Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07555.jsonl.gz/11

نویسنده: دبی لین الیاس
اولین باری که کاتلین کوینلان را روی صفحه نمایش دیدم به خوبی به یاد دارم. سال 1979 بود و «وعده» بهتازگی در سینماها اکران شده بود و من آخر هفته را در سینماهای شورای همکاری خلیج فارس در مرکز خرید پلایموث میتینگ اکران میکردم. «وعده» به کارگردانی گیل کیتس، به لطف بازی کوینلن، نواری را برای نوع خاصی از پالت احساسی تعیین کرد، نواری که من هنوز هم امروز از آن به عنوان نقطه پایه استفاده می کنم. همچنین به خاطر آن اجرا بود که من مدتها حرفه کاتلین کوینلان را دنبال کردم.
در طول فیلمبرداری «غروب آفتاب» بلیک ادواردز با جیمز گارنر، بروس ویلیس، مالکوم مک داول، ام. امت والش و دیگر افراد برجسته، به اندازه کافی خوش شانس بودم که در صحنه فیلمبرداری حضور داشتم و توانستم برای مدت کوتاهی با کوینلن آشنا شوم که تا حدودی عجیب و غریب بود. نانسی شومیکر حیله گر
نیازی به گفتن نیست که چت کردن یک به یک با کاتلین کوینلان برای هر دوی ما یک سفر به مسیر حافظه است. کوینلن با یادآوری زمان خود در «غروب آفتاب»، به سرعت برخی از بازیگران و عوامل فیلم را از یادآوری غم انگیز جیمز گارنر، «اوه، جیمی» به یاد می آورد. او خیلی فوق العاده بود.» برای ستایش بدلکارانی مانند نیل سامرز، بیل هارت، آلن گراف، رویدون کلارک و جو دان که آنها را 'همه آن آدم های بزرگ' خطاب می کنند. و سپس خاطرات او از رابین ویلیامز وجود دارد. من با رابین به مدرسه رفتم. من هر چند وقت یک بار او را در یک رویداد یا چیزی می دیدم. و من خیلی مشتاقانه منتظرش بودم، زیرا او از دوران کودکی من بود. . .من اسم مستعار داشتم: کوئینی. بنابراین، [با لحنهای بسیار هیجانانگیز] من میگفتم «رابین» و او میگفت «کوئینی».
اما کاتلین کوینلان فقط مربوط به گذشته نیست. با بازی های پاک نشدنی از مرلین لاول در «آپولو 13» ران هاوارد گرفته تا «تپه ها چشمان» اثر الکس آجا تا مادری مغرور برای میشل موناگان در «ساخت افتخار» تا دنیای رقصنده ها، رقصنده های عجیب و غریب و هوکرها در فیلم Electra Luxx” زیر کمربندش، او بسیار در مورد حال است. کاتلین کوینلان در حالی که در نقشهایی که بازی میکند بسیار انتخابی است، مثل همیشه فعال و داغ است. کوینلان به عنوان مادر دنیل رادکلیف در فیلم آینده «شاخها» به کارگردانی الکس آجا، نتهای کمدی تاریکی را به کارنامهاش اضافه میکند. از سوی دیگر، کوینلان با بازی خود در نقش نورا والنتینو در فیلم AFTER به کارگردانی پیتر گاسپرز، با کمال ضربه می زند و یک خطر عاطفی را به قلب وارد می کند.
یک درام به سبک کلاسیک از نویسنده سابرینا جنارینو و کارگردان پیتر گاسپرسز، پس از آن که متفکرانه جذب میشود و به زیبایی بازی میکند، نه تنها بر پویایی «خانواده» تمرکز میکند، بلکه بر پیوندهایی که به هم متصل میشوند و طولهایی که خانواده برای یکی از آنها میگذرد، تمرکز میکند. کارگردان اعتباری Gaspersz و Gennarino نویسنده به عنوان 'انجام یک کار واقعا خوب'، AFTER بر اساس موضوع احساسی سنگین، پر از پیچیدگی و پیچیدگی در داستان و شخصیت ها، به ویژه نورا کوئینلان. کوینلن با قدم زدن در یک خط راپیر در طول فیلم که در آن یک راز تاریک عمیق شناور است که نورا از آن چیزی نمیداند، کوینلن تکنیک خاص خود را برای نزدیک شدن به شخصیت داشت.
من اینگونه برخورد کردم، به خصوص که مطمئن هستم پیتر [گاسپرس] و سابرینا [جنارینو] به شما گفته اند که زمان زیادی وجود ندارد. مثلا سه روز بود بنابراین، کاری که من برای انجام این «راز» انتخاب کردم، این بود که بدانم در جایی، به دلیل این اتفاق در مغز او، او فقط از هم جدا شد. او فقط باید برای مدت معینی زنده می ماند. بنابراین، از این نظر، من جداسازی را فرض کردم و فقط آن را از آنجا پخش کردم. همه چیز مثل همیشه بود.»
با توجه به انبوه اجراهای کوینلن، او این فرصت را داشته است که با طیف متنوعی از کارگردانان در فیلم، تلویزیون و روی صحنه برای طیفی به همان اندازه متنوع از داستان ها و احساسات کار کند. با فیلم AFTER، گاسپرسز که برای اولین بار کارگردان فیلم بود و جاناتان هال فیلمبردارش یک پالت بصری بسیار استعاری خلق کردند که مستقیماً با شخصیت نورا صحبت می کرد. همه چیز در اطراف او نور، روشن و نور خورشید است تا لحظه اوج فیلم، جایی که دنیای نورا به حالت کلاستروفوبیک تبدیل می شود و تقریباً او را در یک بند قرار می دهد. بنابراین باید در مورد استعاره بصری و تأثیر آن بر عملکرد او سؤال کرد.
کوینلان در حالی که می خندد، خاطرنشان می کند: «ببین، متوجه شدی. من نکردم من از همه اینها غافل بودم، اما وقتی آن را دیدم، فکر کردم پیتر و جاناتان هال مطمئناً کار زیبایی با ظاهر آن انجام دادند. دیگر فیلمهای زیادی را نمیبینید که اینطور به نظر میرسند. و من آن را دوست دارم. ثروتمند است این یک پالت خاکستری زیبا دارد. . . پیتر خیلی جالبه . او خیلی از اینها زندگی کرد و پیتر یک پسر «مرد» است. و او درک بسیار قوی اما متمرکزی از آنچه می خواست داشت، اما با این حال، او یک ورزشکار است و من یک ورزشکار. بنابراین، او مانند یک مربی بود که در کنار من بود. او می گفت: «بیشتر برو. بیشتر بروید.» یا «آیا این را امتحان میکنید؟». یا اگر پیش او رفتم و به او گفتم: 'ببین، آیا می توانم فقط یکی را مجانی داشته باشم؟' آیا میتوانم چیزی را امتحان کنم؟» و او میگفت: «بله، ادامه بده. انجام دهید. این کار را بکن.» پس او مانند تیم من بود، می دانید؟ او برای من ریشه دوانده بود و من احساس می کردم او پشت من است. او نمی ترسید که پیش من بیاید و بگوید، 'نه، من آن را دوست ندارم' یا 'بیا به آنجا نرویم.' من فقط فکر می کنم که پریدن بر روی چنین اسبی به شجاعت زیادی نیاز دارد. بار اول.'
نوشته سابرینا جنارینو، AFTER نشان دهنده شخصیتهای بسیار خاص، بسیار دقیق، بسیار باورپذیر و طیفهای احساسی است که عمیقاً طنینانداز میشوند و به اجراهایی نیاز دارند که بر پویایی خانواده در بازی تسلط داشته باشند. به گفته کوینلان، «سابرینا و پیتر [بازیگران] فوق العاده ای را انتخاب کردند. منظورم آدام اسکاریمبولو است. میدونی پابلو شرایبر . او شگفت انگیز نبود؟ پابلو، که من را در «نارنجی سیاه جدید است» می ترساند. من باید در مورد آن با او صحبت کنم! [با خنده تنبیه آمیز] «حالا، پابلو…!» و دارین هنسون. همشون خیلی خوب بودن و هر زمان که نوری روشن میشد یا کسی در صحنه نبود، مثل یک خانواده بیرون یا در تریلرها میرفتیم. فقط پاتوق می کنی به معنای واقعی کلمه، ما برای طولانی ترین زمان فقط در این یک خانه بودیم. بنابراین، هیچ چیز دیگری در جریان نبود.» سریع به این نکته اشاره میکنیم که اگرچه از کوینلان در AFTER نقش مادر را بازی میکرد، اما از کوینلان خواسته نشد که آشپزی واقعی را در صحنه یا خارج از مجموعه انجام دهد. «خدا را شکر که پدر و مادر سابرینا یک شب آشپزی کردند! و آنها ایتالیایی هستند. و قبلاً رستوران داشتند. برای شام به خانه آنها رفتیم. باور نکردنی بود فقط خیلی خوب خوردیم نتونستم تحمل کنم!»
متفاوت از اکثر ستهایی که «همیشه به هم نزدیک نمیشوی. . بسیاری از مردم فقط در رختکن خود می دوند و در را قفل می کنند. با این حال، بخش غم انگیز این است که 'شما خیلی نزدیک می شوید و سپس 'پوف'، آنها رفته اند. طولانی ترین زمان برای درک این موضوع طول کشید. مثل اینکه من متوجه نشدم که این راه پیش رفت. فکر میکردم قرار است برای همیشه و همیشه در تماس باشیم، اما اینطور کار نمیکند.»
بنابراین، چه چیزی در مورد AFTER و شخصیت نورا، یا هر نقش دیگری بود که از همان ابتدا کوینلان را مجذوب خود کرد؟ 'من به دنبال یک داستان هستم. و من به دنبال نویسندهای میگردم که بتواند هر شخصیت را به تصویر بکشد. بنابراین، من دوست دارم ببینم که همه شخصیتها متفاوت هستند و ظاهر میشوند. من به عنوان یک بازیگر به دنبال چیزی هستم که بتوانم خودم را با آن به چالش بکشم، بتوانم به خودم فشار بیاورم و آنچه را دارم تمرین کنم. چون نمیتوانم نقش کسی را بازی کنم که ظرفها را میشوید و لباسها را میشوید. من می گویم 'من می توانم این کار را در خانه انجام دهم! [با خنده] «برای آن به من چه نیاز داری؟» بنابراین، من به دنبال یک چالش میگردم و اکنون جذاب است، زیرا این رسانه بسیار باز شده است. بازی - پسر کاملاً تغییر کرده است ... قوانین بیرون از پنجره هستند. هر کسی می تواند فیلمساز باشد.» اما در پایان روز، «چیزی در مورد پروژههای خاص به من ضربه میزند. من دوست دارم کمدی کار کنم، زیرا همه، بیشتر افراد در صنعت، من را کمدی نمی دانند. و چند باری که توانستم این کار را انجام دهم، واقعاً سرگرم کننده بود. من نمی گویم که مطمئناً در آن مهارت دارم، اما ضربه بزرگی از آن می گیرم و دوست دارم اینقدر مسائل را جدی نگیرم. من تمایل دارم کمدی های زیادی را تماشا کنم.»
کوینلان که خود را «خراب شده» میخواند، اذعان میکند: «من در دوران بسیار خوبی با کارگردانهای بزرگ بزرگ شدم - الیور استون، ران هاوارد، میدانی. فقط یکی پس از دیگری. من آن مدرسه قدیمی را دوست دارم که واقعاً همه بخش ها را شکل می دهد و همه فقط سعی می کنند یک مجسمه عالی بسازند. اما من متوجه می شوم که افراد جوان تر که بسیار باهوش فیلم هستند، همین طور هستند. آنها آن را دوست دارند، بنابراین این سرگرم کننده است.' و پیتر گاسپرسز به عنوان کارگردان در کجا قرار می گیرد؟ «اوه، ارباب من، [پیتر و سابرینا] اشتیاق کافی برای روشن کردن شهر نیویورک دارند، به شما می گویم! آنها بی امان هستند آنها فقط در مورد ارائه این موضوع بی امان هستند و من این شجاعت را تحسین می کنم.'
شجاعت کلمه AFTER است که در دنیای پس از 11 سپتامبر اتفاق می افتد، موضوعی بسیار حساس و حساس برای بسیاری از افراد، چیزی که اغلب برای بسیاری از بازیگران ترس ایجاد می کند. «تقریباً در مورد هر پروژه وحشت زیادی دارم، زیرا واقعاً، شما به نوعی در این ترکیب از مردم پرتاب میشوید و واقعاً نمیدانید که چه کسی یا چه چیزی چیست. اما در مورد موضوع، [با AFTER] احساس مسئولیت زیادی کردم. مسئولیت زیادی به خصوص دختر کالیفرنیایی بودن. . .نیویورک به عنوان یک بازیگر جوان چیزهای زیادی به من داد، بنابراین همیشه این حس را داشتم که می خواهم چیزی را پس بدهم. و احساس کردم که شاید بتوانم از این طریق [با AFTER] قدردانی کنم. همانطور که پیتر و سابرینا بسیار دقیق می گویند، ما هیچ گوشه ای از غم نداریم. موضوع از دست دادن است. هرکسی به دلیل انسان بودن مقداری از آن را دارد، اما مسئولیتی هم دارد. اما من تمایل دارم به سمت داستان های واقعی مانند آن گرایش پیدا کنم. من حتی داستان خوان خوبی هم نیستم. [با خنده]» با بی شرمی گفت: «من دوست دارم زندگی نامه و تاریخ بخوانم»، کوئینلان زیرکانه خاطرنشان می کند: «اوه، آقای من، من به هیچ چیزی نیاز ندارم! این عمر کافی است تا ده بار تو را کاسه کند!
کاتلین کوینلان، کسی که هرگز چیزی را بدیهی نمی داند، به خاطر هدایایی که بازیگری به او داده است سپاسگزار است. 'بزرگترین هدیه یک آموزش التقاطی بوده است. من در مدرسه خوب نبودم خیلی تلاش کردم من نارساخوان بودم و نمی دانستم. من به اندازه کافی عجیب، ذخیره و بازیابی بزرگی ندارم، بنابراین نمیتوانم مانند برخی افراد خواه ناخواه تمام حقایق تاریخ را بیرون بیاورم. بنابراین، مدرسه برای من موفق نبود، اما دوست داشتم یاد بگیرم. و من نمی دانستم که شما می توانید نوع دیگری از یادگیرنده باشید. بنابراین، در بازیگری، چه در حال خواندن نمایشنامه ای از ایبسن باشید یا با مرلین لاول یا جیم لاول، یکی از پیشگامان بزرگ جهان ما، یا هر چیز دیگری که هست، ملاقات کنید. . من آموزش عالی کسب کرده ام.»
در مورد آنچه پیش روی کاتلین کوینلان است، آسمان حد و مرز است. «اگر درام را داشتم، خیلی دوست داشتم یک سریال کابلی با قلم خوب پیدا کنم که سه ماه از سال کار کند. و سپس، من دوست دارم اکنون تئاتر کلاسیک انجام دهم، زیرا نقش های بزرگی برای زنان، برای زنان بالغ وجود دارد. . سابرینا و پیتر پروژه دیگری دارند که میخواهند انجام دهند، این یک کمدی است که من ممکن است انجامش دهم، بنابراین باید سرگرمکننده باشد. این فقط هر چیزی است که در آن زمان واقعاً به من توجه می کند. . .[E] گاهی اوقات، چیزی از آسمان می افتد و من می روم بازی کنم.»
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب