Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07518.jsonl.gz/0

شاید نام او را ندانید، اما قطعاً کار او را می شناسید. الیوت ویلر، آهنگساز و تهیه کننده موسیقی، توانایی منحصر به فردی را دارد که شخصیت ها و ژانرهای التقاطی و متنوع موسیقی را به عنوان یک چشم انداز منسجم در کنار هم قرار دهد، علاوه بر آن آثار موسیقی و ضبط های خود را خلق می کند. نیازی به گفتن نیست که این جادوی مشارکت مشترک بین الیوت ویلر و کارگردان رویایی باز لورمن را توضیح می دهد. همانطور که ویلر با موسیقی این کار را انجام می دهد، لورمن با موزیکال های ضد عصر و ژانر خود مانند 'مولن روژ!' و 'گتسبی بزرگ'، دومی که ویلر به عنوان آهنگساز و تهیه کننده اجرایی موسیقی خدمت کرد.
الیوت ویلر. عکس از نتفلیکس.
ویلر بار دیگر با عبور از مرزهای موسیقی، با لورمن برای سریال نتفلیکس THE GET DOWN همکاری می کند. The GET DOWN که اکنون فصل دوم خود را با فصل سوم در انتظار پخش می کند، بر سال های گذرا پایان دهه 70 دیسکو و ظهور پانک و هیپ هاپ مستقر در بروکلین تمرکز دارد. از خانههای نمادین برانکس گرفته تا صحنه هنری سوهو، از CBGB تا استودیو 54، و حتی دنیای کسبوکار پولی منهتن، THE GET DOWN داستان گروهی از بچهها در دنیایی رو به زوال و رو به مرگ است که آینده را به دنیا میآورند. موسیقی و آینده برانکس
ویلر نه تنها تعادل داستانی را با موسیقی موفق هنرمندانی مانند Grandmaster Flash، Rahiem of the Furious Five، Curtis Blow، ABBA، The Bee Gees و حتی برخی از Kander و Ebb از 'Cabaret' برقرار می کند، بلکه سپس یک موسیقی اصلی می سازد. و آهنگ های اصلی با چنان مهارتی که می تواند یک ثانیه حدس بزند قبلاً آن آهنگ را کجا شنیده اند. بافت موسیقی و آهنگ ها و سبک های فردی یکپارچه است.
در این مصاحبه اختصاصی که در آن درباره موسیقی THE GET DOWN صحبت کردیم، فرصتی داشتم که با الیوت ویلر صحبت کنم.
به جز جیمز گان، هیچ فیلمسازی امروزی داستان و موسیقی را به روش باز لورمن ترکیب نمی کند. ما آن را روی پرده بزرگ با فیلم هایی مانند «مولن روژ» دیده ایم. و 'گتسبی بزرگ'، و اکنون میتوانیم آن را با THE GET DOWN ببینیم. و کاری که شما در پیوستن به باز برای این ماجراجویی جدید نتفلیکس با توسعه پالت موسیقی و ساخت موسیقی اصلی انجام داده اید، در حالی که در مقام خود به عنوان یک تهیه کننده اجرایی موسیقی، همچنین با آهنگ های موفق و شناخته شده آن دوران، 1977-1978 کار می کنید، منجر به یک ترکیب کاملاً درخشان کاملاً درخشان.
خیلی ممنون دبی این موضوع بسیار به ماهیت بسیار مشارکتی بازز در سبکی که همیشه کار می کند، اما به ویژه در این نمایش، نشان می دهد. یکی از مانتراهایی که باز دارد این بود که او میخواست موسیقی آنقدر در خط داستانی در هم آمیخته شود که اگر اعداد موسیقی را بیرون بیاورید، کل داستان باید از هم بپاشد. این بدان معنا بود که ما از همان ابتدا با طراحان رقص فوقالعادهمان، تیم نویسندگیمان، ویراستارانمان کار میکردیم. حتی در مرحله تحقیق، همه ما خیلی به صورت یکجا کار میکردیم و ایدههای مختلفی را وارد فیلمنامه میکردیم، و من به سراغ طراحان رقص میرفتم و میگفتم: «در مورد این چطور؟» آنها برمیگشتند و میگفتند: «این آهنگ واقعاً عالی کار میکند، اما در مورد این آهنگ چطور؟» این واقعاً یک تجربه خلاق فوقالعاده منحصربهفرد بود، و فکر میکنم این تنها راهی است که میتوانید، فکر میکنم، چیزی که همه آن عناصر مختلف را بهطور یکپارچه با هم ترکیب میکند، به دست آورید. این یک موهبت شگفت انگیز است که باز دارد، این که او می تواند چنین فرآیند خلاقانه ای را به وجود آورد.
آنچه شما می گویید بسیار درست است، زیرا در حین صحبت کردن، من به قسمت هایی که همه آن ها را تماشا کرده ام، فکر می کنم و به تغییر لحن در قسمت 3 با شخصیت Mylene فکر می کنم. شما هر یک از آن اعداد را بیرون می آورید - شماره انجیل را بیرون می آورید یا یک شماره دیسکوی پرمخاطب را بیرون می آورید، و داستان کار نمی کند. این کلیت شکاف وجود دارد.
بله، قطعا. کار بسیار سرگرم کننده ای بود که بتوانم با آن هم کار کنم، هم امتیاز اصلی داشته باشم، هم مثل شما که می گویید، استادان اصلی، و آهنگ های جدید، و بتوانید آن ها را با هم امتحان کنید. من فکر می کنم یکی از چیزهایی که به ویژه در این نمایش که ما با آن زیاد بازی می کنیم همین مفهوم بافت موسیقی است. شما می توانید آن را در مواردی مانند شماره 'Set Me Free' مشاهده کنید. همچنین، در قسمت 6، قدرت، چیزی که ما آن را 'سکانس قدرت' می نامیم، زمانی که شائولین توسط آنی مجبور می شود به گرگ شلیک کند، و بوکز با آقای گانز است و جکی با لسلی لزگولد.
این تکنیکی است که باز از آن بسیار استفاده می کند. به نوعی در اپرا نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. اینجا جایی است که شما سه خط داستانی همگرا دارید که همه در یک زمان اتفاق میافتند. با استفاده از موسیقی برای ترکیب آنها، میتوانید بیانیهای گستردهتر در مورد مضامین داخلی که در آن خطوط داستانی اتفاق میافتند بیان کنید و آنها را به هم نزدیک کنید تا تقریباً یک داستان کلان داشته باشید. انجام این کار در سطح خلاقانه فوق العاده هیجان انگیز است، زیرا باز هم، باید همه آن عناصر مختلف دست در دست هم کار کنند. فکر میکنم وقتی توانستیم این کار را انجام دهیم، و زمان صرف کردیم، این یک احساس خلاقانه باورنکردنی است که ببینیم آنها در پایان به هم میآیند، و من میتوانم نظر بزرگتری بدهم، که اگر میتوانستید داشته باشید. داستانهای خطی که در زمان خودشان اتفاق میافتند.
شما قطعاً مخاطب را درگیر و درگیر نگه می دارید، زیرا با سه خط داستانی همزمان، همانطور که ما بین آنها رفت و آمد می کنیم، موسیقی یک رشته است. ما را از اینکه کجا هستیم و شخصیت ها چه کسانی هستند آگاه می کند. ما 'مرد ثروتمند' از آبا را می شنویم، و 'زنده ماندن' را از Bee Gees می شنویم، اما سپس به یک 'کاباره' می پریم. اما هر چیز با رشته ای متفاوت و شخصیت متفاوت صحبت می کند. تقریباً مانند موسیقی فیلم است که برای هر نفر یک موضوع وجود دارد، مانند مکس اشتاینر با «تم اسکارلت» یا «تم تارا». این با نوع موسیقی مشخص می شود و من عاشق چیزی هستم که شما با هم ترکیب کرده اید.
خیلی ممنونم. این چیز شگفت انگیز در مورد توانایی کار در مدت زمان طولانی است. شما زمان دارید تا همه آن تم های مختلف را توسعه دهید. نکته جالب در مورد کار در این دوره خاص و کار با همکارانی که با آنها کار کردیم - Master Flash، و Rahiem از Furious 5، و Curtis Blow - آنها واقعاً به ما ضربه می زدند که چقدر از نظر موسیقی در همه جا حضور داشتند. آنها در حال نمونه گیری بودند و در حال جستجو بودند. وقتی بالا می رویم و شخصیت Afrika Bambaataa را می بینیم، او در مورد اینکه هیچ تعصبی در انتخاب موسیقی وجود ندارد صحبت می کند. واقعاً احساس میکردم که سعی میکردم آن زیباییشناسی را در نظر بگیرم و آن را در کل فرآیند خلاقانه از نظر سبک متفاوتی که میتوانستیم استفاده کنیم و با هم ترکیب کنیم، واقعاً سعی در استفاده از آن داشتیم، هر چیزی که میتوانیم پیدا کنیم که به این موضوع کمک کند. داستان به بهترین شکل ممکن
همینطور که الان دارم به شما گوش میدهم، و در قسمت ششم میبینم که چه چیزی را وارد میکنید، دی دی رامون ظاهر میشود، پس البته، ما میدانیم که طعم CBGB وجود دارد. برای من، من تمام این انتقال را زندگی کردم. تماشای THE GET DOWN بخشی از موسیقی متن زندگی من در دبیرستان و دانشگاه است. من قبلاً با قطار از فیلادلفیا به CBGB می رفتم اوج شکوفایی و Ramones را دیدم. بنابراین برای من، صحنه موسیقی همیشه در حال تغییر به خوبی بازنمایی و در هم تنیده شده است. تماشای این نمایش موسیقی فقط یک هیجان مطلق است. من کنجکاو هستم، الیوت، چون شما در اینجا ترکیبات اصلی دارید، آنها بسیار روان هستند و با زمان مطابقت دارند، باید ذهن خودم را دوباره بررسی می کردم و می گفتم: «یک دقیقه صبر کن، نه که آهنگی از . .؟' اما اینطور نبود، چیزی بود که شما در ابتدا نوشتید.
این فوق العاده است. یکی از چیزهایی که در هنگام شروع این سفر به شدت احساس میکردیم، مسئولیت باورنکردنی است که در قبال افرادی مانند شما که این موسیقی را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی خود تجربه میکردند، داشتیم. مخصوصاً وقتی در مورد دیسکو و موج جدید چیزهای پانک صحبت نمی کنید، بلکه در برانکس جنوبی، جایی که تولد این هنر به نام «هیپ هاپ» است که این صنعت میلیارد دلاری را ایجاد کرد، صحبت می کنید. این یک بخش بسیار خاص از جهان است، و با نگاهی به نیروهایی که این امکان را فراهم کردند. ما به شدت احساس میکردیم که باید کاملاً درست عمل کنیم، و بخشی از آن این بود که بتوانیم با افرادی که آنجا بودند صحبت کنیم و تا آنجا که میتوانیم در مورد تحقیق دقیق باشیم.
این یک آموزش باورنکردنی بود که بتوانم به این نوع جزئیات بپردازم و وقت بگذارم. و همچنین داشتن پشتیبانی برای ضبط یک ارکستر زنده برای هر قسمت و کار با نوازندگان باورنکردنی نیویورک در استودیوهای نیویورک، مانند اعضای داپ کینگز و دوستانشان. تا بتوانیم وارد عمل شویم و سبک امتیاز را به شکلی که در دهه 70 ثبت می شد ثبت کنیم. این بخش بسیار مهمی از روند ما بود. برای اطمینان از اینکه تکنیک های تولید واقعی ما منعکس کننده سبک های موسیقی است که در آن زمان انجام می شد، خواه هیپ هاپ یا آهنگ آهسته به سبک لالو شیفرین یا آیزاک هیز یا بری گلداسمیت یا اجرای یک آهنگ دیسکو، تلاش برای استفاده از دقیقاً همان تکنیکها و حتی در همان استودیوهایی که آهنگهای دیسکو در آنجا ضبط شده بودند.
یکی دیگر از عناصر مهم، هر زمان که با موسیقی و به خصوص قطعات اجرایی سروکار دارید، انتخاب آهنگ هایی برای استعداد خود نیز در محدوده آوازی آنهاست. آیا به عنوان تهیه کننده موسیقی، به عنوان تهیه کننده اجرایی موسیقی، در یافتن آهنگ های متناسب با استعدادهای مربوطه با مشکل مواجه شده اید؟
نه، نمی گویم مشکلات. منظورم این است که این فقط یکی از بخش های کار است. با کار با ناظر موسیقی فوقالعادهمان استفانی دیاز-ماتوس، و تیم باورنکردنیاش، بدیهی است که با هنرمندان خارجی زیادی کار میکنیم، اما زمانی که درخواست ارسال میکردیم، توانستیم یک خط ارتباطی بسیار واضح داشته باشیم. من به اندازه کافی خوش شانس بودم که با بازیگران جوان فوقالعادهمان از اوایل مراحل کار کردم. من مشخصاً برای امتحانات آنجا بودم. من دامنه آوازی و استعدادهای آوازی آنها را در مراحل بسیار بسیار اولیه شناختم. ما توانستیم با آن ارتباط برقرار کنیم و این فقط بخشی از فرآیند می شود. شما به نقاط قوتی که هر یک از مجریان دارند کار می کنید. همه آنها جوانهای بسیار سختکوشی بودند که اگر عناصری وجود داشت که باید بر آنها غلبه میکردیم، بیشتر از آنها مایل بودند که برای رسیدن به آن تلاش کنند.
ما یک بازی فوقالعاده داشتیم - چیزی که ما آن را 'دوجو' نامیدیم - که تقریباً دو ماه قبل از شروع تولید، مانند یک بوت کمپ بود. دلیل اینکه باز این کار را کرد این بود که همه این بچهها، با وجود اینکه اجراکنندگان فوقالعادهای بودند، مشخصاً با رژیم غذایی متفاوتی از موسیقی و رقصیدن با شخصیتهایی که باید بازی میکردند، بزرگ شده بودند. بنابراین به مدت دو ماه در آنجا بودند که یاد میگرفتند چگونه Hustle را انجام دهند، و یاد میگرفتند که چگونه ایستگاه اتوبوس را انجام دهند، و چگونه پسر را به سبک 1977 کتک بزنند، و چگونه به سبک سال 77 با کرتیس بلو و رپ رپ کنند. استاد بزرگ فلش، و فلش به مامودو آتی که نقش استاد بزرگ فلش جوان را بازی می کند، آموزش می داد که دقیقاً چگونه او و سبک خاص دی جی و تکنیک هایش را به تصویر بکشد. به طور مشابه، با اجرای آوازی Mylene و Regina و Yolanda استفانی مارتین، آنها مجبور بودند به عنوان بخشی از آواز عادی خود، برخی از تکنیک های آوازی و ad-libs را به طور طبیعی یاد بگیرند، و گاهی اوقات آنها را از یاد بگیرند. این بیشتر نشان دهنده سبک 1977 است.
از آنجایی که باید چارچوبی موسیقایی ایجاد میکردید که بتوان داستان را در آن روایت کرد، آیا امکان سیالیت یا تغییراتی را که از قسمتی به قسمت دیگر رخ میدهد، میدهد یا به دلیل ماهیت، ساختار این نمایش، تقریباً قفل شده است؟ وقتی موضوعی دارید، آیا «اتاق تکان دادن» برای تغییر موسیقی از قسمتی به قسمت دیگر وجود دارد؟
کاملا! بدیهی است که شما یک هسته اصلی دارید، و این نکته شگفت انگیز در مورد مطالب موضوعی است، این است که امیدوارم بتوانید نقاط مختلف و راه راه های مختلف را تشخیص دهید. اما قطعاً، همانطور که پسرها، همانطور که تمام داستان هایشان تبدیل می شود، از بین می روند و جوان تر می شوند، و شروع به دور شدن از سرخوشی کشف این اشکال جدید موسیقی می کنند تا در واقع با عواقب تصمیمات خود دست و پنجه نرم کنند. کاملاً می توانم بگویم که سعی کردم موسیقی را دنبال کنم، بسیاری از انتخاب های موسیقی تیره تر شدند. چه از نظر ارکستراسیون، چه از نظر اضافه شدن. برای آدمهای تازهکار موسیقی، ما در واقع سینتها را تغییر دادیم، ترکیبهای مختلفی که از عنصری به عنصر دیگر استفاده میکردیم، از 77 تا 78. بسیار ظریف، اما آنها آنجا بودند. و بدیهی است که انتخابهای موسیقایی که ما استفاده میکردیم، از نظر استادان، نسبت به آهنگهایی که در سال 77 در دسترس بودند، تغییر میکردند، و سپس با ادامهی مجموعه، مجموعهای کاملاً جدید از چیزهای موجود در سال 78 دریافت میکنید. کاملاً، یعنی، و یکی از چیزهای بسیار هیجان انگیز در مورد توانایی توسعه آن چیزها، انعکاس تمام اتفاقاتی است که در زندگی شخصیت اتفاق می افتد. کاملا.
الیوت، این یک لذت واقعی بود، یک لذت واقعی برای من. من نمی توانم به اندازه کافی از شما تشکر کنم. کار شما فراتر از نمونه، و به سبک واقعی 'باز و الیوت' است.
آه، از شما بسیار متشکرم. این به معنای شنیدن این حرف شما بسیار است. از شما بسیار سپاسگزارم برای سؤالات بسیار، بسیار روشنگر و بدیهی است که با دقت فکر شده اید. صحبت کردن با کسی که آشکارا توجه زیادی به نمایش دارد فوق العاده است.
مصاحبه 2017/4/21 توسط debbie elias
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب