Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07545.jsonl.gz/5

نویسنده: دبی لین الیاس
کاترین بولکواک نامی است که ممکن است بشناسید، و اگر نمی دانید، باید بدانید. بولکواچ در مرکز یک افشای انفجاری قاچاق جنسی انسان در صربستان و بوسنی پس از جنگ 1999 قرار داشت. یک پلیس نبراسکا، مادر سه فرزند مطلقه، بولکوواچ پس از دیدن یک بروشور به اداره پلیس خود، با پیمانکار DynCorp ثبت نام کرد تا به عنوان یک حافظ صلح بوسنیایی در یک تور خدمت کند. به عنوان بخشی از نیرویی متشکل از 2000 مرد و زن از 45 کشور، بسیاری از حافظان صلح از کشورهای توسعه یافته نه تنها اصول دموکراتیک را به پلیس بوسنی 'تدریس' می کنند، بلکه روش های پلیس و کارهای روزمره مانند استفاده از رایانه، نوشتن را آموزش می دهند. گزارش هایی، حتی چیزی به روتین مانند رانندگی، به آن دسته از افراد از کشورهای توسعه نیافته سازمان ملل که در تلاش های حفظ صلح شرکت می کنند. با این حال، چیزی که بولکواچ روی آن حساب نکرد، کشف این بود که افسران DynCorp - و سازمان ملل متحد - به خوبی از استفاده از زنان زیر سن قانونی، بهویژه دختران 12 تا 15 ساله، بهعنوان قاچاق جنسی در بوسنی آگاه بودند. بدتر کردن این کشف، مشاهده دست اول این بود که این فعالیت کاملاً رواج داشت و بسیاری از حافظان صلح نه تنها چشمان خود را بر این وضعیت بستند، بلکه خودشان نیز در دست گرفتن و کمک به قاچاق بودند. بولکواچ با انتقال به واحد حقوق و جنسیت زنان به رهبری مادلین ریس، در خط مقدم پلیس و مبارزه با قاچاق قرار داشت، بنابراین تعجبی نداشت که پس از تحقیقات او، وسعت دخالت نیروی پلیس بینالمللی در قاچاق را فاش کرد. که او به اتهامات واهی اخراج شد. شکایتی برای فسخ غیرقانونی شروع شد و نام بولکواچ پاک شد... و ساز و کارهای The Whistleblower متولد شد.
اولین بار کارگردان فیلم، لاریسا کوندراکی، که با خواندن درباره بولکواچ، می دانست که این داستان مهمی برای گفتن است، به ویژه با توجه به ریشه های اوکراینی خودش. با تلاش چندین ساله برای ساختن فیلم، تنها زمانی که راشل وایز وارد صحنه شد، این مهیج سیاسی مبتنی بر واقعیت، The Whistleblower، جان گرفت.
The Whistleblower با تکیه بر هر یک از عناصر تجربیات بولکوواچ، اما تمرکز فیلم بر روی موضوع قاچاق (و اضافه کردن مجوز ادبی)، در سال 1999 با افسر پلیس لینکلن نبراسکا، کاترین بولکوواچ، تلاش میکند تا به یک اداره پلیس جورجیا منتقل شود. شوهرش حضانت دختر نوجوانشان را به دست آورده و خودش در حال نقل مکان است. به طور طبیعی، بولکواچ دوست دارد به همان منطقه نقل مکان کند تا حداقل بتواند به دخترش نزدیک تر شود، اما انتقال شغل هرگز انجام نمی شود.
با دریافت اخطاریه ای در ایستگاه پلیس برای شرکتی که به دنبال نیروهای حافظ صلح برای انجام ماموریت های شش ماهه در بوسنی به مبلغ 100000 دلار آمریکا بدون مالیات است، بولکواچ این را راهی برای خروج از لینکلن می داند. بولکواچ با رویاهای کشیدن شیرین کاری و بازگشت به ایالات متحده با پول نقد در دست، قادر است خانه ای در نزدیکی دختر سابق و دخترش ایجاد کند، از این فرصت می پرد. اما با ورود به بوسنی، نه زندگی و نه شغل، چیزی شبیه به تصور او نیست.
بولکواچ، یک زن ناخواسته در دنیای مردانه، بیشتر از شوخیها، توهینها، خرابکاریها و بیرحمیهای همتایان مردش پیش میآید که در نهایت هدف آسیبهای جسمی قرار میگیرد، زمانی که تلاش میکند به زنان بوسنیایی کمک کند که خود قربانی خشونت خانگی هستند. اما این جنبه دلسوز بولکواچ است که به مادلین ریس، رئیس کمیسیون حقوق بشر دفتر جنسیت سازمان ملل متحد، متوسل می شود که بولکوواچ را برای تحقیق در مورد تجاوزات جنسی و جنایات جنسی منتقل می کند. در طول این تحقیقات و به ویژه در تلاش برای کمک به دو دختر جوان - رایا و لوبا - است که بولکواچ، شاید در تلاش برای برقراری صلح در درون خود در هنگام از دست دادن حضانت دخترش، قاچاق جنسی گسترده و دخالت و پوشش آن را آشکار کند. نه تنها توسط نیروهای حافظ صلح، بلکه بالاترین رده های سازمان ملل و امور داخلی. بولکواچ با علم به اینکه نمی تواند این دختران را رها کند، اقامت بوسنیایی خود را تمدید می کند و زندگی خود را به خطر می اندازد تا سعی کند کسانی را که نمی توانند خود را نجات دهند نجات دهد.
ریچل وایز کسی نیست که انتظار بازی در بولکوواچ هاسکی 5'10 اینچی را داشته باشد و این چیز خوبی است، زیرا قد و قامت ریزه وایز است که آسیب پذیری را به بولکوواچ اضافه می کند که وخامت اوضاع و خطر را برای بولکوواچ تشدید می کند. همچنین او را با لطافت و نگرانی قابل مشاهده برای دختران انسانی می کند. و وایس این توانایی عالی را برای ایجاد تمرکز کانونی در شخصیتهایش دارد که به شدت احساسی جذاب و وحشیانهای میدهد که با رفتار فیزیکی او در تضاد است، همه اینها تا حد زیادی تأثیرگذار است. نکته قابل توجه لهجه آمریکایی میانه غربی ویز است که هرگز از بین نمی رود.
بولکواچ با حضور مداوم سر صحنه فیلمبرداری، همراه با همسرش یان ون در ولده، که در فیلم نیکولای لی کااس بازی میکرد، بهویژه تحت تأثیر تصویرسازی وایس از او و تعهدش به 'درست کردن' بود، که اغلب در این فیلم متوقف میشد. برای صحت گفتگو با بولکواچ مشورت کنید.
ونسا ردگریو در نقش مادلین ریس فوقالعاده است و لبهای ملایم، اما چاشنیشده و دلسوز به کل فیلم اضافه میکند. به همین ترتیب، دیوید استراثیرن به عنوان مرد امور داخلی سازمان ملل متحد و متحد ریس، پیتر وارد، نه تنها به یک لبه احساسی ملایمتر کمک میکند، بلکه در خط خوبی قدم برمیدارد و شما را در حدس زدن اینکه آیا میتوان به وارد اعتماد کرد یا خیر، نگه میدارد. اجرای Strathairn به خوبی در میدان مین فاسد داستان بازی می کند.
افراد برجسته الکساندرو پوتوسیان در نقش ویکو و دیوید هیولیت در نقش فرد موری حافظ صلح لجن هستند. به طور مشابه، رکسانا کوندوراش و پائولا شرام به ترتیب به عنوان قربانیان رایا و لوبا. مخصوصاً کاندوراش برای تماشا جذاب است. او رساترین چهره را دارد و ترس را با یک انتقام آسیب پذیر منتقل می کند.
The Whistleblower به کارگردانی Larysa Kondracki و نویسندگی مشترک با Eilis Kirwan، The WHISLEBLOWER هیچ مشتی نمی کشد، به دنبال کثیفی و کثیفی است، و بیشتر از آن، تصاویری وحشتناک از بردگی و سوء استفاده جنسی را نشان می دهد. بصری به دور از آب نبات پوشش داده شده است. یک صحنه تجاوز خشونت آمیز حتی ممکن است باعث شود به دلیل واقع گرایی از صفحه نمایش دور شوید. خوش نوشته ترین صحنه ها مربوط به دختران قاچاق شده با جزئیات ظریف در لباس، آرایش، کبودی و اکشن است. این زمانی است که فرد به شدت موقعیت را درک می کند. کمک به تأثیر بصری عالی، کار مدیر عکاسی کایران مک گویگان است. با استفاده پیچیده از نور و سایه ها، و یک پالت تیره و دناتوره شده در تضاد با پاشش نور، رنگ و گرما در دفتر ریس، The Whistleblower یک جدیت و تاریکی احساسی ثابت را حفظ می کند. زوایای دوربین اغلب عمل در سایه را مبهم می کند تا نتیجه استعاری خوبی حاصل شود.
تیراندازی کوندراکی در بخارست بسیار قابل قدردانی است، بنابراین اصالت بصری را به ما می دهد که به ما امکان می دهد 'سر خود را' در اطراف محیط فیزیکی و طبیعت منطقه جنگ زده بپیچیم.
اما مشکلاتی در این فیلم وجود دارد که یکی از مهمترین آنها غیرقابل باور بودن شخصیت کاترین بولکواچ است. اگر به سراغ این فیلم برویم که هیچ چیز در مورد بولکوواچ نمی دانیم و بخواهیم صحنه آغازین را باور کنیم، بولکواچ یک پلیس درجه یک است. او همچنین حضانت دخترش را از دست داد که در همان جا سوالاتی را در مورد تار و پود اخلاقی/شخصیت او ایجاد کرد. با این حال، وقتی او را در بوسنی میبینیم، رویههای اولیه پلیس نادیده گرفته میشود و او بیشتر شبیه یک ماهی بیرون از آب یا در برخی موارد، یک سرکش به نظر میرسد، که هیچکدام با یک زن ظاهراً باهوش همخوانی ندارد. این به قدری نگرانکننده است که برای من این سوال پیش میآید که آیا بولکوواچ در بخش عمدهای از فیلم برای پست دفتر جنسیت انتخاب شد، زیرا او آنقدرها هم باهوش نبود و آنها فکر میکردند که میتوانست «یکی را به او تحمیل کند». رابطه بین Bolkovac و Van Der Velde که همانطور که در تیتراژ پس از فیلمنامه می آموزیم، اکنون ازدواج کرده اند، زیرنویس شده است.
همچنین کمبود شدید تنش است. این قرار است یک تریلر با دسیسه های پیچیده باشد. که تنش و فوریت را الزام می کند. هیچکدام اینجا نیست. اگرچه تدوین جولیان کلارک مثال زدنی است، اما وقتی ساعت برای دختران برده شده یا بولکوواچ پایین میآید، فیلم هرگز به حس فوریت دست نمییابد و فیلم را با حالتی صاف رها میکند. پرتعلیقترین (و وحشتناکترین) سکانسها به آنهایی خلاصه میشود که دختران زنجیر شده و برده شده را به تصویر میکشند، در گوشه و کنار میچرخند و سعی میکنند از کتک خوردن و تجاوز جلوگیری کنند، یا سوهان ناخنها را برمیدارند و نامشان را روی زمینهای سیمانی میخراشند و با علامت کنهها پولی را که باید برایشان میشمارند معکوس میکنند. تا زمانی که آنها 'آزاد شوند' کار کنند (که البته اتفاق نمی افتد اما بارها به آنها وعده داده شده است).
برای بولکوواچ، در حالی که قاچاق انسان یک موضوع جدی حقوق بشری است، آنچه که او را نیز نگران می کند «روش های استخدامی ناعادلانه و فساد» این پیمانکاران در هنگام استخدام افراد برای مشاغل خارج از کشور است، چیزی که او مایل است اصلاح و بهبود یابد. امیدوار است که تبلیغات افشاگر و کانون توجه قاچاق انسان، چشم ها را به روی همه مشکلاتی که جنگ بر جهان تحمیل می کند باز کند.
کاترین بولکواچ – ریچل وایز
مادلین ریس – ونسا ردگریو
پیتر وارد – دیوید استراتایرن
به کارگردانی Larysa Kondracki. نوشته کوندراکی و ایلیس کیروان بر اساس کتاب «The
Whistleblower» نوشته کاترین بولکواچ.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب