Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07581.jsonl.gz/1

نویسنده: دبی لین الیاس
در 65 سال گذشته، نسلهای کودک با یکی از محبوبترین شخصیتهای ادبیات - جورج کنجکاو - سرگرمی، خنده و شادی پیدا کردهاند. در اصل توسط مارگرت و اچ. ری در سال 1940، ران هاوارد و برایان گریزر تهیهکنندگان به همراه کارگردان متیو اوکالاگان، اکنون میمون کوچولوی کنجکاو و دوستش مردی با کلاه زرد را به پرده سینما میآورند. جورج کنجکاو وفادار به داستانهای اصلی و انیمیشن، تضمین میکند که اگر نگوییم بیشتر، در سلولوئید به همان اندازه شادی به ارمغان میآورد، همانطور که همه ما در طول سالها ورق زدن صفحات گوش سگ کتابهای داستانی خود درباره جورج به خوبی خواندهایم.
یهودیان آلمانی، ری، نویسندگان کتاب کودکان بودند. فرار از پاریس در سال 1940 با دوچرخه ای که چیزی جز کت های زمستانی و تعدادی از کتاب های داستانشان با خط خطی های شخصیت موز دوست به نام فیفی در دست داشت، همین داستان هایی بود که نگهبانان نازی در مالکیت ری دیدند و به آنها اجازه خروج از کشور را دادند، زیرا آنها از کشور خارج شوند. 'قصه های کودکانه نوشت.' در نهایت با رسیدن به نیویورک، فیفی به زودی به جورج تبدیل شد، و ما باید بگوییم بقیه، تاریخ است. بسیاری از ماجراجویی هایی که جورج دارد از زندگی ری، دوچرخه سواری، قایقرانی در یک کشتی بزرگ در سراسر اقیانوس، بازی با حیوانات در جنگل ها بیرون کشیده شده است. و مارگرت ری به عنوان 'الگو' برای جورج عمل کرد که اغلب به روش های مختلف - و اغلب احمقانه - ژست می گرفت تا شوهرش بتواند تصویر کاملی از جورج بگیرد.
داستان ما از نیویورک شروع می شود. تد با نام مستعار مردی با کلاه زرد، متصدی موزه بلومزبری است. شغلی که او بیش از هر چیز دیگری در دنیا دوست دارد، وقتی مالک، آقای بلومزبری، به او میگوید موزه باید به دلیل درآمد ناچیز تعطیل شود، غمگین میشود - مگر اینکه بتوانند نمایشگاهی خارقالعاده ارائه کنند که حضور را از پشت بام بیرون کند. آقای بلومزبری سالها به یک مجله سری که نقشهای از زیارتگاه گمشده قبیله آفریقایی زاگاوا را در اختیار داشت، نگه داشته است. تد که مایل به انجام هر کاری برای نجات موزه است، برای سفر خود به آفریقا برنامه ریزی می کند تا زیارتگاه و بت یا مصنوع شگفت انگیزی را پیدا کند که مردم را شگفت زده کند و موزه را نجات دهد. و البته، وقتی برای هر سفری آماده میشوید، باید لباس مناسب بپوشید تا تد فوراً بیرون برود و برای خودش یک کت و شلوار سافاری زرد با یک کلاه زرد بزرگ تهیه کند. اما همه چیز آنطور که به نظر می رسد آسان نیست. نه، پسر آقای بلومزبری چیزی جز دیدن موزه نزدیک و تبدیل به پارکینگ نمیخواهد، بنابراین درست در زمانی که تد برای کشتی آماده میشود، نقشه را از مجله حذف میکند.
در بدو ورود تد به آفریقا، او یک میمون کوچولوی شایان ستایش را پیدا می کند که با او در جنگل مخفی کاری و دیگر بازی ها انجام می دهد، یعنی تا زمانی که زمان آن فرا رسد که به کار مشغول شود. اما میمون کوچولوی شایان ستایش تد را بیشتر از مأموریتش شادی میآورد، زیرا چیزی که او مییابد چیزی نیست جز یک بت کوچک کوچک، چیزی بزرگ و باشکوه که مردم را به موزه بیاورد. او که ناامید شده است، توجه خود را به بازی با پول کوچک تا بازگشت به ایالات متحده معطوف می کند. اما میمون کوچولو به دوست جدیدش، مردی با کلاه زرد، دلبسته است و تصمیم میگیرد در کشتی بزرگی که عازم آمریکا است، غرق شود.
وقتی به نیویورک برگشتیم، به نظر می رسد که اوضاع برای تد بدتر از این نمی شود. هیچ حیوان خانگی در آپارتمان او مجاز نیست و او را بیرون می اندازند. بلومزبری جونیور که فرصتی برای صحبت با آقای بلومزبری در مورد این مصنوع ندارد، تد را برای یک کنفرانس مطبوعاتی در مقابل رسانه ها قرار می دهد که به لطف میمون کوچکی که نمایشگاه استخوان دایناسور را خراب می کند، به یک سیرک سه حلقه تبدیل می شود. تد که بی خانمان است و اکنون به خاطر این افتضاح کوچک از کارش اخراج شده است، تنها کاری را که می تواند انجام می دهد. او توسط شیطنت های میمون کوچک موز خورنده مجذوب می شود و او را به فرزندی قبول می کند. با نامگذاری او جورج، مشخص است که این دو اکنون برای زندگی مقید هستند.
متأسفانه، با افزایش مشکلات به لطف شوخی های کودکانه جورج، مردی با کلاه زرد چاره ای جز کنترل حیوانات ندارد و جورج را به جنگل بازگرداند. یا او؟
در ابتدا با در نظر گرفتن ساخت این فیلم به عنوان یک نسخه اکشن زنده، این ایده به سرعت پس از صحبت تهیه کنندگان با مربیان مختلف حیوانات منتفی شد. ایده بعدی CGI بود، اما این ایده نیز از بین رفت زیرا تمایل همه برای حفظ ظاهر و احساس H.A. ری با محبت فراوان، تصاویری با دست طراحی کرد. ساده با رنگ های اصلی روشن و توجه به جزئیات، تنها یک راه ممکن برای زنده کردن جورج وجود داشت – انیمیشن دوبعدی قدیمی. با تصمیمی که برای ساخت انیمیشن دوبعدی گرفته شد، کن کافمن به همراه 7 نویسنده دیگر برای نوشتن فیلمنامه دعوت شد تا داستان را به اندازه خود کتاب ها و تصاویر اصلی خالص و سالم نگه دارد. با هدایت طراح تولید Yarrow Chaney، نتیجه همان تصاویر ساده و واضح از روزهای گذشته است. دنیای پر جنب و جوشی که کنجکاوی و ماجراجویی یک کودک یا میمون را جشن می گیرد. و یک داستان مفید که برای شما جذاب است، چه 8 ماهه یا 80 ساله باشید.
در این مرحله بود که تهیهکنندگان هاوارد و گریزر و کارگردان اوکالاگان جستجوی خود را به بیان استعدادها برای شخصیتها معطوف کردند - مهمترین آنها مردی با کلاه زرد بود. و البته چه کسی بهتر از ویل فرل. او با نام تجاری ثبت شده خود از معصومیت کودکانه، در نقش تد/مردی با کلاه زرد عالی است. صدای او ایدهآل است، هیبت و شگفتی دنیایی جدید را با جورج به تصویر میکشد، در عین حال وقتی که کنجکاوی جورج بهترینها را جلب میکند، لحن والدینی سختگیرانه دارد. درو بریمور در نقش مگی، معلم مدرسه ای که با تد کتک خورده، صدای درونی ظریفی ارائه می دهد. بریمور آنقدر با شخصیت او در تماس بود که ظرافت های کوچکی از بدن و صورت او که توسط انیماتورها در حین صحبت کردن ثبت شده بود، در مگی گنجانده شد. یکی از بزرگترین لذت های من با این فیلم، صدای دیک ون دایک با صدای آقای بلومزبری است. متمایز، سرگرم کننده، مملو از احساسات، با همان بیان صدای او، شما حتی با یادآوری کلاسیک دیگری از «مری پاپینز» به دوران کودکی می روید.
اقتباسی دوست داشتنی که به همان اندازه پر جنب و جوش، به همان اندازه زنده، به همان اندازه شاد، به همان اندازه سرگرم کننده است که خاطرات خودتان از اولین باری که ورق زدید در یک کتاب جورج کنجکاو. بنابراین، کنجکاو شوید. خاطرات جدیدی برای خود و نسل بعدی طرفداران جورج کنجکاو بسازید. کنجکاو شوید! اجازه دهید جورج کنجکاو این آخر هفته کنجکاوی را در شما آشکار کند.
تد/مردی با کلاه زرد: ویل فرل مگی: درو بریمور آقای بلومزبری: دیک ون دایک
به کارگردانی متیو اوکالاگان. فیلمنامه کن کافمن بر اساس کتابهای مارگرت و اچ. ری. رتبه G. (86 دقیقه)
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب