Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07581.jsonl.gz/8

نویسنده: دبی لین الیاس
وقتی کسی به کمدی فکر می کند، جایی در ترکیب، نام داکس شپرد و تام آرنولد همیشه ظاهر می شود. هر دو مرد بامزه با سبکهای متفاوت، همیشه میتوانند خنده را برانگیزند، چه با شیدایی آشکار یا ظرافتهای ظریف، بنابراین طبیعی به نظر میرسد که این دو دوست قدیمی همراه با تهیهکننده نیت تاک و چهرههای آشنای دیگری مانند اشتون کوچر، بردلی کوپر و دیو کوچنر سرانجام در یک فیلم شریک شدند. برادر برادر آن فیلم است. شاید شپرد، نویسنده/کارگردان کامل، با تعداد زیادی از دوستان خود در لیست A روی پرده با هم درگیر شود و سفری را برای رها کردن کمدی و تحقق یک رویای مادام العمر - یعنی تبدیل شدن به یک ستاره اکشن فیلم های سینمایی هنرهای رزمی - آغاز کند. شپرد که قصد دارد این ایده را به هر سرمایهگذار یا استودیویی که او را در اختیار دارد بفروشد، برای خرد، کمک، پول و در نهایت شادی به دوستانش مراجعه میکند. BROTHER’s JUSTICE ترکیبی عالی از زندگی و هنر است که دوستی، زندگی و خنده را جشن می گیرد و در نتیجه یکی از عجیب ترین و ناهنجارترین فیلم های سرگرم کننده سال ساخته می شود.
من این فرصت را داشتم که با داکس شپرد و تام آرنولد یک مصاحبه اختصاصی 2:1 بنشینم و در میان خنده های بی وقفه، درباره عدالت برادر، کمدی، فیلم سازی، دوستی و شکل کمدی های مستقل صحبت کنم.
وقتی امروز صبح ساعت 3:30 آن را اکران کردم، عاشق BROTHER's JUSTICE شدم.
دی اس: هوم. تماشای صبح زود فیلم BROTHER'S JUSTICE! اوه، شما متد کریستال می کنید (با خنده). من انجامش دادم!
نه نه. (با خنده) این دیوانگی محض است که من را در ساعت 3:30 بیدار کرده است، این همه جذابیت و قلب زیادی در این فیلم وجود دارد، این از کجا می آید؟ شیمی شما با هم، دوستی شما، همه شما - فقط می درخشد.
دی اس: من بخشی از یک سری فیلم های مختلف بوده ام. بسیاری از آنها کار نکردند. برخی از آنها کار کردند. یکی از آنها که بهترین کار را کرد همین فیلم 'بدون پارو' بود که من کار کردم که فیلم خوبی نیست. فیلمنامه عالی نبود هیچ چیز در مورد آن عالی نیست، اما ما سه نفر یکدیگر را دوست داشتیم، زیرا واقعاً همدیگر را دوست داشتیم، و این قابل لمس بود. من فکر می کنم وقتی یک فیلم می بینید چیزی در مورد آن وجود دارد. در واقع می توانید آن را احساس کنید من فکر می کنم موفقیت آن فیلم همین بود. سپس من فیلمهای دیگری ساختهام که احتمالاً خندهدارتر بودند، اما همه از هم متنفر بودیم. و همچنین می توانید ناملموس را بگویید. اما، بله، همه در این فیلم در واقع یکدیگر را دوست دارند. همه ما برای مدتی طولانی با هم دوست هستیم و مردم برای تفریح بیرون آمدند. یک هدف وجود داشت و آن لذت بردن [در] هر صحنه بود. هیچ انتظاری وجود نداشت. ما در تلاش برای توزیع نبودیم. ما سعی نکردیم آن را بفروشیم. ما سعی نمیکردیم کاری بکنیم جز ساختن یک فیلم کامل در حیاط خانهمان، اما اتفاقاً ستارههای سینما در آن حضور دارند.
و تام بزرگترین ستاره سینماست.
TA: آره!! من فقط می خواستم داکس آن را تمام کند. بعد از اینکه خیلی زحمت کشید. او یک انفجار انرژی از بلوک بود، لگد به لب به لب. بعد از آن چند ماه بود که چیزی نشنیده بودم. چه اتفاقی داشت می افتاد. من [به داکس] می روم 'فقط باید آن را تمام کنی.' فکر میکنم با دکس، و من خارج از مدرسه صحبت نمیکنم، اما او شاید نمیدانست که چگونه قرار است پایان یابد.
DS: از نظر طراحی، در اصل، قرار بود در قسمت سوم با چاک نوریس مبارزه کنم. تمام ماجرا همین بود. همه اینها به جنگ من منجر می شد. ما تمام این راه ها را برای به دست آوردن او خسته می کردیم. ما چیزهای دیوانه کننده ای را ارائه می کردیم، مانند حضور در فیلم های تمرینی او، از این قبیل چیزها. همه اینها در برنامه گفتگو واقعی است. من واقعاً پیشنهاد انجام این کار را داشتم. در نهایت، ما نتوانستیم او را بگیریم. ما سه ماه سخت تلاش کردیم. بعد من فقط پریشان شدم. حالا چیه؟ اما در نهایت این بهترین چیز بود، زیرا سپس بیشتر به این داستان دوستی تبدیل شد.
همچنین یک سطح کمدی کاملاً جدید اضافه کرد.
دی اس: بله. و ما برای 'جئونگ گانز' و چیزهای دیگر با همدیگر برگشتیم. در نهایت این یک چیز عالی بود که ما چاک نوریس را دریافت نکردیم.
TA: واقعا همینطور بود.
و حالا او شبیه یک آدم بدجنس است.
DS: این دقیقاً همان چیزی است که همیشه هدف من (با خنده) این بود که به دنبال یک قهرمان شوم.
'اولین کارگردانی' برای شما چطور بود، دکس؟ اعصاب خردکن است یا هنوز هم فیلمسازی گاه به گاه روی صندلی شلوار شما پرواز می کند؟
DS: خیلی خیلی از روی صندلی شلوارم می پرید. تمام تلاشم را می کنم وقتی که کنار صندلی شلوارم پرواز می کنم. بهترین بازیگری من زمانی است که در حال پیشرفت هستم یا زمانی که فقط گوش می دهم و اتفاق دیوانه کننده ای رخ می دهد. من در تلاش برای ثبت یک لحظه یا خوش شانسی و گرفتن یک لحظه حرفه ای ساخته ام، بنابراین فیلمبرداری این فیلم دقیقاً به همین روش انجام شد. داستانهایی در فیلم وجود دارد که نیاز به برنامهریزی از قبل و انتخاب نما و همه این موارد دارد، اما به طور کلی، بهترین بخشهای فیلم جایی است که ما فقط سعی میکنیم شیمیای را که همه داریم به تصویر بکشیم. این نیاز به برنامه ریزی فنی یا تاکتیکی زیادی نداشت.
در جایی که واقعاً صحنه های خاصی را از قبل برنامه ریزی کرده بودید، آیا استوری برد داشتید؟ لیست شلیک کردی؟
DS: لیست عکس. استوری برد نیست. این مفید است که آنها را نوشته ام و آنها را کارگردانی خواهم کرد. بنابراین وقتی این صحنهها را مینوشتم، فقط با تمام نماهایی که قبلاً در آن هستند، مینوشتم. بنابراین ما از قبل می دانستیم که وارد چه چیزی می شویم. ما پول نداشتیم و من پول این چیز را می دادم.
و نیت [تاک] آن را 50-50 تقسیم نمی کرد؟! [بخشی از جوک در حال اجرا در BROTHER’S JUSTICE یک مشارکت مالی متناسب بین تاک و شپرد است، تا کاندوم و قهوه]
DS: [با خنده] نه، نیت در موقعیتی نبود که بتواند وارد عمل شود.
و من هم ندیدم که از تام بخواهی 50-50 با تو برود!
DS: و شما می بینید که تام کجا زندگی می کند در مقایسه با جایی که من هستم! [با خنده] او میتوانست 75 را انجام دهد و من 25 را. ما به مردم میگوییم، مانند استودیوهایی که آن را دیدهاند، که کل آن «دریلینگ دیپ» [صحنه در فیلم] را در 2 ساعت و نیم فیلمبرداری کردیم. خورشید در تنگه تونا غروب می کرد. و این با قفل کردن کلیدها در لینکلن است و ناتی باید سریعاً به لس آنجلس برگردد تا کلیدهای یدکی را دریافت کند. من مرد را از صندوق عقب بیرون میآورم و میبندم و یک بار میگیریم و سپس به معنای واقعی کلمه، قرقرهها بریده میشوند و میگویم: 'کلیدهای لعنتی در صندوق عقب هستند.' و ما هنوز باید ماشین را جابجا کنیم. [تام در این مرحله در هیستریک است.]
طولانی ترین چیزی که ما فیلمبرداری کردیم وسترن 'جئونگ گانز' در پایان بود. حدود 8 ساعت آنجا بودیم. و این یادگیری یک ساعت اسب سواری و صحنه مبارزه است…
TA: ... ناهار. ناهار را فراموش نکنید این تنها ناهار ما بود.
خوب، می دانید که چگونه با بودجه کم/بدون بودجه پیش می رود! مال خودت میاره کیف قهوه ای آن را.
TA: درست است.
DS: ما نوار را بسیار پایین گذاشتیم تا وقتی Subway ظاهر می شود مردم واقعاً هیجان زده شوند.
TA: همچنین، همانطور که او گفت، اگر این در زمان های قدیم بود، اگر این چند سال پیش بود که همه کارهایی را که می خواهند انجام می دادند، هر چه بود، ما نمی توانستیم همه دوستان را دور هم جمع کنیم و گفت: 'هی، ما با هم جمع می شویم و یک کار سرگرم کننده انجام می دهیم. ما این کار را برای دکس انجام خواهیم داد. برای همه سرگرم کننده خواهد بود.» اما اکنون با توجه به اقتصاد، این 'بیایید این کار را انجام دهیم' است و بنابراین من سپاسگزارم که از آن بیرون آمد. همانطور که گفتم، به خصوص آن روز، آخرین روز بیرون رفتن در مزرعه اسب... واقعاً روز شیرینی برای همه ما بود که فقط بهانه ای برای دور هم جمع شدن با بچه ها و انجام یک کار احمقانه داشته باشیم.
باید بگویم، تام، با دیدن تو که آن قطعه کوتاه وسترن را انجام میدهی، میخواهم ببینم که یک وسترن انجام میدهی. داکس، تو در آن سکانس چیز جدیدی از تام آرنولد آوردی.
TA: شما بروید! شما بروید!
دی اس: تام عالی بود. تام می داند که چگونه آن را مانند یک قهرمان دور بیندازد. او عالی است تام از این مزیت برخوردار است که به مدت 20 سال در انظار عمومی خنده دار بوده است، بنابراین او سعی نمی کند خنده دار باشد یا آن را به یک کار بزرگ در مورد خنده دار بودن تبدیل کند. او می داند که در این مرحله خنده دار است. او اعتقاد زیادی به آن دارد. بنابراین او هرگز فشار نمی آورد و این چیزی است که من واقعاً در بازی او در فیلم خیلی دوست داشتم. او بسیار آرام است و می داند که این اتفاق خواهد افتاد. سخت است که وارد [فشار] نشوید، مخصوصاً وقتی به مکانی میرسید و هشت کمدین وجود دارد و برخی از آنها بسیار شناخته شده هستند. من می توانم ببینم که کجا برای برخی افراد ترسناک است.
چیزی که واقعاً برجسته است، استفاده شما از بسیاری از کلوزآپ ها و تعداد زیادی نماهای متوسط است که لحظات صمیمی عالی را ایجاد می کند، به خصوص صحنه ای که به صحنه دعوای بین شما دو نفر تبدیل می شود. شما همچنان دوربین را محکم نگه داشتید و فیلم را شخصی کرد. آیا این عمدی بود، آیا این اتفاق برای اینکه خوب به نظر برسد؟ چه چیزی پشت آن بود
DS: یک [پاسخ] عملی و نظری وجود دارد. یکی اینکه ما گروه روشنایی نداشتیم. ما چیزی نداشتیم بنابراین عکس ها محکم تر به نظر می رسند زیرا نمی توانید نورها را تنظیم کنید. شما از پس زمینه غافلگیر نمی شوید. بنابراین یک دلیل عملی برای آن وجود داشت. اما همچنین، ما می خواستیم فضول باشیم. ما می خواستیم شبیه یک مستند واقعی باشد، بنابراین نحوه فیلمبرداری مستندهای واقعی را بازتاب دادیم. در واقع دو سکانس در فیلم وجود داشت که روی سه پایه فیلمبرداری شد، زیرا از زشت بودن همه چیز بهم میخورد. گفتم: «بیایید برای این صحنه از یک لنز بلند استفاده کنیم. من می خواهم در یک صحنه خوب به نظر برسم.' و سپس وقتی فیلم را تست کردیم، این کارت ها را با پیشنهادات پس گرفتیم و آنها مدام به این دو صحنه حمله کردند. سه روز به ذهنم نرسید. 'من نمی فهمم چرا هیچ کس آن صحنه ها را دوست ندارد. اینا خنده دارن من فکر می کنم اینها از همه آنها خنده دارتر هستند.' ما چند روزی با این موضوع دست و پنجه نرم میکردیم و بعد ناگهان گفتم: «وای خدای من. اینها تنها دو صحنه روی سه پایه هستند. به همین دلیل است که مردم آنها را دوست ندارند. به آنها گفته شده این زبان فیلم است و سپس به سراغ صحنههای سهپایه میروند و احساس میکنند که یکدفعه جعلی است.» بنابراین تنها کاری که انجام دادیم این بود که یک پلاگین برای ویرایش روی عکسهای سهپایه قرار دادیم تا دوربین حرکت کند، آن را دوباره آزمایش کردیم و هیچکس با آنها مشکلی نداشت. این احمقانه است که جنبه فنی چقدر به شما اطلاع می دهد که آیا چیزی را دوست دارید یا نه. من این را فقط از طریق انجام مراحل تست یاد گرفتم.
آیا این درک برای شما جدید است؟
DS: اوه بله. من قطعاً میدانم که چرا با دست شلیک میکنید در مقابل چرا با چوب شلیک میکنید، اما فکر نمیکردم مردم به اندازه کافی باهوش باشند، و در واقع اینطور نیستند، اما آنها میدانند که در یک DNA، در سطح سلولی، چیزی در این مورد وجود دارد. این احساس درستی نیست آنها نمیدانند که چرا این کار درست نیست، اما شما باید آن را بفهمید.
و داکس، نگران ظاهر نشدن نباش. شوت باسن عالی بود شما فوق العاده به نظر می رسید!
DS: اوه ممنون، متشکرم!! [با خنده] از این بابت خیلی عصبی بودم.
تو کار خودت را انجام دادی این یک موضوع در حال اجرا در سالهای بررسی من است - بازیگرانی که کار خود را انجام میدهند.
DS: من مطمئنم! باشه، خوب! من در قلمرو هستم
حالا ما باید تام را وارد کنیم.
DS: من دوست دارم از باسن تام عکس بگیرم!
آیا کی بل فیلم [نامزد شپرد، کریستن بل] را دیده است؟ آیا او آن را دوست دارد؟
DS: اوه بله، بله، بله! او عاشقش است. خدا را شکر! چون آنجاست. و باز هم، برخی از ویرایشهای قبلی وجود داشت که عکسهای بستههای بیمورد بیشتری داشتند. او آنها را دوست نداشت
یکی دیگر از بخش های مهم این فیلم موسیقی است. شما یک بازگشت ملودیک بسیار عالی به سینگریل قدیمی، موسیقی سهگانه جاز دودی، آهنگ مشعل دارید که واقعاً لحن عاطفی فوقالعادهای را برای دوستیهای فیلم ایجاد میکند.
DS: ممنون! خب، ما در ابتدا یک اشتباه بزرگ مرتکب شدیم. باز هم پول نداشتیم. بنابراین در تمام مدتی که در حال تست بودیم، فقط تمام آهنگ های مورد علاقه ام را در آنجا قرار دادم. من کولترین را داشتم، Talking Heads را داشتم، چاک مانژیونه را داشتم، این همه موسیقی شگفت انگیز را داشتم و اکنون همه ما این فیلم را 20 بار با این موسیقی عالی دیده بودیم. سپس نوبت به پاک کردن آن رسید. ما کاملاً خراب میشدیم، اما من به تازگی این فیلم «آزادی» را که این بچه جولیان واس گلزنی کرده بود، ساخته بودم و عنصر مورد علاقهام در فیلم موسیقی او بود. بنابراین، خوشبختانه، من تازه او را ملاقات کرده بودم. او بسیار مقرون به صرفه است و میتوانست تمام موسیقیهایی را که ما داشتیم ببیند و میدانست که ما دنبال چه حسی هستیم و سپس بسیاری از آن موسیقی را اجرا کرد و واقعاً آن را کشت. این همه شانس بود که با او آشنا شدم.
این موسیقی به خوبی با کل چرخه دوستی مطابقت دارد، که خود شبیه نحوه ساخت BROTHER's JUSTICE است. این فیلم درباره دوستی است و از روی دوستی ساخته شده است. پارلی های کوچک زیبا
دی اس: بله. آره. متشکرم. ما Talking Heads 'Naive Melody' را داشتیم که همان آهنگ زیبای انتهای 'وال استریت' است. متأسفانه، این آهنگ اصلی ما بود که آهنگ مورد علاقه من در تاریخ موسیقی است. بنابراین، من میگفتم: «چطور قرار است این آهنگ را جایگزین کنیم؟ هیچ چیز درست نمی شود.» اما جولیان کار بزرگی انجام داد.
آیا پس از حقهبازی خواکین و حتی «گربهماهی»، از این میترسی که مردم قلب اصیل را در BROTHER'S JUSTICE پیدا نکنند و نبینند؟
دیاس: میدانی، من این مقایسهها را دوست ندارم، زیرا، صادقانه بگویم، فروش [این فیلم] شنیده میشود. بنابراین، من آن را دوست ندارم. اما در عین حال، من بیش از حد نگران این نیستم که مردم چگونه هستند، چه توشهای با خود میآورند. من یک هدف داشتم و آن این بود که دقیقاً همان کاری را که فکر میکنم خندهدار است در صحنهها انجام میدهم، تام میخواهد کاری را انجام دهد که فکر میکند در صحنهها خندهدار است. همه ما میخواهیم صدای واقعیمان را بدون اینکه تهیهکننده، استودیو یا کسی به ما بگوید، چه چیزی قابل فروش است و چه چیزی غیرقابل فروش است، اجرا کنیم. تمام هدف این بود که این کار را به خاطر انجام آن و انجام صدایمان انجام دهیم. حالا، اگر با فیلم های دیگر اشتباه گرفته شود، هیچ کاری نمی توانم در مورد آن انجام دهم. این اتفاقاً صدای ماست. من فکر میکنم فیلم ما با فیلم خواکین [ققنوس] بسیار متفاوت است، زیرا من در تمام شوخیهای این فیلم هستم. من سعی نمی کنم مردم را به خاطر بزرگواری خودم گول بزنم. من احمق هستم فکر می کنم از این نظر فرق می کند.
TA: همچنین، این فیلم خیلی بیشتر باز شده است. آن فیلم یک حس بسیار فشرده است، داستان درونی، تاریک. این برای همه چیز باز است.
DS: وسترن، تعقیب و گریز ماشین…
TA: این به درون خود نگاه می کند، در حالی که آن شخص کاملاً از آنچه بود آگاه بود.
DS: من از اینکه یک سلبریتی هستم ناراحت نیستم. من فکر می کنم این تفاوت بزرگ است. این هزینه برای خانه من پرداخت، بنابراین در واقع بسیار سپاسگزارم.
این هزینه برای یک عروسی خوب، ماه عسل خوب است.
DS: بله، بیایید امیدوار باشیم!
اگر یک کلمه برای هر یک از شما وجود داشت که به مخاطبان بگویید بیایند عدالت برادری را ببینند، آن کلمه چیست؟
DS: مال من عجیب خواهد بود. اگر به چیزهای عجیب و غریب علاقه دارید، فکر می کنم این را دوست خواهید داشت.
TA: آیا 'عجیب خنده دار' یک کلمه است؟
در دنیای من این است!
DS: یا 'ناجور'؟
TA: بله، شما بروید. 'ناجور' و 'خنده دار.' چون روی کاغذ هیچ کدام کار نمی کند. همینطور که اینجا نشستهایم و آن را توصیف میکنیم، احساس میکنم چیزی کوچک را از دست میدهیم. اما بعد شما همه این افراد را در موقعیتهای بیرون قرار میدهید، و علیرغم خودش، کار میکند. قلب واقعاً مهم است و نکته خوب در مورد آن این بود که شما قلب را در آنجا وارد می کنید اما او [شپرد] طنز را حفظ کرد. او آن را در پرده سوم رها نکرد. ما همه دل هستیم او هنوز در تلاش است تا از نیت [تاک] پول بگیرد! در هسته او [شپرد] هنوز همان مرد است. او کمی بزرگ شده است، اما هنوز همان مرد است.
DS: تنها چیزی که واقعاً در مورد آن خوش شانس بودیم و در آن موفق شدیم این است که عناصر بسیار عجیب و غریب در یک فیلم وجود دارد. لحن در اوایل ایجاد شد و در طول فیلم ثابت می ماند که یکی از سخت ترین کارها برای انجام است، به خصوص زمانی که شما مانند ما در حال فیلمبرداری هستید. فکر میکنم این تنها چیزی است که ما را نجات میدهد این است که ما به دنیای خاصی متعهد هستیم و توانستیم در آن دنیا بمانیم و به آن لحن وفادار بمانیم، مهم نیست چه اتفاقی میافتد یا به همان اندازه که عجیب بود یا در آنجا. من فکر می کنم نیمه سازگار است حتی اگر خیلی عجیب باشد.
بچه ها اگر نمی توانستید بامزه باشید چه کار می کنید؟ تام، ما تو را در نقشهای جذاب و دراماتیکی مانند «مهتاب و دارواش» دیدهایم، اما بیشتر به عنوان یک بازیگر کمدی شناخته میشوی. اگر ناگهان به شما بگویند دیگر نمی توانید کمدی انجام دهید چه می کنید؟
DS: آن شغل جدید چقدر درآمد دارد؟ آیا ما جک بائر در «24» هستیم؟ من این کار را انجام خواهم داد و سپس در جشن تولدها خنده دار خواهم بود.
TA: من اصلا مهم نیستم. همانطور که گفتید در جشن تولد. و من تقریباً هر شش هفته یکبار به جاده میروم، فقط برای اینکه در هنگام انجام کارهای ویژه بعدی یا هر چیز دیگری، طرف ایستادن را تقویت کنم. و فقط برای ادامه دادن آن. شما می توانید به همان اندازه که باید در چهارشنبه شب در کارخانه خنده بامزه باشید. من نیازی به کار کمدی ندارم
DS: فکر میکنم من و تام از این نظر یکسان هستیم تا زمانی که سر صحنه فیلمبرداری هستیم و آنها فریاد میزنند «اکشن» و «کات»، ما در بهشت هستیم. واقعاً مهم نیست که چیست. وقتی برای من، این محصول واقعاً سرگرم کننده است، مردم خیلی به این محصول وابسته می شوند. ما دوستانی داریم که در برنامه های تلویزیونی حضور دارند که ممکن است آنها را دوست نداشته باشند و مثل این است که 'چه کسی بد می کند. تو هنوز اونجا برو تو باید عمل کنی.» زندگی شما بخش بازیگری آن است.»
TA: و آنها به شما پول می دهند!
DS: بله، آنها برای وام مسکن شما پرداخت می کنند و شما باید هر روز اقدام کنید.
شما بچه ها کاری را که انجام می دهید بسیار دوست دارید، اگر دستمزد دریافت نمی کردید این کار را انجام می دادید.
DS: من می خواهم. من فقط میگفتم که میخواهم سال آینده برای «پدر و مادر شدن» افزایش حقوق بگیرم، اما در همان زمان به آنها اطلاع دادم که رایگان میآیم. یک ابزار چانه زنی عالی نیست!
بازی کمدی در جشنواره ها و غیره، کمدی با نام بازیگران است. ما در جشنواره ها کمدی های زیادی داریم. بعضی ها افسونگر هستند. اما آنها واقعاً هرگز به جایی نمی رسند. همه از درام ها در سطح مستقل صحبت می کنند.
DS: بخش واقعاً غم انگیز آن این است که نتیجه به این می رسد که بازیگران بزرگ دراماتیک جایی برای امتحان کردن چیزهای عجیب و غریب دارند و اصلاً آسیب نمی بینند. ویل اسمیت می تواند یک فیلم ساندنس بازی کند و می تواند 5 دلار بسازد. این تاثیری روی دستمزد او برای یک فیلم استودیویی نخواهد داشت. اگر ویل فرل برود و در یک کمدی 1 میلیون دلاری بازی کند و آن فیلم اکران شود و یک میلیون دلار درآمد داشته باشد، در واقع دچار مشکل شده است. او نمی تواند هنگام ساخت یک فیلم استودیویی مبلغ 'X' بخواهد. من آن را دوست ندارم. من احساس میکنم این یک استاندارد دوگانه است و احساس میکنم کاری که ما دوست داریم انجام دهیم این است که یک جنبش کمدی مستقل را رهبری کنیم که در آن بازیگران بزرگ میتوانند از اطراف بیایند، کارهایی را انجام دهند که در فیلمهای بزرگ نمیتوانند انجام دهند، و ایمن باشیم و داشته باشیم. کم توقع، و چیزهای مختلف را امتحان کنید. من فکر می کنم برخی از بهترین درام ها از آزادی و ماهیت تجربی آن بیرون می آیند. من فکر می کنم که کمدی واقعاً به آن نیاز دارد. 'راکت بطری' همین بود. نمیدانم چرا از زمان «راکت بطری»، «راکت بطری» وجود نداشته است. تا جایی که من می دانم وجود نداشته است. من دوست دارم ببینم ساندنس واقعاً از کمدی مستقل استقبال می کند و سالی چند 'Bottle Rockets' منتشر می شود. این برای همه فوق العاده خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، ما دوست داریم بخشی از آن جنبش باشیم.
جشنواره فیلم لسآنجلس همیشه کمدیهای مستقل برجستهای دارد، اما به ندرت پخش میشوند.
DS: اما باز هم، آنها معمولاً ستاره ای در خود ندارند. یک چیز در درام است، اگر نوشتههای عالی و عالی داشته باشید، میتوانید بازیگران دراماتیک شایستهای را برای فروش آن انتخاب کنید. به نظر من کمدی خیلی بیشتر از درام خاص اجراست. شما نمی توانید یک فرد بامزه خوب داشته باشید که یک جوک عالی بفروشد و کاری کند که کار کند. شما به بازیگران واقعا با استعداد و همچنین خوب نیاز دارید.
تا: وقتی [برادر عدالت] را میبینی، من و دکس را میبینی که در حال دعوا هستیم. مردم می گویند: «آن مرد شپرد و تام آرنولد، آنها دارند دعوا می کنند. آنها در خانه تام هستند، پیتر مکس او همان جاست. آنها واقعاً دنبال آن هستند. اوه، من می دانم آن بچه ها چه کسانی هستند. من آنها را میشناسم.' پس این در [BROTHER]S JUSTICE] نیز وجود دارد، شخصیتهای کمدی ما، این چیزی است که مردم فکر میکنند ما هستیم. مثل دو پسر نیست و شما سعی می کنید بفهمید که رابطه آنها چیست. شما فقط می دانید. یک سری اطلاعات وجود دارد که شما دقیقاً در زمان شروع، هر زمان که آن صحنه شروع می شود، می دانید. 'اوه، من کمی در مورد این مرد، این مرد می دانم' و سپس از آنجا عجیب می شود. ممکن است بگویید «چرا با هم هستند، چرا با هم دوست هستند»... مطمئنم که مردم این کار را زیاد انجام می دهند.
وقتی همه شما را در فیلم می بینم، لحظه ای به ذهنم خطور نمی کند که چرا یکی از شما دوست هستید، بافت پیوندی چیست. همه شما بسیار منسجم و هم افزایی هستید. همه شما را در آنجا روی صفحه می بینید و این امری مسلم است. شما فقط می دانید که این بچه ها به عنوان دوستان در طرح بزرگ زندگی با هم هستند.
DS: من این را دوست دارم. خیلی خوبه.
TA: من هم همینطور.
دی اس: گروه عجیبی است.
یک گروه بسیار التقاطی - اشتون [کاچر]، بردلی [کوپر]…
دی اس: . . بهترین کارگردان آمریکا، فاورو.
امیدوارید مخاطبان چه چیزی را از BROTHER’S JUSTICE کم کنند و هر کدام از شما شخصاً از انجام این کار چه نتیجه ای گرفتید؟
DS: من حتی نمیتوانم تصور کنم که میخواهم [مخاطبان] چه چیزی را از آن حذف کند، غیر از اینکه بتواند چیزی را که به دنبالش است به دست آورد. لزومی ندارد که در بستهای باشد که به آن عادت کردهاند. اگر مردم اینطور میگفتند، 'اوه، من میتوانم واقعاً از این چیز راضی باشم، من نمیدانستم که قرار است راضی باشم. توسط.' یادم می آید که در تابستان یکی از فیلم های سندلر را ندیدم و احساس کردم تابستان اتفاق نیفتاده است. مثل اینکه پاییز آمد و من گفتم: «صبر کن، تابستان حتی اتفاق نیفتاد. چه چیزی کم بود؟ اوه، من سندلر را ندیدم. امیدوارم مردم آن را ببینند، دوستش داشته باشند و بیشتر ریسک کنند و چیزهای عجیب و غریب بیشتری ببینند و به دنبال آن بگردند.
TA: چیزی که من از این موضوع حذف می کنم این است که باید با دوستانم معاشرت کنم، بخشی از دوستان داکس باشم، و بخشی از چیزی باشم، بنابراین من مشتاقانه منتظر چیز بعدی هستم. چیزی که امیدوارم مردم از آن حذف کنند این است که میگویند: 'اوه بله، این خیلی عجیب است.' ما می توانیم در مورد مسائل صحبت کنیم. ما می توانیم در مورد برنامه های گفتگو صحبت کنیم، ما می توانیم این کار را انجام دهیم، اما باید آن را ببینید تا متوجه شوید که این فقط یک دسته از بچه ها هستند…
دی اس: ... این یک برند کمدی دیگر است. مارک Judd [Apatow] وجود دارد، برند Happy Madison، نام تجاری Todd Phillips وجود دارد، و خوب، حالا این برند و صدای دیگر است.
من شخصا این صدا را بیشتر از بقیه دوست دارم.
DS: اگر دفعه بعد یک میلیون دلار به ما بدهند چه؟
#
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب