Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07554.jsonl.gz/11

توسط: دبی لین لیاس
به نظر میرسد در هر جشنوارهای که شرکت میکنم، همیشه یک فیلم وجود دارد که به نظر میرسد برای من فقط به سر و کله میپرد و یک قطره مرده تبدیل به محبوبیت میشود. با جشنواره فیلم لسآنجلس در سال 2005، «مارش پنگوئنها» بود. با جشنواره فیلم AFI در سال 2005، 'خانم. هندرسون ارائه می دهد.» بر اساس یک داستان واقعی، 'خانم. هندرسون ارائه میدهد» داستانهای تئاتر آسیاب بادی را بازگو میکند، که تمایز آن تنها تئاتری است که هرگز در طول جنگ جهانی دوم تعطیل نمیشود، نه اینکه به عنوان یک نمایش موسیقی کاملا برهنه اشاره کنیم. جودی دنچ و باب هاسکینز در حال حاضر 3 نامزدی گلدن گلوب بهترین فیلم موزیکال یا کمدی و ستاره های آن را دریافت کرده است، (نه نامزد دریافت جایزه فیلم مستقل بریتانیا) 'خانم. هندرسون تقدیم می کند» فقط اسکار را فریاد می زند – مخصوصاً برای دنچ.
سال 1937 است. جنگ جهانی دوم تقریباً در راه است. تأثیرات آن در همه جا و هرگز بیشتر از بریتانیا احساس می شود. لورا هندرسون، دختر نمایشی سابق، مظهر پوسته بالایی لب های سفت بریتانیایی است. خانم هندرسون که اخیراً بیوه و ثروتمند شده است و احساس از دست دادن و بی حوصلگی می کند، تصمیم می گیرد که به چیزی نیاز دارد تا وقت خود را اشغال کند. در آرزوی اوقات شادتر و راضی به انجام کارهای خیریه صنفی بانوان معمولی، او در قالب تئاتر ویند آسیاب ویران شده به دعای خود پاسخ می دهد. او که از بیتفاوتی مردم نسبت به تئاتر موزیکال به لطف ظهور «تصاویر سخنگو» ناامید شده است، ویویان ون دام، امپرساریو بینظیر نمایش بیز را استخدام میکند تا به او کمک کند تا سرمایهگذاری کوچک خود را اداره کند و آن را به پاسخ بریتانیا به مولن روژ تبدیل کند. باز شبانه روزی با اجراهای مداوم، موفقیت تقریباً فوری است. این تا زمانی است که تازگی بازسازی تئاتر از بین برود. نه کسی که شکست بخورد، خانم هندرسون و آقای ون دام تصمیم می گیرند که به یک قلاب نیاز دارند. و چه چیزی بهتر از یک Revuedeville برهنه.
متأسفانه آواز خواندن و رقصیدن برهنه روی صحنه ممنوع است. با این حال، به لطف یک سازش و کمک دوستش لرد کرومر، خانم هندرسون به راهحلی از نظر سیاسی درست میرسد که شهر آن را تأیید میکند - خانمها میتوانند برهنه روی صحنه باشند، البته تا زمانی که حرکت نکنند. به نظر میرسد که رقص برهنه تابو و زشت است، اما «مجسمههای» برهنه هنری تلقی میشوند، که بسیار مطابق با برهنگی آثار یونانی و رومی از زمانهای قبل است.
با وجود شروع جنگ، تئاتر آسیاب بادی باز است. این مکان در زیر زمین قرار دارد و به عنوان یک پناهگاه بمب ایده آل است. تقویت روحیه به نیروهایی که به سمت نبرد می روند به دست می آید و سرمایه گذاری کوچک خانم هندرسون به اندازه خود خانم غیرقابل توقف است.
جودی دنچ در نقش اصلی به طرز جوشاننده ای درخشان است. او با درخششی شیطانی در چشمانش قابل سرزنش نیست. دنچ هم سرکش و هم تندخو، سهولت خاصی در مورد او دارد که فقط روی صفحه میچرخد. او که با خشم ساختگی و گاهی اوقات انعکاس آرامی همراه است، تماشای او بسیار لذت بخش است و هرگز بیشتر از آن زمانی که با باب هاسکینز، ویویان ون دام، تک به تک می شود، لذت می برد. هاسکینز به تنهایی به عنوان امپرساریو پر زرق و برق ون دام عالی است، اما این دو را کنار هم قرار داده و این جادوی خالص است! این دو، جریانی پنهانی برای رابطهشان ایجاد میکنند که میخواهند، نمیخواهند و نمیخواهند، همه چیز را شبیه به کیک میکند.
داستان واقعی که توسط مارتین شرمن نوشته شده در رابطه هندرسون و ون دام نهفته است. شرمن که دائماً با تکخطهای تند و تندخویی میجنگد، مراقبت زیادی برای ایجاد احساسات زیربنایی به خرج میدهد، به جرأت میتوان گفت عشق، این دو صنعتگر نسبت به یکدیگر احساس میکنند، وقتی که خانم H. با همسر ون دام آشنا می شود و مسیر داستان آنها را برای همیشه تغییر می دهد. شرمن علاقه مند به دیالوگ ها و آداب و رسوم روز، خرده داستان های تفسیر اجتماعی و سیاسی و کلیشه های مذهبی (که یکی پس از دیگری باعث خنده های شکمی می شود) را به طور ظریفی در هم می آمیزد که به فیلم حس و حال کاملی می دهد.
این فیلم به کارگردانی استفان فریرز بیش از حد خوب ساخته شده است. فریرز با اعداد و ارقام موسیقایی بیش از حدی که در مقابل پسزمینههای جنگ به حساب میآیند، ماهیت آن زمان را به شیوایی به تصویر میکشد، و همه آن را از طریق شور و شعف شدید تئاتر به مخاطب منتقل میکند. برخی از صحنههای با الگوی خوب خارج از تئاتر بهطور مؤثری مورد استفاده قرار میگیرند و به نظر میرسد که با دقت بهعنوان ابزارهای تعیینکننده شخصیت ساخته شدهاند تا کار کلی را محدود نکنند. فیلم با سرعت یکنواخت و تدوین هوشمندانه، دارای یک هم افزایی پر انرژی است که از ابتدا تا انتها جریان دارد. پرتاب به کمال دوره طراحی لباس سندی پاول با طراحی کلی تولید هوگو لوکسیک-ویووسکی ترکیب شده و این فیلم یک کپسول زمانی بصری است. به سادگی خیره کننده.
فیلم از ابتدا تا انتها برای اسکار گریه می کند. تعیین استاندارد طلایی برای شرکت جدید واینستین، «خانم. Henderson Presents” 24 عیار خالص است.
جودی دنچ: لورا هندرسون باب هاسکینز: ویویان ون دام کریستوفر مهمان: لرد کرومر
به کارگردانی استفن فریرز. نوشته مارتین شرمن دارای رتبه R. (102 دقیقه)
عکس ها 2005 – کلیه حقوق این سایت متعلق به شرکت واینستین می باشد
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب