Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07585.jsonl.gz/3

دوستداشتنیتر از یک رویا، کارگردانی کنت برانا، سیندرلای دیزنی، با شکوه بصری مجلل همراه با فیلمبرداری نفسگیر هاریس زامبارلوکوس، عظمت و شکوه طراحی تولید دانته فرتی، طرحهای لباسهای زیبا و زیبای جاودانه سندی پاول (ساندی پاول) را برای اسکار 2016 تنظیم میکند. به طور مجازی)، و یک موسیقی جامع از پاتریک دویل، که همگی برازنده جواهر تاج در میراث دیزنی است. اوه، و آیا به یک دمپایی شیشه ای با طراحی سواروسکی اشاره کردم؟
اولین اقتباس زنده از یک انیمیشن کلاسیک محبوب دیزنی، در این بازگویی باشکوه و تخیل دوباره افسانه چارلز پرو، برانا و همراهان ما را به دنیای باورها و فانتزی ها سوق می دهند در حالی که معمولاً الای قوی و مستقل مدرن شده چارلز ویتز را جشن می گیرند. برای همه با نام سیندرلا شناخته می شود.
طبق نظر کارگردان برانا، «این فیلم غیرعادی است وقتی مینشینی و آن را تماشا میکنی و متوجه میشوی که همه تماشاگران میدانند که قرار است چه اتفاقی بیفتد. از 5 ساله تا 95 ساله . . این چیزی نیست که قرار است اتفاق بیفتد. این 'چگونه می خواهد این کار را انجام دهد؟' است. وفادار ماندن به عناصر اصلی داستان، «دعوت سینمایی - مانند بازگشت از توپ، ساعت نیمه شب - و تمام لذتی که می توانید داشته باشید. . 'دعوت دوست داشتنی بود' و احساس راحتی می کرد که 'چگونه را پیدا می کند'، برانا و تیمش معتقد بودند که 'ما می توانیم این لحظات را ارائه کنیم و آنها را ارائه کنیم زیرا لحظات کلاسیک هستند.' با سنگ محک لازم در داستان Perrault - الا جوان پدرش را از دست می دهد، معرفی نامادری شرور و خواهران ناتنی مضحک زشت - برانا با لمس های شادی از انیمیشن دهه 1950 دیزنی مانند موش سیندرلا 'Gus Gusse کوچک' شادی را در بین مخاطب تضمین می کند. خانواده، لوسیفر گربه، آقای غاز، وصله کدو تنبل (البته اکنون در داخل یک گلخانه که اکنون نویدبخش لحظات خندهداری است تا مهارتهای کمدی هلنا بونهام کارتر در نقش مادرخوانده پری را به نمایش بگذارد) همراه با دوتایی همیشه حاضر از پرندگان آبی شادی که در آن ظاهر میشوند. و در لحظات مهمی بیرون می آیند.
تمایز این لایو اکشن سیندرلا از نه تنها انیمیشن کلاسیک دیزنی، بلکه چندین نسخه دیگر از داستان که در طول دهه ها به صورت سینمایی روایت شده است، قدرت و فردیت توسعه شخصیت است، به ویژه با خود سیندرلا و شاهزاده، که اکنون یک نام برای اولین بار - کیت. کاتب کریس ویتز روح و شخصیت و روح سیندرلا را بالا می برد به طوری که او دیگر 'فقط منتظر یک یاران' نیست. او همچنین انفعالی را که ما انتظارش را داشتیم از دست می دهد در حالی که درک عمیقی از اینکه چرا با نامادری و خواهرانش می ماند و زندگی را تحمل می کند، به دست می آورد. ویتز و برانا که کاملاً از 'مسئولیت دیزنی' آگاه هستند، از فرصت استفاده می کنند و در داستانی که می تواند بر نسل جدیدی از دختران و پسران جوان تأثیرگذار باشد و این کار را با موفقیت انجام می دهد، کمی مکث برای تأمل ایجاد کنند. به گفته برانا، «یک حس واقعی وجود داشت که میخواستیم بگوییم، مهم نیست که چه کسی هستید یا چه هستید. آنچه که هستی و کسی که هستی به اندازه کافی خوب است، و برای بقیه هم به اندازه کافی خوب است.»
پرنس کیت نیز یک چرخش مدرن پیدا میکند، زیرا او دیگر نمیتواند خوشتیپ به نظر برسد و سوار بر اسبی قدرتمند باشد. کیت دارای پیشینه است. او را در قصر پناه نداده اند. او نبرد را دیده و از طرف دیگر بیرون آمده است و در یک مکاشفه واقعی، کیت با برخی از مردانش، به ویژه کاپیتان نیروها، دوستی برقرار کرده است. رفاقت برادرانه و دندههای خوش اخلاق، با طراوت است، و شخصیتی کاملاً گرد که ریشه در دنیای واقعی دارد، ارائه میکند و در عین حال به راحتی در فانتزی مجلل و جادویی جای میگیرد.
انتخاب بازیگر با لیلی جیمز در نقش سیندرلا عالی است. جیمز با روحیه سخاوتمندانه و بدون زحمتی جذاب و جذاب، مهربانی و قدرتی را که شایسته این قهرمان مدرن است از خود ساطع می کند - و بله، من می گویم قهرمان برای روحیه مستقلی که او به دختران کوچک امروزی نشان می دهد. اصالت جیمز هم با ظرافت و هم با کیفیت دوست داشتنی پسرانه، به همان اندازه طنین انداز می شود که او در چمنزار با اسب مسابقه می دهد یا با لباس مجلسی زیر 270 یارد پارچه والس می کند. لازم به ذکر است که جیمز تمام اسب سواری های خود را انجام می داد (و قبل از سیندرلا هرگز سوار نشده بود) و تمام رقص های خود را انجام می داد.
شیمی بین جیمز و کیت شاهزاده ریچارد مدن مسحور کننده است. این دو مانند دو نخود در یک غلاف در کنار هم قرار میگیرند و با قدرت یکسانی مکمل یکدیگر هستند و اجازه دهید با آن روبرو شویم، ظاهری برابر دارند. مدن در موضع گیری خود از قدرت و فرمان برخوردار است، اما در صحنه های لمسی با درک جاکوبی که نقش پدرش، پادشاه را بازی می کند، لطافتی دوست داشتنی دارد. ژاکوبی، همیشه با اضافه کردن جاذبه به هر فیلم سینمایی یا تئاتری، این کار را در اینجا انجام می دهد.
همانطور که در بالا ذکر شد، یک لایه جدید برای شاهزاده، تاریخچه زندگی او و دوستی و احترام کیت در بین مردانش است، به ویژه با کاپیتانش. Nonso Anozie که مدتها مورد علاقه من بود به عنوان کاپیتان بیش از حد مورد استقبال قرار گرفت. همانطور که از آنوزی در نقشهای دیگر دیدهایم، زیر هیکل قوی و غولپیکر او طنز و قلب وجود دارد که هر دو در اینجا به نمایش گذاشته میشوند.
و سپس 'هلی' است که توسط برانا با محبت از او یاد می شود. هلنا بونهام کارتر در نقش مادرخوانده پری فراتر از سرگرمی است. بونهام کارتر که به عنوان یک زن گدای فقیر تحت تأثیر مهربانی سیندرلا قرار می گیرد، اجازه بازی با شخصیت و ایجاد دوگانگی را دارد که جادوی او – اگرچه همیشه کامل نیست – سپس وارد صحنه می شود، بونهام کارتر از سبکی بازیگوش لذت می برد! او که تقریباً در صحنههای خاصی شادمان است، لمس مادرانهای را به اجرا میآورد، زیرا وقتی سیندرلا با مربی طلایی به سمت توپ میرود، نگاهی جذاب میبینیم. فیزیک بدنی بونهام کارتر که گواهی واقعی بر مهارت های او به عنوان یک بازیگر است، وزن لباس مجلل ماری آنتوانت، حدود 131 یارد پارچه با بیش از 10000 کریستال سواروسکی پوشیده شده روی کرست محدودکننده و یک قفس کرینولین با چراغ های LED چندگانه و 450 را رد می کند. باتری زیر لباس با یک نگاه به او، جادو را احساس می کنی.
اما دزد واقعی صحنه کیت بلانشت است. بلانشت به لطف اجرای لبههای تیغ، پخش و تلفظ آوازی یخی، و آن ابروهای همیشه خمیده، با اشاره به مدهای الهههای نمایشگر دهه 1940، باربارا استانویک، بت دیویس و مارلن دیتریش، به راحتی میتوانست همه چیز را ببیند. او در فوریه آینده برای بازی در نقش لیدی ترمین در میان نامزدهای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن قرار گرفت. بلانشت در حضور به همان اندازه قدرتمند است که دکورهای مجلل و لباسهای تعیین کننده حالت بدن و یک مکمل خوشآمد به گالری شرورهای دیزنی.
قابل توجه استلان اسکارسگارد در نقش گراند دوک فریبنده است که شریکی عالی در جنایت برای ترمین بلانشت می شود، در حالی که هالیدی گرینگر و سوفی مک شرا به ترتیب به عنوان خواهر خوانده های آناستازیا و دریسلا با لباس های نقطه ای سرگرم کننده هستند.
موسیقی کاملاً ارکستر شده پاتریک دویل که غزلی شاعرانه همراه با نرمی و شکوه دارد، واقعاً باشکوه است. یک بیان موزیکال جاودانه، انتظار داشته باشید که اسکار در خانه دویل را نیز بکوبد. کلید شعر بصری فیلم، موسیقی در سرتاسر به عنوان یک جریان زیرزمینی زیبا بازی می کند. برانا و هاریس زامبارلوکوس، فیلمبردار، پس از آن با استفاده از نماهای جرثقیل جارویی که مانند پرندههای آبی کوچک CGI در باد تابستانی بالا میروند، صحنههای بصری را در کنار هم با غزلیات موسیقی طراحی میکنند و مخاطب را در یک تجربه کاملاً حسی غوطهور میکنند. برانا و زامبارلوکوس با انتخاب فیلمبرداری در فیلم (خیلی متشکرم، کن برانا!) به جای دیجیتال، و با استفاده از لنزهای آنامورفیک Panavision، شادابی ملموسی ایجاد میکنند که به کلاسیکهایی مانند «بر باد رفته»، «جادوگر از» تداعی میکند. اوز، «عصر معصومیت» و در مورد نماهای فراگیر، «املی». برانا که از «پارادوکس کنجکاو» احتمالات سینمایی هیجان زده شده است، موفق می شود «دنیای جادویی را که در ذهن بسیاری از مردم کارتون بود» بسازد و «تا حد امکان واقعی به آن ببخشد».
دو صحنه برجسته برای زامبارلوکوس و برانا بهویژه دو صحنه هستند: ورود سیندرلا به سالن رقص و مادرخوانده پری که لباس صورتی پارهشده را به شاهکار لباس آبی سواروسکی و پروانهای تبدیل میکند. در قسمت اول، ورودی با یک دوربین تکی ثبت میشود که در اطراف سالن رقص میچرخد و همزمان یک POV فضولی کمی سورئال و هم POV سیندرلا را ارائه میکند. این یک حرکت دوست داشتنی - و دشوار - است که در مقیاس بصری و احساسی بسیار عالی اجرا شود. دومی شامل کمی CGI میشود، زیرا حرکت تک دوربین 360 سیندرلا را در میان ابری از برق میچرخاند. نفس گیر، هر دو.
خلق این واقعیت مستلزم ساخت مجموعههای فیزیکی بود و به لطف طراح تولید، دانته فرتی، «هیچ صفحه آبی، نه صفحه سبز» وجود داشت. با شکوه سبک باروک، ساختار فیزیکی و طراحی دقیق و توجه به جزئیات هر مجموعه غوطه ور است. طولی نمی کشد که چشم انسان سعی می کند هر گوشه، گوشه و جزییات هر اتاق را ببیند، از الگوی کاغذ دیواری گرفته تا سبد خیاطی گرفته تا ظروف ظروف و تخته کف. واضح است که نقطه مرکزی فیلم سالن رقص است که ساختاری 360 درجه دارد و در نتیجه زمانی که اتاق پر از بازیگران و افراد اضافی است، احساس حضور در قصر را به وجود می آورد. برانان با توصیف رویکرد خود برای فیلمبرداری سیندرلا به عنوان رویکردی کلاسیک، به این نتیجه رسید که «ما به دنبال برخی از ابزارهای کلاسیک از نظر بازی سینما بودیم.»
سپس لباس ها وجود دارد. . .و قطعه مقاومت - دمپایی شیشه ای. با فراخواندن استعدادهای طراح صحنه و لباس سندی پاول، مانند سالن رقص، محور مد فیلم دوگانه است. لباس مجلسی آبی و دمپایی شیشه ای. از نظر ظاهری سبک (اما با 270 یارد پارچه و 10000 کریستال سواروسکی)، این لباس مجلسی مانند نسیم تابستانی در حالی که سیندرلا والس میزند و میدود، میچرخد و این توهم را ایجاد میکند که او در هوا شناور است. پاول با استفاده از یک پارچه پلی استری جدید به نام umisma، آن را به عنوان 'مانند دود' در نحوه حرکت آن توصیف می کند. استفاده از لایههای مختلف رنگهای پاستلی ملایم Umisma برای ایجاد افکت آبرنگی که روی صفحه میبینیم، نتیجه زیبایی است. به طور مشابه، یکی دیگر از لباسهای برجسته، لباس سفیدی است که هلنا بونهام کارتر پوشیده بود، در حالی که در دهه 1940 از ساتنها و کلاههای سنگینتر در رنگهای سبز زمردی، طلایی و مشکی الهام گرفته شده بود که به زیبایی کیت بلانشت زینت میدادند. حتی لباسهای مردانه نیز مانند پاول بینقص هستند و بر ظاهری نظامی برای همه تمرکز میکند و کریستالهای ریز سواروسکی را اضافه میکند که با چشم غیرمسلح روی صفحه نمایش دیده نمیشوند، اما نورهای تنظیمشده را جذب میکنند. رنگها دوباره به آبیها، سبزها و طلاییهای غنیتر برای شاهزاده و کاخ اختصاص داده شدهاند، و پاول اعتراف کرد که توسط «چشمهای آبی افسانهای» ریچارد مدن گرفته شده است که به این معنی است که هر چیزی که برای او طراحی شده است «همیشه باید کمی آبی در جریان باشد. ”
و سپس دمپایی شیشه ای است. برانا، تهیهکنندگان و پاول تصمیم گرفتند که یک دمپایی شیشهای واقعی داشته باشند. متأسفانه، شیشههای دمیده یا شیشههای بریده این کار را انجام ندادند و «قابل انجام» نبودند. تنها با دیدن یک تکه کریستال لوستر مانند در موزه بود که پاول ایده یک کفش کریستالی برش منشوری را پیدا کرد که او را به سواروسکی رساند. در حالی که نه سواروسکی و نه پاول نمیدانستند که آیا کفش حتی میتواند ساخته شود یا نه، پس از پاسهای زیاد و تغییرات طراحی، «[ما] در نهایت صفحهنمایش را تا جایی که میتوانستیم بهخوبی پایین آوردیم تا کفش همچنان شکل ظریفی را حفظ کند». نتیجه، همانطور که روی صفحه خواهید دید، خیره کننده است.
سیندرلا. یک کلاسیک جدید یک گنج بی انتها مجموعه ای از لذت های بصری به اضافه لذت های عاشقانه، شور و ابراز عشق، جادوی فیلم ها. شما می دانید چه می گویند. اگر کفش مناسب است، آن را بپوشید. کفش قطعا مناسب است.
به کارگردانی کنت برانا
نوشته شده توسط کریس ویتز
بازیگران: لیلی جیمز، ریچارد مدن، کیت بلانشت، هلنا بونهام کارتر، درک جاکوبی، نونسو آنوزی، استلان اسکارسگارد
توجه به همه: از طریق اعتبار برای برخی از رفتارهای موسیقی واقعی بمانید!
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب
اگر به دنبال یک خنده خوب هستید یا می خواهید به دنیای تاریخ سینما فرو رود ، این مکانی برای شماستتماس با ما