Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07532.jsonl.gz/4

نویسنده: دبی لین الیاس
وقتی دبیرخانه از دروازه بیرون میپرد، مسابقه اسکار تمام میشود و در حال اجراست. احساسی، فراگیر، حماسی، اسبها، یک داستان واقعی، یک زن قوی، یک ورزشکار یک بار در زندگی، ارزشهای اصلی قدرت/یکپارچگی/قاطعیت/روحیه رقابتی، و قلب بسیار زیاد - هر چیزی که دیزنی را میسازد، دیزنی و رندال والاس یک فیلمساز درخشان. و چه چیزی SECRETARIAT را به فیلم اساسی اسب تبدیل می کند. گویی داستان خود دبیرخانه یک رویا کافی نیست، فیلم همان چیزی است که رویاها از آن ساخته شده است. هیچ کس جز دیزنی، والاس و تیم شگفت انگیزش نمی توانست این فیلم را بسازد و آن را با سطح عالی فنی و احساسی که روی پرده نمایش داده می شود، اجرا کند.
برای همبازی مارگو مارتیندیل، یکی از هیجان انگیزترین چیزها در مورد SECRETARIAT این است که 'این را به نسل جدیدی بیاوریم که خیلی جوان تر از آن هستند که داستان و اینکه دبیرخانه کیست و چه کار کرده است.' برای آنهایی که نمیدانند، دبیرخانه همان کلت قرمز بزرگی بود که کسی جز پنی چنری نمیخواست. یک اسب دو ساله که به عنوان یک اسب دو ساله به عنوان اسب سال آمریکا انتخاب شد، دبیرخانه با برنده شدن تمام گل های رز به عنوان برنده مسابقات اسب دوانی در سال 1973، برنده تاج سه گانه شد. این تک اجرا یکی از 100 اجرای ورزشی برتر تمام دوران توسط یک ورزشکار در نظر گرفته می شود و تنها اجرای لیست شده توسط یک ورزشکار غیر انسانی است. دبیرخانه توسط برترین ورزشکاران قرن بیستم ESPN در رتبه 35 قرار دارد. او که یکی از عزیزان رسانهای بود، شخصیتی داشت که پاپاراتزیها را دیوانه میکرد و اغلب به لیوان کردن برای دوربینها معروف بود. به گفته مالک، پنی چنری، 'او یک شرکت کننده بود. او سهم خود را می دانست. صدای کلیک دوربینها را میشنید و «لبخند میزد.» و دوست داشت بدود.»
اما پشت عظمت دبیرخانه پنی چنری بود. دختر کریستوفر چنری، صاحب اصطبل Meadow مستقر در ویرجینیا، بزرگترین عشق پنی پدر، مزرعه و اسبها بود. بزرگ شده و متاهل با فرزندان خود، در حالی که پنی از کسب و کار خانوادگی کناره گیری کرده بود و مادری و خانه دار بودن را انتخاب کرده بود، هرگز غیرت، ذوق و علاقه و وفاداری خود را به مزرعه یا پدرش از دست نداد. در هنگام مرگ پدرش، پنی با خواهر و برادرش که می خواستند مزرعه را بفروشند، دعوا کرد. پنی پیروز شد و مدیریت مزرعه 2798 هکتاری را بر عهده گرفت. و او بخش زیادی از موفقیت های آتی آن مزرعه و خانواده اش را به یک کرفس قرمز کوچک که در یک پرتاب سکه برنده شد، وابسته کرد. او آن را قرمز بزرگ می نامید و جهان به عنوان دبیرخانه شناخته می شود.
اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را دایان لین از دست می دهد. این بهترین بازی دوران حرفهای اوست و بهغیر از اتفاق قابلتوجهی در فیلمی از هماکنون تا دسامبر، او باید دختر طلایی هالیوود در فوریه 2011 باشد. او شجاع، احساساتی و قوی است، درست مانند زنی که در آن نقش بازی میکند. لین در آماده شدن برای این نقش، زمان زیادی را صرف صحبت با پنی چنری کرد و منابع ناگفته ای را برای داستان، شخصیت و خود اسب در اختیار او گذاشت. و شیمیاش با اسبهایی که SECRETARIAT بازی میکنند (5 تا هستند)، باعث ناراحتی من شد. مهربانی و عشق بدیعی بین لین و همتایان اسبی او وجود دارد که فقط از صفحه بیرون می آید. به سادگی زیبا. لین که گویی رویای کودکی خود را برای داشتن یک اسب برآورده میکند، درخشش خاصی به لانگشات، یکی از اسبهایی که دبیرخانه بازی میکرد، به خود گرفت.
چه زمانی جان مالکوویچ عالی نیست؟ و در اینجا به عنوان لوسین لورین او در صدر بازی خود قرار دارد. مالکوویچ با زرق و برقی خودسرانه، غنای پر از رنگ و زندگی را برای لورین به ارمغان می آورد، مردی افسانه ای که دیگر در بین ما نیست و شخصاً اطلاعات کمی درباره او وجود دارد. مالکویچ با کار با اسب ها یا داستان دبیرخانه غریبه نبود، مشتاق این نقش بود. او همچنین به عنوان یک فویل عالی برای خانم هام مارگو مارتیندیل عمل می کند و صحنه های کاملاً خوشمزه ای را به نمایش می گذارد.
من از بازی مارگو مارتیندیل در نقش خانم هام بسیار هیجان زده هستم. او که یک کهنه سرباز واقعی است، همیشه در نقش های کوچک (منظورم کوچک) روی صحنه و صفحه نمایش خوش درخشیده است. پس از سالها، سرانجام با بازی «هانا مونتانا: حرکت» که نقش مادربزرگ هانا را بازی میکرد، توجه بیشتری دریافت کرد، اما اکنون، مارتیندیل بالاخره میتواند نقش یک بازیگر مکمل زن قوی و قابل مشاهده را بازی کند. او به خانم هام قدرت و وفاداری میدهد و با مهارتهای تیغ تیز تعادل قدیمی جنوبی را بین دوست/کارمند برقرار میکند. شیمی او با مالکوویچ فقط قاتل است زیرا او می تواند با بهترین آنها یک لاینر آسربیک ارائه دهد.
نلسان الیس به عنوان داماد ادی عرق وارد دبیرخانه شد و اساساً اسبی را به اطراف هدایت می کرد. اما با پیشرفت فیلم، والاس بیشتر در الیس و رابطه او با اسب ها دید و نقش خود را گسترش داد. او تقریباً شبیه مرکز معنوی داستان شد.» جیمز کرامول و فرد تامپسون (در اولین نقشش پس از ترک سیاست) به ترتیب در نقش اوگدن فیپس، مردی که چنری در پرتاب سکه بهترین اوست، و بول هنکوک، قدیمی ترین دوست و معتمد کریستوفر چنری، بازیگران اصلی را با چرخش های محوری کنار می زنند.
برای رندال والاس، یافتن ابهامات کافی برای عالی بودن این بازیگران غیرممکن است. '[آنها] یکدیگر را بلند کردند.'
اما مهمترین انتخاب، انتخاب دبیرخانه، رقبای او و جوکیها است. پیدا کردن اسبی به اندازه واقعی دبیرخانه با شخصیت دشوار بود، در نهایت 5 کلت برای بازی قرمز بزرگ انتخاب شدند. هر روز سر صحنه فیلمبرداری، لیزا براون، مجادلهگر، هر 5 نفر را با سه «جوراب» سفید متمایز دبیرخانه واقعی و نوار و ستاره سفید صورت، نقاشی میکرد. یکی از آن اسبها، ترولی بوی، برنده مسابقه بازیگری در دبیرخانه بود. در مورد بقیه (در مجموع 36 اسب)، به گفته راندال، 'اسب ها بسیار راحت تر از مردم انتخاب می شوند و احتمالاً کارگردانی آنها آسان تر است. ما باید حق اسب ها را می داشتیم. اسب ها انرژی اولیه ای در مورد آنها دارند. اول و آخر میدانستیم که هر کاری انجام میدهیم باید اسبها را ایمن نگه داریم و مردم را ایمن نگه داریم. یکی از حیاتی ترین تصمیم ها این بود که می خواهیم از جوکی های واقعی برای ایفای این شخصیت ها استفاده کنیم نه بازیگران. همه این تصمیمها در کنار هم قرار میگیرند، چگونه اسبهایی را پیدا کنیم که برای هر یک از [همتایان واقعی] قابل قبول هستند.» هیچ یک از اسبهای بازیگر تجربه قبلی بازیگری و مراقبت و رسیدگی به بهترین اسببازی در تجارت، Rusty Hendrickson، نداشتند. و هر جوکی یک جوکی واقعی است، به ویژه، اتو توروارث که نقش ران تورکوت، جوکی دبیرخانه را بازی کرد. بی باک، توروارث به اندازه دبیرخانه بر صفحه تسلط دارد.
همانطور که او بارها و بارها با فیلمنامه های خود به نمایش گذاشته است، رندال والاس یک داستان نویس تمام عیار است. او در سال 1998 با «مردی با نقاب آهنین» پشت دوربین رفت و تیزبینی بصری خود را برای شکوه حماسی نشان داد که با کلمات نوشته شده اش مطابقت داشت. او با 'ما سرباز بودیم' جزئیات و احساسات را به کمال رساند و نه تنها وحشت جنگ، بلکه شرافت و صداقت و روح وضعیت انسانی را به تصویر کشید. اکنون، با SECRETARIAT، همه چیز به شکلی افسانه ای و در عین حال صمیمی جمع می شود. اگرچه فیلم بر اساس SECRETARIAT ساخته شده است، اما داستان اصلی بر روی پنی چنری و قلب، اعتقاد و قدرت او متمرکز است. از قدیم گفته اند، پشت سر هر مرد بزرگ، زن بزرگتری وجود دارد. پشت سر دبیرخانه پنی چنری قرار دارد.
بر اساس کتاب ویلیام ناک، مایک ریچ، فیلمنامه نویس «دبیرخانه: ساخت یک قهرمان» (به لطف «بازیکن» و «معجزه» با درام و احساسات واقعی ورزشی زندگی غریبه نیست) باید مراقب بود که فیلم به یک فیلم تبدیل نشود. مستند. او که از روی واقعیت می نویسد اما آزادی هایی دارد، به «عظمت زنده اسطوره» جان می بخشد و نفس می بخشد و حقیقت را با احساسات می آمیزد. ریچ با قدرت، اعتقاد، فداکاری، شجاعت و قلب قهرمان، همراه با کارگردان، رندال والاس، بخش اعظم داستان را به رابطه بین پنی و 'Big Red' و پسزمینهای از جایی که او آمده است، اختصاص میدهد و آنها را با مردمی احاطه میکند. برای موفقیت دبیرخانه - الیزابت هام، لوسین لورین، بول هنکوک، نلسان الیس و روزنامه نگاری مداوم به نام ویلیام ناک - که تعادل آن را با پیروزی های شخصی خود پنی به عنوان یک زن متعادل می کرد، بیشترین تاثیر را داشتند.
دست دین استملر اکنون اسکار بهترین فیلمبرداری را دریافت کرد. اوایل امسال تحت تاثیر کار آیاانکا بوز در 'بادبادک ها' قرار گرفتم، اما باید بگویم که استملر با SECRETARIAT از دماغ بوز را شکست داده است. در مورد لنز صحبت کنید! در مورد قاب بندی صحبت کنید! و تضادی که او نشان می دهد - ملایمت و آرامش یک سپیده دم مه آلود در یک صبح خنک کنتاکی و سپس هیجان روشن و پرانرژی روز مسابقه، همراه با لحظات صمیمی آرام رنگ و نور. به سادگی زیبا. و چند جایزه اسکار ویژه برای اپراتورهای دوربین! وای! این فیلم از مسابقات و تمرین فوق العاده است. ما بادامک های سر سوار، دوربین های سم دار داریم! کار دوربین باور نکردنی و همه به طور یکپارچه توسط جان رایت با تصاویر آرشیوی و لنز 'معمولی' ویرایش شده است. فوق العاده انجام شده است. متأسفانه، در چند سال گذشته، به نظر می رسد صنعت به دنبال فیلم های CGI برای جوایز فنی است. امسال، همه نگاه ها باید به دبیرخانه باشد، زیرا استعداد واقعی و اجرا در اینجاست.
به خصوص لباس و مو قابل توجه است. برای من فراموش نشد که لباسهای فیلم از عکسها و فیلمهای قدیمی بازیکنان مختلف کپی شده بودند - به عنوان مثال، لباس آبی دبیرخانه مارگو مارتیندیل با تزئینات رک سفید و کلاه سفید. شبیه لباسی از میس هام واقعی که در اکثر مسابقات دبیرخانه می پوشید. و فقط به دیسکوی عالی دهه 70 مالکوویچ نگاه کنید، در حالی که موهای دایان لین و لباسهایش تا کفشها، بیشتر از ظاهر خود چنری شبیه است. و برای اصالت واقعی، این جایزه واقعی تاج سهگانه نقرهای امانتی از موزه کنتاکی دربی است که در برنده شدن بلمونت توسط دبیرخانه ارائه شده است. اگر یک برنده دیگر Triple Crown وجود داشته باشد، آنها آن جایزه واقعی را دریافت خواهند کرد.
در بیشتر موارد، موسیقی نیک گلنی اسمیت فراگیر بود و با انتقال به خوبی به فیلم کمک کرد، اما در عین حال کمی بالاتر بود. داستان دبیرخانه به خودی خود تمام حس، درام و قلب لازم را به فیلم میدهد بدون اینکه امتیازی به اندازه این یکی غالب باشد. داستان را با بازیگری ترکیب کنید و صادقانه بگوییم که حتی به نمره هم نیاز ندارید.
مهم این است که شما برای اعتبار باقی بمانید، زیرا شاهد یک پایان باشکوه خواهید بود، نه اینکه به عکسی از خود پنی چنری اشاره کنیم که به عنوان بخشی از جمعیت در طول مسابقه فراموش نشدنی Belmont Stakes ظاهر می شود.
هر چند چیزی که گنجانده نشده است، داستان کوچکی است در مورد آنچه پس از مرگ دبیرخانه در سال 1989 آموخته شد. همانطور که توسط ویلیام ناک در مقاله ای برای Sports Illustrated نوشته شده است، '' کلت به آن [بلمونت استکز] با بیش از باد آمد. تاریخ پشت سرش سکریتریات یک غذاخور خارق العاده بود - او در طول فصل تاج سه گانه خود روزانه 15 لیتر جو می خورد - و به تمرینات بسیار سخت و سریع نیاز داشت تا این کار را بسوزاند و بدنش را حفظ کند. او یک گردباد صبحگاهی بود. او که هشت روز قبل از بلمونت تمرین میکرد، یک مایل را با زمان هیجانانگیز 1:34 [4/5] طی کرد و 9 فرلنگ را در 1:48 [3/5]، زمان مسابقه شرطبندی، تاخت. ساعتها ساعتهایشان را با هم چک میکردند. . .اینجا چه خبر بوده؟ پاسخ قطعی تا 16 سال بعد، در روز مرگ دبیرخانه، زمانی که دکتر توماس Swerczek، استاد علوم دامپزشکی در دانشگاه کنتاکی، قلب حیوان را در حین انجام کالبدگشایی از بدن خارج کرد، به دست نیامد. از همه جهات دیگر طبیعی بود، قلب دبیرخانه تقریباً دو برابر تلمبه اسب معمولی و یک سوم بزرگتر از قلب اسبی بود که Swerczek تا به حال دیده بود. قلب دبیرخانه، بزرگترین قلب اصیل در تاریخ، نزدیک به 22 پوند وزن داشت، در حالی که قلب متوسط اصیل 9 پوند وزن داشت.
پنی چنری همیشه می گفت که قرمز بزرگ تمام قلبش را دارد. حق با او بود. این آخر هفته، قلب خود را با دبیرخانه پر کنید.
پنی چنری – دایان لین
لوسین لورین جان مالکوویچ
خانم هام – مارگو مارتیندیل
نلسون الیس – ادی عرق
رونی تورکوت – اتو توروارث
به کارگردانی راندال والاس. نوشته مایک ریچ بر اساس کتاب ویلیام ناک، 'دبیرخانه: ساختن یک قهرمان'.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب