Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07539.jsonl.gz/5

نویسنده: دبی لین الیاس
'سلام، سیلور، دور!' و متأسفانه، این همان کاری است که ممکن است انجام دهید - میروید - قبل از رسیدن به نقطه 2 ساعت و 17 دقیقه (بهعلاوه اعتبار) جدیدترین وسیله نقلیه جری بروکهایمر، گور وربینسکی، جانی دپ، تکاور. دیزنی که بیش از حد توسط وربینسکی کارگردانی شد، دپ بیش از حد آن را بداخلاق کرد و بروکهایمر بیش از حد به آن پرداخته بود، به دلیل بودجه بیش از حد فیلم، دیزنی باید در اولین بار به اسلحه خود می چسبید. بزرگتر همیشه به معنای بهتر نیست.
تکاور بخش محبوب رادیو و تلویزیون آمریکا و در نتیجه، تاریخ اسطوره ای غرب قدیمی آمریکا است. جان فورد دوست داشت فیلمی در مورد تکاور تنها بسازد و باید می ساخت. (اوه صبر کنید، به نحوی که او این کار را کرد - 'Wow the West Was Was'، 'Stagecoach'، 'The Man Who Shot Liberty Valance' و لیست ادامه دارد و ادامه دارد.) به طور معمول، زمانی که فردی به تکاور تنها فکر می کند، آنها به کلایتون مور و جی سیلورهیلز از تلویزیون فکر کنید یا به زمان دورتر بروید، بریس بیمر، جان تاد یا رولند پارکر در رادیو. یکی از گلوله های نقره ای، سیلور و اسکاوت، یک مرد نقابدار («آن مرد نقابدار که بود؟»)، کمو صاحبی و اورتور ویلیام تل فکر می کند. به نظر نمیرسد که تکاور تنها یک آدم ساده لوح است (همانطور که وربینسکی باعث شده آرمی همر ظاهر شود) و نه تونتو یک بومی آمریکایی که لهجهاش بین یک بومی آمریکایی و یک کنت بلغارستانی در نوسان است.
The LONE RANGER که توسط جاستین هتی به همراه نویسندگان «دزدان دریایی کارائیب»، تری روسیو و تد الیوت نوشته شده است، ترکیبی از بدترین قسمتهای مجموعه «دزدان دریایی» است که اکنون در بیابان - در یوتا - با تگزاس اتفاق میافتد. رنجرز - و واقعاً واقعاً زشت و واقعاً زشت مردم ریشو پوشیده از خاک (شخصاً، من فکر می کنم تنها فردی در فیلم که می داند چگونه حمام کند، خانم هلنا بونهام کارتر، رد هرینگتون است.)، در عین حال پر از زیباترین فیلمبرداری های سینمایی است. به لطف Bojan Bazelli و برخی از خیره کننده ترین مکان های طبیعی در ایالات متحده - Monument Valley، Canyon de Chelly، Rio Puerco، Fossil Point و Dead Horse Point Bojan Bazelli - و فک غیر قابل باور رها کردن سکانسهای اکشن با اسبها، قطارها، صخرهها، کوهها، آب، سواره نظام - شما اسمش را بگذارید، آنجاست!
خوشبختانه، وربینسکی و شرکت با فرضیه اصلی اسطوره تکاور تنها، اما با کمی تغییر شروع کردند. بروس «بوچ» کاوندیش یاغی، پست ترین و بدترین مرد غرب است. کاوندیش و افرادش که توسط همه قانونگذاران در سراسر کشور تحت تعقیب هستند، در کمین تیم هشت نفره تکزاس رنجرز در مسیر او قرار می گیرند. (سریال اصلی رادیویی دارای یک تیم 6 نفره است، اما شما تفاوت فیلم را متوجه خواهید شد.) یکی از آنها، کلانتر دان رید، به برادرش جان، دادستان جدید منطقه اجازه داده است تا در حالی که کاوندیش زندانی او بود، سوار شود. جان که در یک قطار در حال حرکت فرار کرد، جان کمی احمق به نظر می رسد که به زندانی اجازه می دهد از قطار در حال حرکت فرار کند.
کاوندیش و افرادش با رها کردن همه آنها برای مردن پس از تیراندازی دره، به راه خود ادامه می دهند. در اواخر همان شب، تونتو، یک سرخپوست کومانچی که در قطار با کاوندیش زندانی شده بود، اما به نجات رید و بالعکس کمک کرد، تصادفاً به رنجرز مرده برخورد می کند. اما تعجب او را تصور کنید وقتی یکی، جان رید، پا نازک، نمرده است. یک اسب نر سفید درخشان (آه، وربینسکی از مادیان استفاده کرد) در کنار بدنش بیدار می شود، نشانه ای برای تونتو که این مرد یک جنگجوی روح است - او را نمی توان کشت. پرستاری رید به سلامت، برای تونتو روشن است که آینده این دو مرد کجاست. آنها باید عدالت را در مورد کاوندیش نه تنها برای مرگ برادر رید (که کاوندیش قلبش را بریده و می خورد)، بلکه برای آنچه که در غرب با راه آهن، سواره نظام، کومانچ و چیزی که تونتو را از گذشته اش آزار می دهد اتفاق می افتد، جستجو کنند. مرد نقابدار و تونتو با ساختن نقاب سیاهی برای رید احتمالی مرده از جلیقه برادرش، به دنبال یافتن و محاکمه کسانی هستند که به آنها ظلم کرده اند.
همانطور که داستان پیش میرود، طرح ضخیمتر میشود و مجوز ادبی وربینسکی و تغییر تاریخ آشکار میشود، که حول ساختمان راهآهن بین قارهای (رویدادی که در یوتا، هزار مایلی دورتر از تگزاس و رنجرز رخ داد) و قدرت برادری متمرکز میشود. چه از نظر ژنتیکی، چه به عنوان برادر مسلح و چه به عنوان برادر خونی. این وسیله داستانی دوم است که به خط داستانی ماهیت می بخشد اما هرگز به طور کامل در خط مقدم قرار نمی گیرد، زیرا فیلم در عوض در معرض دزدی و شوخی هایی قرار می گیرد که شاید خنده ای خنده دار را به همراه می آورد، و هرگز تعادل تونایی را در درون فیلم پیدا نمی کند. داستان یا شخصیت ها
لحظاتی از فیلم، مانند قتل عام کومانچ، به زیبایی و در عین حال وحشیانه به تصویر کشیده شده است، که احترام به بومیان آمریکایی را تضمین می کند، اما در عوض ویرایش های سریعی را در یک لحظه کمدی سبک بین هامر رید و تونتو دپ با اجساد کومانچی های مرده در پشت سرشان شناور می کند. بی مزه؟ همچنین ارجاعات تاریخی زیادی وجود دارد که فرصت درگیر کردن ذهنهای جوان را در تاریخ آمریکا از دست میدهد، زیرا به نفع کاتهای بیش از حد به چشمکزن، بداخلاق و بهترین جک اسپارو کاپیتان جک اسپارو تا به حال، به باد میرود. آیا این فیلمی است درباره آغاز تکاور تنها یا «داستان تونتو»؟ و باز هم، وربینسکی هرگز پایهای حتی لحنی پیدا نمیکند.
با این حال، یک دستگاه داستان فوق العاده، این داستان را به عنوان روایتی از یک تونتو بسیار قدیمی روایت می کند. تونتو که اکنون در سال 1933 در کارناوالی در سفر ظاهر می شود، توجه پسر کوچکی را به خود جلب می کند که لباس «مرد نقابدار» را به تن داشت و با حضور در نمایشگاه «وحشی بومی»، «کمو سابه؟» پرسشگر را پارک می کند. از مجسمه هندی. تعجب پسر جوان را تصور کنید وقتی که 'هندی چوبی' راه می رود و صحبت می کند! میانبرها در سراسر فیلم کودک گشاد و شگفتانگیز غرق در داستان پیر سرخپوست، دوستداشتنی است و امید میدهد که افسانه تکاور تنها و غرب قدیمی زنده بماند.
به عنوان تونتو، جانی دپ جانی دپ است. آنجا بوده است. انجام داد. دیده که. با آن تماس بگیرید. اما ویژگی برجسته دپ، آرایش کومانچی و لباس سر کلاغی اوست که همگی بر اساس من کلاغ هستم، نقاشی خیره کننده بومیان آمریکا از کربی ساتلر است. و در حالی که در طول فیلم، تونتوی دپ به طور عجیبی دانه/دانه پرنده را به سمت کلاغ مرده ای که روی سرش نشسته است پرتاب می کند، همانطور که داستان پیش می رود، متوجه می شویم که این عمل نمادین به دوران کودکی او و عشق او به این کلاغ خانگی بازمی گردد. متأسفانه، چشمکهای مداوم دپ و لحظههای «آها» با چشمهای گشاد، عملکرد او را کم میکند، همانطور که لهجههای بومی آمریکایی را از دست میدهد.
اگرچه لذتبخش و مشتاق است، اما استعدادهای آرمی همر در نقش جان رید/ تکاور تنها بهدلیل مهارتهای واضح او بهعنوان یک سوارکار، بسیار کماستفاده و سوءاستفاده میشود. و بله، مردم، در بخش اصلی «سلام یو، نقره! دور!' لحظه ای که IS Hammer در حال رشد مجدد در هوا در Silver است.
یک شگفتی واقعی، روث ویلسون تازه وارد است که در نقش بیوه دن رید (و عشق جان رید)، ربکا، بازی قوی و گرمی ارائه می دهد. صحنه دزدی، ویلیام فیختنر عملاً غیرقابل تشخیص است که مانند بوچ کاوندیش، شر را از هر منافذی بیرون می زند. تام ویلکینسون در نقش لاتام کول، راه آهن حریص، رفتاری محترمانه، هرچند به ظاهر ناراضی، نشان می دهد. بری پپر را نباید از دست داد که به عنوان سواره نظام، ژنرال فولر، شخصیت فوقالعادهای پرهیاهو را ارائه میدهد که هم از نظر ظاهر و هم در رفتار یادآور ژنرال کاستر است. اما بازیگر واقعی نمایش، هلنا بونهام کارتر است که کم گفته، ظریف و خیرهکننده در نقش خانم رد هرینگتون با پاهای گیرهدار و گیرهدار است.
برخی از پیچیدهترین و پیچیدهترین سکانسهای اکشنی که تا به حال در فیلم دیدهام، فیلم را با انرژی و هیجان محسوسی به پایان میرسانند، مانند امضای ویلیام تل اورتور که با دست آسان هانس زیمر تحسین شده است. جایی که از هیچ هزینه یا جزئیاتی دریغ نمی شود، شیرین کاری ها، دعوای اسب ها، لباس پوشیدن، اسلحه گرم و وسایل است. تا آخرین توری، آخرین پر، آخرین گلوله نقره ای معتبر، دقت و جزئیات تاریخی در عناصر تولید به دقت اجرا شده است. ستایش می کنم به هماهنگ کننده بدلکاری تامی هارپر برای کارش، هری لو برای تکنیک های اسلحه گرمش و پنی رز خریدار که نامش را برای در نظر گرفتن اسکار شروع کردم (همراه با فیلمبردار بازلی). با این حال، یکی از جواهرات واقعی در این تولید، کار هماهنگ کننده جلوه های ویژه جان فریزر و هماهنگ کننده های قطار جیم کلارک، جیسون لمب و لوک جانسون است که دو قطار و مسیر 250 پوندی در اندازه واقعی ساختند که منجر به اقداماتی شد که قوانین را به چالش می کشد. فیزیک. تلاشی عظیم که منجر به بهترین بازده و لذت بخش ترین فیلم شد.
آیا رنجر تنها دوباره سوار خواهد شد؟ یا فقط وارد غروب باکس آفیس شوید؟ این آخر هفته خواهد گفت.
به کارگردانی گور وربینسکی
نویسنده: جاستین هاتی، تد الیوت، تری روسیو
بازیگران: جانی دپ، آرمی همر، هلنا بونهام کارتر، ویلیام فیچتنر، تام ویلکینسون، بری پپر، جیمز بج دیل، روث ویلسون
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب