتر و مشخصتر نشان میدهد، به یک ویژگی داغ تبدیل شده است. خارج شدن از دنیای با بودجه خرد هندی ها مانندLOL، گلوله های نقره ایوV/H/Sسوانبرگ به دنیای آبجوسازی کوچک آبجوهای صنایع دستی و دنیای میکروسکوپی روابط با رفقای نوشیدنی، متفکر، تأمل کننده و قدردان زندگی که اکنون دارد و رشدی که به عنوان یک مرد و یک فیلمساز تجربه می کند، است.
من با جو برای این مصاحبه اختصاصی 1:1 نشستم و در مورد شما بعدی هستید، رفقای نوشیدنی، بزرگ شدن و دوستان فیلمسازی صحبت کردم.
من YOU'RE NEXT را دیدم که یکی از باحال ترین فیلم های لعنتی است که تا به حال دیده ام! من نام شما، تی وست، لری [فسندن] و آدام [وینگارد] را دیدم و این تنها چیزی است که حتی برای دیدن فیلم نیاز داشتم. بعد عملکردت را دیدم - تو دوست داشتنی نیستی، بعد مغرور و مغرور و زمین می خوری، تلو تلو می خورد و خیلی خوب خونریزی می کنی. و سپس جسارت دروغین و شهادت تیری از پشتت بیرون کشیدن. . .تو اون پسری هستی که فقط میخوای به سرش بزنی و بگی: 'بالا، مرد!'
میدونم میدونم. باور کنمن بسیار مفتخر و هیجان زده هستم که با آن کاری دارم. [خنده] این نقش بسیار خوبی است.وقتی فیلمنامه را برایم فرستادند، بلافاصله بسیار هیجان زده شدم. آیا این وحشی نیست که این جامعه کوچک در این فیلم است که افراد زیادی می خواهند ببینند؟ برای من تکان دهنده است این استواقعاً عجیب است که فکر کنید بسیاری از ما برای مدت طولانی روی این پروژه های کوچک با هم کار کرده ایم و اکنون ناگهان، انگار در حال رانندگی هستید و همه جا بیلبوردهایی وجود دارد.. فکر نمیکنم 99 درصد افرادی که به این فیلم میروند متوجه شوند که چقدر عجیب است که همه این افراد با هم هستند.
این یک جادوی بزرگ در بین همه شماست و این چیزی است که بعداً می خواستم از شما بپرسم، اما ممکن است اکنون به آن بپردازیم. جادوی این گروه کوچک شما و تی و لری و آدام و سیمون [بارت] و بقیه شما چیست؟
من و Ti اولین فیلمهایمان را با هم در SXSW در سال 2005 نمایش دادیم. هر دوی ما امسال به آنجا برگشتیم و متوجه شدیم که نهمین سال متوالی بود که در SXSW بودیم. چیزی در مورد ارتباط هنری با مردم در اوایل کار شما وجود دارد که هیچ کس چیزی از آن به دست نمی آورد که به نظر من باعث ایجاد دوستی های واقعی و همکاری های هنری واقعی می شود. لری تنها مردی بود که قبلاً در آن مقطع حرفه ای داشت و او باحال ترین است. منیت صفر با او درگیر است. فکر می کنم برای بقیه،وقتی جوان بودیم باید با هم آزمایش کنیم. ما باید پروژه های عجیب و غریب بسازیم، باید چیزهای مختلفی را امتحان کنیم. اکنون که مردم شروع به موفقیت کردهاند و فیلمها توسط افراد بیشتری دیده میشود، هنوز چنین پیوند محکمی وجود دارد.فکر می کنم همین است.آنقدر زود شکل گرفت که همه ما واقعاً به یکدیگر اعتماد داریم. بنابراین ما آماده ایم که برای یکدیگر به آنجا برویم.
جالب اینجاست که هر کدام از شما حساسیت های متفاوتی در مورد فیلم سازی با سبک های خود و عمق و محتوا و بافتی که هر کدام به همراه دارید دارید. هر کدام مجزا و مجزا هستند، اما وقتی با هم جمع میشوید، هیچ چیز بر دیگری برتری نمییابد و این رابطه همزیستی عالی را با همه شما به دست میآورید.
بله درسته.من فکر میکنم که این به مبارزات مشترک همه فیلمسازان مستقل نیز میگوید. چه در حال ساخت یک فیلم ترسناک، یک کمدی رمانتیک، یک درام، یک موزیکال، هر چیز دیگری باشید - اگر با وسایل محدود و منابع محدود کار می کنید، همه ما باید به روش های یکسانی باهوش باشیم.همه ما مجبور بودیم از ابزارها به روش های مشابه استفاده کنیم. بنابراین فکر میکنم وقتی ژانرها را گرده افشانی متقابل میکنید، حداقل برای من، متوجه شدم که بیش از آن چیزی که گمان میکنم همپوشانی وجود دارد.به روشی که Ti فیلم میسازد و من فیلم میسازم، حتی اگر محصولات نهایی بسیار متفاوت باشند.ما باید هر روز همان نگرش را در صحنه فیلمبرداری داشته باشیم.
خوب، با صحبت کردن در مورد نگرش سر صحنه و بیرون رفتن از جعبه، واقعاً با DRINKING BUDDIES از منطقه راحتی خود خارج شدید. افکار اولیه من در مورد نمایش فیلم «مثل یک آبجوی دستساز خوب بود که لمس یک آبجوی کوچک را جشن میگیرد، DRINKING BUDDIES یک خوراکی خوشمزه است که مانند یک زوزه آبجو خوشآمد میماند.»
من از شنیدن آن بسیار خوشحالم.
فیلم متفکرانه فوق العاده ای است این بسیار بافت است و ببخشید جناس آبجو، اما با شخصیت ها و داستان شما بسیار پر است. با توجه به آنچه که من میدانم، بیشتر دیالوگها بهبود یافتهاند، اما شما در واقع نقاط طرح خود را مشخص کردید.
خیلی بیشتر از قبل من متوجه شدم که باید. وارد شدن به آن مناز اینکه اساساً این فرآیند ظریف بسیار کوچکی را که با آن کار میکردم انجام میدادم و میخواستم آن را در معرض یک «فیلمبرداری» قرار دهم، عصبی بودم.از اینکه چیزها در ترجمه گم میشوند و خودم را در میانهی تولیدی میبینم که صمیمیت یا خودانگیختگی تمام دلیلی که چرا اینطور کار میکنم را ندارد، عصبی بودم. من و تهیهکنندگان صحبتهای طولانی قبل از فیلمبرداری داشتیم که کدام جنبه برای من مهمتر است.همیشه به عملکرد برمی گشت. مهم نیست که چند نفر روی فیلم کار میکردند، وقتی دوربین در حال چرخش است، میخواستم حس یک عکسبرداری کوچک داشته باشد، میخواستم تا آنجا که ممکن است زیرساختها را از دست بدهم.چند روزی کشف کردمچه لذت بخش بود که همه این دست های کمک کننده در اطراف بودندو به جای اینکه در مسیر کاری قرار بگیرم که برای انجام آن هیجان داشتم، می توانستم از همه این افراد برای پرورش این روند اساسا استفاده کنم. علاوه بر این، چیزهایی که در فیلمهای دیگر من بهطور پیشفرض به دلیل کمبود منابع یا کمبود زمان یا هر چیز دیگری رخ داده است، نباید در اینجا مشکل داشته باشد. از نظر تاریخی، اگر فیلمی را فیلمبرداری میکردم و به آپارتمانهای شخصیتها نیاز داشتیم، فقط باید دوستانی پیدا میکردم که مایل بودند جای خود را برای چند روز به من بسپارند. اما من بخش هنری نداشتم که بتواند آن را بپوشاند، که بتواند بر اساس شخصیت هایی که در آنجا زندگی می کنند، انتخاب های خاصی داشته باشد. من مجبور شدم مکانی را انتخاب کنم که تقریباً شبیه محل زندگی این شخص باشد و بعد از رسیدن به آنجا به آنچه در آنجا بود بسنده کنم.
و فقط بگویید، حداقل، لطفا ظروف کثیف در سینک نباشید.
دقیقا!خیلی هیجان انگیز بود که با DRINKING BUDDIES یک فیلمساز باشمو بگویم، با شخصیت ران لیوینگستون، من میخواهم این مرد یک مجموعه ضبط بزرگ داشته باشد، میخواهم یک استریو واقعاً خوب داشته باشد، میخواهم یک کابینت مشروب خوب داشته باشد - و او آبجو نمینوشد. او ویسکی فانتزی زیادی دارد.برای اینکه بتوانم شخصیتها را انتخاب کنم و سپس پول و منابع لازم برای حضور در صحنه فیلمبرداری را داشته باشم و آن را عالی به نظر برسانم و یک طراح تولید عالی داشته باشم که دیدگاه خودش را دارد و 15 چیز دیگر را اضافه کرده است که من به آنها فکر نمیکردم. این یک تجربه باورنکردنی بودبرای انجام فیلم کار کردن در آن سطح شگفت انگیز بود.
طراحی تولید یکی از چیزهایی است که به نظر من با کنتراست شما خیره کننده است و به حساسیت های هر یک از شخصیت های شما بستگی دارد. شما به آپارتمان ران لیوینگستون اشاره کردید. من خیلی عاشق دیوارهای آجری و مجموعه رکوردها هستم. خیره کننده!
کاملا!
و شما با طراحی خود اطلاعات جمعیتی سنی مختلف را ثبت می کنید، اما در اصل به پاکیزگی و زیبایی بکر کارخانه آبجوسازی باز می گردید. و درود بر شما و فیلمبردار بن ریچاردسون.
او شگفت انگیز است.
بن برای من بسیار عزیز است. برای دیدن این بعدجانوران حیات وحش جنوبی، واقعاً به او این فرصت را می دهد که در یک محیط کنترل شده کادر بندی کند. او تصاویری بسیار استعاری دارد، شیک بودن، که شما از توانایی فوق العاده ای در داستان سرایی استفاده می کنید.
او عالی است من واقعاً Beasts را ندیده بودم که او را برای فیلمبرداری از DRINKING BUDDIES استخدام کردم. از طریق مکالمه بود [که او وارد کشتی شد]. ما فقط یک ساعت صحبت کردیم و یک تجربه در هم آمیختن ذهن وجود داشتمن فقط میدانستم که خوب با هم کار خواهیم کرد، خوب با هم کنار میآییم، و همچنین، از نظر فلسفی از یک جایی میآییم که میخواهیم چه نوع تولیدی داشته باشیم.شده است. او هستیک DP عملکرد گراکه شگفت انگیز است برای من، این بهترین چیزی است که می توانید باشید.او به نوعی موفق می شود نه تنها در زمینه فیلم بلکه در زمینه دیجیتال نیز سواد فنی کامل داشته باشد.او مانند یک تخم مرغ است که همه اعداد و آمار را می داند و به طور کامل با دوربین ها به روز است و سپس موفق می شود آن را در ثانیه ای که دوربین می چرخد خاموش کند واو 100٪ یک حضور احساسی است.او احساس سبکی و کادربندی می کند.وقتی در SXSW پرسش و پاسخ انجام دادیم، شنیدن صحبت بازیگران در مورد بن مثل اینکه او یکی دیگر از بازیگران فیلم است، بسیار سرگرم کننده بود.نحوه حرکت دوربین و احساس حضورش در صحنه، که می توانستند از او آگاه شوند و به نوعی با او بازی کنند.. دیدنش جالب بود. شگفت انگیز بود. تا زمانی که او برای فیلمبرداری فیلم های من به شهرت برسد، مطمئناً از او می خواهم که همه فیلم های من را فیلمبرداری کند!
این زیبایی بن است، زیرا او بسیار مستقر و مردی مهربان و خونگرم است، او هرگز خیلی بزرگ نمی شود و هرگز به شما «نه» نمی گوید مگر اینکه درگیری داشته باشد.
امیدوارم اینطور نباشه!
خوب، اگر او این کار را کرد، پس به سراغ جیمی مورو می روید که به همان اندازه چشمگیر است. با این ساختار فیلمی جدید که ساختار بیشتر دارد، به ویژه داشتن پول بیشتر برای «بودجه واقعی»، چه نوع چالش هایی را پیش روی شما قرار می دهد؟ در گذشته میتوانستید در حال پرواز فکر کنید، اما اکنون ساختاری دارید که انحراف از سناریویی را که ممکن است در نیمهشب ممکن است به وجود آمده باشد، دشوارتر میکند.
من به شما می گویم -بزرگترین چالش فقط فشاری است که بر خودم وارد می کنم تا فیلمی بسازم که مقیاس افزایش یافته را توجیه کند.اعصاب خردکن است نه به صورت بدی. در واقع به روش خوبی.این یک نوع فشار خوب است.اما وقتی این فیلم جمع شد – وقتی برای اولین بار با آلیشیا [ون کوورینگ] درباره داستان صحبت کردم، نمیدانستم هزینه آن چقدر است. این فیلمی نبود که بگوییم «میخواهیم فیلمی به این اندازه بسازیم». این بود که میخواهم فیلمی را در آبجوسازی بسازم، میخواهم با این شخصیتها کار کنم. سپسوقتی بودجه جمع شد، تازه متوجه شدیم که باید کمی بزرگتر از هر کاری باشد که قبلا انجام داده بودم.. لحظه ای بود که 'اوه لعنتی' بود.
فقط یک لحظه 'اوه لعنتی'؟ [خنده]
[با خنده] این اولین لحظه 'اوه لعنتی' بود. من باید این کار را بسازم و نمیتوانم تصمیم بگیرم که میخواهم یک دوربین روی سهپایه بگذارم و یک عکس ۱۲ دقیقهای بدون وقفه از دو نفر که در حال صحبت کردن هستند، بگیرم. این کار نخواهد کرد. اما صادقانه،تجربه حضور در صحنه فیلمبرداری YOU'RE NEXT و تماشای آدام [وینگارد]زمانی که او را دیدم، کسی که احتمالاً صاف بود روزی که شروع به فیلمبرداری کردند، او را هم دیدم. یک ردیف. من و او از دنیای هیچ آمده ایم - تا به کلمبیا، میسوری برسیم و این مرد را ببینیم که یک کشتی متشکل از 30 خدمه و هزاران افکت و دو دوربین و همه این چیزها را فرماندهی می کند.الهام بخش بودمن اغلب از دوستان نزدیکم به این شکل الهام نمیگیرم. شما این قهرمانان را دارید که به نوعی دست نیافتنی هستند. 'اوه، خیلی خوب است که روزی فیلمی مانند رابرت آلتمن بسازیم.' اما دوستان شما فقط دوستان شما هستند و شما می گویید: 'همه ما فقط این کارها را انجام می دهیم، اما اینها خدایان هستند.' بسیار شگفت انگیز بود که به آنجا رسیدم و واقعاً دیدم که آدام به آن سطح بالا می رود و از کار می اندازد و سپس وارد اتاق تدوین می شود و فقط تمرکز می کند و آن را برای تورنتو آماده می کند. من همین الان مردی را دیدم که مستعد این است که یک نوع آدم تنبل باشد، او را واقعاً مانند لیزر دیدم، فقط به این فیلم توجه کنید و او یک فیلم عالی ساخت. به نوعی [برای من] دیگر بهانه ای نبود. این امکان وجود دارد که از یک تولید 5000 دلاری به یک فیلم بسیار بزرگتر برویم و می توان چیزی عالی ساخت. با رفتن به DRINKING BUDDIES، هر روز به او فکر می کردم،'بیدار شو برو کار خودت را بکن تنبلی بهانه نیست. اعتبار خیابانی مستقل بهانه ای نیست. تو و یک فیلم خوب هستی و نمیتوانی اجازه بدهی چیزی مانع این چیزها شود.»
چه چیزی «اکنون» را به زمان مناسبی برای انجام DRINKING BUDDIES تبدیل کرد؟ برای تقویت بازی خود و به چالش کشیدن خود؟
من یک بچه داشتم که دلیل کلیشه ای است و از نظر مالی این را نمی گویم. از نظر عاطفی، فقط تغییراتی که در زندگی ام پشت سر گذاشتم، مسئول یک انسان دیگر بود.
یکدفعه بزرگ شدی
آره نمی توان انکار کرد که من اکنون بزرگ شده ام. من دیگر نمی توانم خودم را گول بزنم. [با خنده] و، نمی دانم، من آماده بودم. بیرون آمدن ازهانا از پله ها می رود، علاقه ای از طرف عوامل وجود داشت و این اولین چیزی بود که من ساخته بودم و مورد توجه قرار گرفت. من در آن زمان در مورد آن بسیار پانک راک بودم. من خیلی ها را منفجر کردم. من به تماس های تلفنی پاسخ ندادم و در اواسط فیلم بعدی بودم و فقط احساس می کردم که علاقه ای به آن ندارم. «آن فیلمها مزخرف هستند. من کارم را اینجا انجام می دهم.» فکر می کنم این یک روند بزرگ شدن بود. من سخت در آن مسیر دیگر رفتم و خوشحالم که این کار را کردم. من فیلم های خیلی عجیب و غریب ساختم. من موضوعات زیادی را بررسی کردم که تجاری نیستند و خوشحالم که آنها را هنگام ساختن آنها ساخته ام. ولی،من در حال حاضر در نقطه ای هستم که معنای آن را نمی دانم که به سینما بیایم و 15 دلار پایین بیاورم و دو ساعت صرف تماشای کار کسی کنم. این مسئولیتی است که اکنون به گونه ای احساس می کنم که قبلاً آن را نداشتم و می خواهم یک شرکت فعال در آن تراکنش باشم.گفتن این چیزها سخت است، زیرا می ترسم اگر بخواهم این چیزها را از کس دیگری بخوانم، به نوعی کمترین مخرج مشترک به نظر برسد. اصلاً منظور من این نیست.من اکنون فیلم ها را بیهوده نمی کنم تا آنها را در دسترس تر و تجاری تر کنم.حدس میزنم منظورم این است که انتخابهایی وجود دارد که میتوانم انجام دهم که انتخابهای دشوارتری هستند، زیرا اکنون باید دو کار را انجام دهم. اگر در حال ساختن یک فیلم 10000 دلاری هستم که میدانم فقط قرار است خانههای هنری را بازی کند، آنگاه این مجموعه چالشهای خودش است و من واقعاً میتوانم کاملاً آزاد و دیوانه باشم تا هر کاری را که میخواهم با هدف نمایش چیزی روی پرده امتحان کنم. احساس ارتباط هنری با با چیزی مانند DRINKING BUDDIES، برعکس آن نیست. اینطور نیست که الان فقط باید هر چیزی را روی صفحه بگذارم که مردم را خوشحال کند. در واقع دو برابر دشوار است زیرا نه تنها این کار را انجام می دهممن میخواهم چیزی را روی صفحه نمایش بگذارم که از لحاظ هنری به آن متصل هستم، همچنین میخواهم چیزی را روی صفحه نمایش بگذارم که تماشاگر را برای یک ساعت و نیم سرگرم کند.این یک چالش کمتر نیست. این دو برابر چالش است.
مطمئناً، زیرا شما این کار را فقط برای خود یا حساسیت خود انجام نمی دهید. شما سعی می کنید خود و دیگران را راضی کنید بدون اینکه صداقت خود را قربانی کنید.
آره. درست است. بنابراین، زمانی که من به آن نگاه می کنم، به عنوان یک چالش بزرگ به نظر می رسد. بدیهی است که من همیشه آن را با موفقیت انجام نخواهم داد. حتی همه فیلمسازان مورد علاقه من هر چند وقت یکبار موفق می شوند آن را به هم بزنند، اما این نقطه ای است که من به آن رسیده ام. به همین دلیل است که 'اکنون'. به همین دلیل زمان انجام DRINKING BUDDIES بود.من آماده گفتگو با مخاطب هستم. من آماده ام که این یک گفتگوی دو طرفه باشد و برای گفتن داستان آماده هستم. من آماده سرگرمی هستم و منظورم این است که در مقدس ترین سنت کلمه سرگرمی است. . من می خواهم آنها را درگیر کنم.
شخصیت ها طنین انداز هستند اما شما آنها را فراتر از طنین انداز می گیرید. شما مردانی دارید که مانند 90 درصد مردم دنیا در ساعات شادی میروند. اما پس از آن شما همچنین آنها را در محل کار نشان می دهید. و شما نشان می دهید که چقدر بکر و مراقب هستند، و افتخاری که به خودشان، به کارشان، به کارشان و به خوبی انجام داده اند. این فقط یک فیلم کوتاهتر نیست. اینها افراد مسئولیت پذیری هستند، مانند بسیاری از مخاطبان اصلی شما که به مرحله مسئولیت پذیر زندگی خود می روند. بسیار بسیار متفکرانه به تصویر کشیده شده است.
با تشکر. آن مهم است.من همیشه امیدوار بودم که فیلم ها با من رشد کنندو اینکه آنها دقیقاً هر کجا که من و دوستانم بودیم، در هر زمانی که فیلم را می ساختیم، نشان می دادند. این گفتگوها و روابط زناشویی جدی تر می شوند. مخاطرات بیشتر است. شغل افراد برای آنها اهمیت بیشتری پیدا می کند.
شما فقط در مک دونالد کار نمی کنید.
بله و شما فقط فریلنسر نیستید، شما فقط هر چیزی نیستید. زمان از «الان فقط این کار را انجام میدهم در حالی که میدانم میخواهم انجام دهم» تغییر کرده است. در این مرحله، اکثر مردم فهمیدهاند که چه کاری میخواهند انجام دهند و سعی میکنند در آن خوب باشند یا در تلاش هستند تا در آن موفق باشند. و خوب، می دانید، من این روزها به عروسی های زیادی می روم.امید بزرگ این است که [فیلم های من] نیز موضوعاتی جهانی باشند.با بالا رفتن مخاطرات، این فیلمها کمتر به ناف نگاه میکنند یا هر چیزی که مخالفان دربارهشان میگویند کمتر میشوند. آنها فقط مختص افراد سفیدپوست طبقه متوسط هستند. موضوع «آیا این رابطه را به مرحله بعدی میبریم» به موضوعی تبدیل میشود که همه با آن سروکار دارند، حتی اگر شخصیتهای DRINKING BUDDIES هنوز هم سفیدپوستان طبقه متوسط باشند.همچنین امیدواریم که مخاطبان گسترش پیدا کنند، فقط به این دلیل که مخاطرات کمی بالاتر میرود و مضامین کمی جهانیتر میشوند.
این اولین فیلمی است که در آن هیچ کلاهی در تولید بر سر نگذاشته اید. شما کنترل فیلمبرداری را به بن واگذار کردید، اما کنترل تدوین خود را حفظ کردید، هر چند که مهم است، به خصوص برای فیلمی مانند این که بهبود یافته است. فقط شما می دانید که ساختار داستان شما چیست.
این مهم بود. این خیلی مهم بود.
اما چقدر برای شما به عنوان کارگردان مهم است، چه الان یا حتی ده سال بعد، که این چشم و این قابلیت ها را برای فیلمبرداری، تدوین، نویسندگی و غیره دارید. برخی از افسارها؟
مفید است.من گمان میکنم که حتی اگر به منطقهای نقل مکان کنم که بیشتر در آن کارگردانی میکنم، باز هم با دوستانم فیلمهای کوچک میسازم، جایی که همه کارها را انجام میدهم زیرا میخواهم در تمرین بمانم.مفید است. من فکر میکنم همه کارگردانها باید بدانند که نگه داشتن یک تیرک روی سر کسی چگونه است. من فکر می کنم آنها باید بدانند که فیلمبردار بودن چگونه است. آنها باید بدانند که ویراستار بودن چگونه است. همش مفیده درست مانند آنچه در پاسخ به سوال آخر شما گفتم، شما به نقطه ای می رسید که در 30 سالگی خود هستید و اگر می خواهید واقعاً در چیزی خوب باشید، باید روی آن تمرکز کنید. این احساس من نسبت به کارگردانی است. این یک نوع تولید بسیار خاص است که من می توانم همه کلاه ها را به طور موثر بر سر بگذارم.در فیلمی مانند DRINKING BUDDIES، اگر سعی میکردم فیلمبردار باشم و همچنین سعی میکردم چیز دیگری باشم، تأثیرگذار نبودم. حداقل الان نه.افرادی مانند سودربرگ و برخی افراد دیگر موفق شده اند حتی در سطوح تولید بسیار بالا نیز موثر باقی بمانند، اما مدتی طول کشید. درست نبود. من فقط در مقطعی از حرفه ام هستم کهمن ترجیح میدهم یک کارگردان بزرگ باشم تا یک فیلمبردار بزرگ، بنابراین من در مورد تقویت مهارت های آن کارگردان بیشتر از تقویت آن مهارت های فیلمبرداری جدی تر می شوم. اما من همیشه دوست دارم بتوانم دوربین را در دست بگیرم و تصاویر موثری بسازم. من خیلی خوشحالم که از DRINKING BUDDIES خوشتان آمد!زمان مناسبی بود و بسیاری از موضوعاتی که من عمیقاً به آنها اهمیت میدهم، همه در کنار هم بودند.
#
13/8/13
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب