Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07566.jsonl.gz/2

الف) اوضاع فرهنگی
1.اطلاعات کلی فرهنگی
سوییس به همان اندازه ای که در عرصه ارتباطات و روابط اقتصادی عمل می کند، نقش صفحه گردانی را در زمینه فرهنگی ایفا نموده و همواره خود را در مرکز یک حرکت وسیع تبادلاتی احساس می کند. در همان حالی که هنرمندان خارجی متعددی کماکان به سوییس روی می آورند تا ضمن اقامت در این کشور خلاقیت های خود را پرورش دهند، سوییسی ها هم گهگاه به ویژه به دلیل کوچکی نیاز داشتند که مرزهای سوییس را پشت سر بگذراند تا بتوانند استعدادهای خود را شکوفا سازند. سوییس یک زندگی فرهنگی را در خود جای داده است که میزان گستردگی اش، از تنوع برخوردار است. برای شناخت بهتری از این گوناگونی و گستردگی باید در گهواره ای به جستجو پرداخت که سرمنزل تجلی فرهنگ در این سرزمین بوده است. در واقع چهار گروه زبانی بدون از یاد بردن لهجه های آنها وجود داشته که سه تای آن به طرز تنگانگی با فرهنگ های پویاتر (آلمانی، ایتالیایی و فرانسوی) آمیختگی داشته است. دلیل دیگر وجود این تنوع به این برمی گردد که نخستین جایگاه جلوه گری فرهنگی، کانتوناست که به تعداد کانتون ها گونه های متفاوت زندگی و سیاست فرهنگی گوناگون وجود دارد که علت آن یک نوع خودمختاری گسترده در آنها است و در این راستا مهم ترین شهرهای کشور بیش از نیمی از زندگی فرهنگی سوییس را تأمین می کنند ولی در عین حال آنها کمتر از یک سوم جمعیت کشور را در خود جای داده اند. به عنوان مثال از تلاش شهر زوریخ می توان یاد کرد که هر ساله تقریباً به اندازه هزینه ای که کنفدراسیون برای کل سوییس پرداخت می کند، به تنهایی تقبل می شود.
1.آداب و رسوم فرهنگی
تعداد جشن ها، آداب و رسوم مردم سوییس در ابتدا با انگیزه های مربوط به فصول و یا جشن های مذهبی پای گرفتند و پیامشان برای دور کردن اندیشه های ناپسند و فراخوان رحمت و برکت برای کار بر روی زمین، یادآوری نشاط، برداشت محصول، به پایان رسیدن فصل زمستان و یا گرامی داشت یک رخداد تاریخی بود و در کل، تمامی این جلوه گری ها همواره به سان نمادی از ایمان قوی در درون مردم جای گرفته است و یا همچون عاملی برای تحکیم پیوندها با جامعه تجلی می کرد.
جشن های فصل سرما
تعداد جشن های زمستانی، اندکی بیش از شمار آنها در سایر فصول است که علت آنرا می توان ناشی از تاریکی روزها و عدم لزوم توجه فراوان به زمین در فصل سرما دانست. به عنوان مثال “سن نیکولا” جشنی است که در ششم دسامبر برگزار می شود و پس از غروب آفتاب با رژه «ایفلتراگه ها» که کلاه های غول پیکر چراغانی شده بر سر دارند، آغاز می شود. در ژانویه نیز «سیلوسترکلوزه ها» با هیاهوی خود دهکده «اورناخ» را به لرزه درمی آورند. در روزهای پنجشنبه، «رواتشاگاتا» در دهکده های منطقه «لوتشنتال» نقاب های بر چهره گذاشته و در حالی که تن پوش هایشان از پوست بز و گوسفند است، ارواح خبیثه را می رهانند، آداب و رسوم کارناوال ها در کانتون های آلمانی زبان هرکجا به شکل خاص خود انجام می گیرد، در «لوسرن»، کاروان «فرتیش» راه می افتد و در «هریزو» و «تسوک» هم دسته های دیگری به هنرنمایی می پردازند. اما کماکان مشهورترین کارناوال ها توسط مردم بال عرضه می شود. در اوایل هفته ای که پس از چهارشنبه «ساندر» می رسد، به مدت سه روز همه خیابان ها در حیطه تصرف گروه هایی است که با لباس های رنگارنگ بر تن و نقاب بر چهره، به نواختن نی، تنبک و طبل سرگرمند. با بازگشت روزهای مطبوع نیز جشن های دیگری رخ می نماید و به ویژه در «زوریخ» با به آتش کشیدن آدمک فربهی از کاه پرشده، پایان گرفتن فصل سرما، گرامی داشته می شود.
جشن های مربوط به روزهای مطلوب
در مناطقی که سنت های آلپی رایج است، جشن های پس از فصل سرما بر فراز چراگاه های مرتفع و کوهپایه ها برگزار می شود و نمونه هایی از آنرا در «گرویر» و یا در منطقه آپانزل می توان یافت. در این ایام، شبان ها که جامه هایی به گونه پیشینیان بر تن کرده اند، گله هایی را که در پیشاپیششان، ماده گاوی غرق گلهای رنگارنگ در حرکت است، همراهی می نمایند. در منطقه واله سفلی، برپایی جشن بدین ترتیب است که ماده گاوها را به پیکار با یکدیگر وا می دارند و ماده گاو برنده عنوان «ملکه گله» را برای تمامی مدت اقامت بر فراز چراگاه های مرتفع، از آن خود می کند. جشن های تابستانی نیز با پایکوبی و برافراشتن پرچم و پیکار همراه است. با فرارسیدن پاییز و موسم انگورچینی جشن هایی بر پا می شود که مناطق نوشاتل، مورژ و لوگانو از این دید، شهره خاص و عام هستند. روز ملی در یکم ماه اوت که نمودی از پای گیری «کنفدراسیون هلوتیک» در سال 1291 میلادی است، قرائت منشور رسمی، راه پیمایی گروه های مشعل به دست، برافروختن آتش هایی بر فراز کوه های بلند به نشانه شادمانی، گونه هایی از نحوه گرامی داشت این روز است.
غذای محلی
آشپزی سوییس دارای چند چهره می باشد هر منطقه توسعه یافته برای خود نسبت به اقلیم و زبان آن منطقه خوراکی متفاوت دارد. طبخ سنتی سوییس بسیار شبیه به خوارک و موادی می باشد که در دیگر کشورهای اروپایی نیز موجود است، همچنین محصولات لبنی ممتاز مثل پنیر گرویره و امنتال که در دره هایی به همین نام ساخته میشوند در گروه خوراک سوییسی قرار دارند.
سیر تحولات فرهنگی
در ابتدا دولت هر کانتون بطور جداگانه در زمینه های فرهنگی تلاش می نمود لیکن دامنه کمک های آنها تمامی کانتون ها را به طور یکسان نمی پوشاند. به علاوه اساس قانونی کمک های فرهنگی را کانتون ها طرح می کردند چراکه توجه کامل خود را به مسائل فرهنگی معطوف می ساختند. سپس موزه ملی زوریخ که عهده دار گردآوری عتیقه جات ملی و کتابخانه ملی بود پای گرفت. در همان زمان بود که کنفدراسیون سخن از بناها و یادگارها به میان آورد و مقرراتی را در تشویق هنرهای زیبا وضع نمود. در سال 1939 کنفدراسیون در برابر نفوذ نازی به ایجاد جامعه کار «طرفدار سوییس» که از آن زمان به منزله یک بنیاد خودمختار برای حقوق عمومی محسوب می شد دست زد. هدف آن از سویی، حفظ مشخصه های بنیادین فرهنگی در سوییس بود و مقر این بنیاد در زوریخ است و از دیگر سوی، کمک به ارائه چهره فرهنگی سوییس در خارج از کشور بود. سرانجام در سال 1963 با تصویب قانونی پیرامون «سینما» به کنفدراسیون امکان داد که ارتباط میان کانتون ها را در زمینه ای که مداخله مالی آنها به نظر ناکافی می آمد برقرار سازد. در سال 1981، پیشنهادی در زمینه فرهنگی ارائه شد و دولت فدرال را وا دار کرد تا درصدی از بودجه سالانه خود را در این راه بکار گیرد.
3- مراکز فرهنگی
بعد از حمله رومی ها به سوییس در15 قبل از میلاد، کانتونی (استانی) تشکیل شد که آن را «شیما پریما» می خواندند. در «کور» درمرکز کانتون که رومی ها آنرا «کوریار تورم» نامیدند ، موزه زیبایی ازآثار آن زمان وجود دارد. «آونتکیوم[1]» یا «آوانش[2]» امروزه، واقع در ایالت «ود[3]» و مرکز «هلویشن گال[4]» در قرن اول و دوم میلادی رشد و توسعه یافت و آثار مخروبه بسیاری از زمان رومی ها ازجمله ا یک آمفی تئاتر بزرگ را هنوز می توان در آنجا دید. در شهر «سنت گال» کتابخانه ای است که در قرن هشتم میلادی تأسیس شده است.
موزه ها
موزه های بزرگ سوییس عمدتاً نهادهای مستقر در کمون ها هستند. معهذا برخی از آنها در یک کانتون، یک دانشگاه، یک بنیاد خصوصی و یا نیمه دولتی پای گرفته اند. کنفدراسیون نیز تأمین مالی برخی از مجموعه های ارزشمند و موزه ملی زوریخ را که گردآورنده شاهکارهای تمامی دوران هاست، به طور کامل عهده دار است. «بال»، «ژنو» و «زوریخ» مهمترین موزه ها و مراکز هنری را در خود جای داده اند. در «بال» به ویژه مجموعه ای از هنرمندان در سطح اروپا، آثار کوبیسک از «براک»، «خوان گریس» و «پیکاسو» و آثاری از خانواده «هولباین» که از کیفیتی استثنایی برخوردار است، جای گرفته است. موزه «برن» با مجموعه ای از نقاشی های برن از قرن پانزدهم تا بیستم، به صورت یک مرکز هنری برای سوییس در آمده است.
موزه «کونستهاوس» در زوریخ گنجینه ای از قرون وسطی است که جریان های هنری مختلف اروپا و امریکا در قرن بیستم را ارئه می دهد. به ویژه آثار مربوط به بنیاد «آلبرتو جیاکومتی» در آنجا مشاهده می شود. مجموعه «اسکار راینهار» در « وینترهاور» مهمترین هدیه ای است که به کنفدراسیون اهدا شده که شمار فراوانی از آثار استادان فرانسوی از «پوسن» تا «سزان» را در خود جای داده است. در عین حال مجموعه ها و موزه های دیگری نیز توجه بازدیدکنندگان را جلب نموده است ازجمله موزه «ویتبرگ» زوریخ، موزه «هنر» لوزان، موزه هنر و تاریخ «پیناکوتک تیسن بورانمیزا» ژنو، موزه های تاریخی در برن و بال، موزه های فنی و علمی در «وینترهاور» که شاهدی بر تحول حرفه و فن از قرن نوزدهم تا زمان حاضر است. موزه بین المللی ساعت «شدفون» که یک مجموعه استثنایی مرکب از 3000 قطعه است و سابقه اندازه گیری زمان را ارائه می دهد و یا موزه آلات و ادوات موزیک قدیمی در «سولور» و «وو»، موزه پی تی تی در برن، موزه پربیننده ترابری سوییس و موزه بناهای روستایی در «بالنبرگ» که مجموعه ای از منازل روستایی سرتاسر کشور است را نباید از قلم انداخت.
تئاتر
قدمت تئاتر در سوییس به قرن دوازدهم که زمان اجرای اولین گونه تئاتر به زبان آلمانی بود، برمی گردد. ولی جهش نخستین تئاتر مردمی سوییس به اواخر قرن گذشته برمی گردد. برخی از قطعاتی که در آن زمان پدیدار شده، امروزه نیز مرتباً بازی می شود. نمونه ای از آن را می توان در «تلسپیل»، «بازی های گیوم تل» قهرمان تاریخ ملی براساس اثر «فردریک شیلر» یافت که هرساله با موفقیت فراوان در «التدورف» و در «انیترلاکن» بازی می شود. در «اینزیدلن»، «تئاتر بزرگ جهان» از «کادرون» ارائه می گردد که هر ده ساله به ارائه سنت تئاترهای مذهبی قرون وسطی و دوران «باروک» می پردازد. در سوییس «رومن» بخش انگورچینی اثر «ووی» از پایان قرن هجدهم به بعد هر 25سال به 25 سال اجرا می گردد. موزه تئاتر «ژورا» که در سال 1908 پای گرفت به ارائه آثاری که با ذوق مردم نزدیکی دارد می پردازد. همپای این تئاترها در سوییس، صحنه های بزرگ متعددی وجود دارد: در برن، بال، زوریخ و ژنو شهرت آنان بطرز وسیعی از مرزها فراتر رفته است. علت این اشتهار آن است که طی جنگ جهانی دوم تعدادی از نویسندگان ارزشمند آلمانی از قبیل: «برتلت برشت» برای فرار از دست نازی ها به سوییس پناهنده شدند و همین کافی بود که طی سال های پس از آن یک فضای مناسب برای شکوفایی استعدادهای جدید در سوییس پای بگیرد و البته کمک کارگردان های برجسته تئاتر را نیز نباید فراموش کرد. در چنین فضایی «ماکس فرش» و «فردریک دورنات» با سئوال و جواب های خود تئاتر دوران خود را برای مدت های طولانی ترسیم کردند و پس از آن با ورود تأثیرات ناشی از گروه های تئاتر خارجی به سوییس از قبیل «لیونیگ تیاتر» و یا «اوپن تیاتر» از ایالات متحده که از سال 1968 به بعد صورت گرفت، یک سمت گیری جدید در تئاتر سوییس ایجاد شد. سن های بزرگ سوییس اساساً در انحصار کارهای تئاتری معتبر درآمده و به ارائه آثار برگزیده جهانی پرداخته و یا آنکه تمامی طول سال به ارائه «اپرا» و «باله» بوسیله گروه های خاص خود می پردازند مثل اپرای زوریخ.
جشنواره فیلم لوکارنو
جشنواره فیلم لوکارنو که از سال ۱۹۴۶ هرساله در شهرلوکارنو سوییس برگزار می شود. پس از جشنواره های کن، ونیز و برلین چهارمین جشنواره معتبر فیلم اروپا به شمار می رود. ویژگی خاص این جشنواره، نمایش فیلم ها در میدان معروف پیاتزا، در فضای باز و بر پرده بزرگ، است. جشنواره فیلم لوکارنو یکی از جشنواره های مورد تأیید انجمن تهیه کنندگان جهانی فیلم (FIAPF، فیاپف) به شمار می رود. جایزه اصلی این جشنواره «یوزپلنگ طلایی» نام دارد و به بهترین فیلم در بخش اصلی بین المللی داده می شود.
مشارکت های فرهنگی سوییس
همکاری میان بخش خصوصی و بخش دولتی کشور نقش بسیار مهمی را در حوزه فرهنگ ایفاء نموده و بیشتر حول منافع مشترک می چرخد. در حال حاضر، 6500 بنیاد فرهنگی در کشور وجود دارد که از این تعداد 1500 بنیاد از اهداف فرهنگی برخوردار می باشند. اداره فدرال فرهنگ در پروژه های متنوع و مختلف فرهنگی با شرکای خصوصی همکاری می نماید. از جمله این همکاری های مشترک می توان به تأسیس(kulturplattform schweiz) اشاره نمود که قسمتی از بودجه آن از طریق صندوق خصوصی (Migros) تأمین می گردد. براساس آیین نامه قانونی، صندوق خصوصی (Migros) حدود 5/0 درصد از سود خرده فروشی و 1% از سود عمده فروشی خود را که بالغ بر یکصد میلیون (CHF) می گردد به فعالیت های فرهنگی کشور اختصاص داده است. با مشارکت بنیادهای فرهنگی سوییس، اداره فدرال فرهنگ دو کتاب راهنما در جهت حمایت از فرهنگ کشور منتشر نموده است. یکی از این کتابها با کمک صندوق (Migros) بر روی شبکه جهانی اینترنت نصب گردیده است.
حمایت و پشتیبانی از فعالیت های فرهنگی ـ هنری
در سطح کشوری، اداره فدرال فرهنگ و بنیاد (Pro Helvetia) به طور عمده مسئول حمایت و پشتیبانی مستقیم و غیرمستقیم از هنرمندان کشور می باشند.اداره فدرال فرهنگ از طریق اتخاذ تدابیر مشروح در ذیل از هنرمندان کشور حمایت و پشتیبانی مستقیم می نماید:
1- اعطای کمک های مالی به منظور آموزش هنرمندان
2- اهداء جوایز از طریق برگزاری مسابقات هنری و فرهنگی
3- اعطای کمک های مالی به هنرمندان 40 سال به بالا که واجد شرایط شرکت در مسابقات مذکور نمی باشند.
4- حمایت و پشتیبانی از استودیوهای هنری خارج از کشور از قبیلCracow، Newyork،Berlin و مؤسسه سوییس در شهر رم ایتالیا
5- اختصاص کمک های مالی رسمی کشور جهت برپایی نمایشگاه های ملی و بین المللی فرهنگی
6- خرید آثار هنری هنرمندان کشور جهت نگهداری در کلکسیون هنرهای ملی
کشور سوییس در برنامه ها و طرح های بین المللی از قبیل” روز حفاظت از میراث فرهنگی اروپا” شرکت فعال دارد. برنامه ها و طرح های مشابه در سطوح محلی و بخش های کشور نیز در حال اجرا می باشد. از جملة طرح های مذکور می توان به طرح “راه موزه” که دسترسی به 250 موزه در سوییس را فراهم می آورد و فستیوال سالانه فرهنگی با نام (Fest der kunste) اشاره نمود.
انجمن های فرهنگی، هنرهای غیرحرفه ای
بنیادهای فرهنگی نقش ویژه ای را در چشم انداز فرهنگی کشور ایفاء می نمایند. بیش از 40 نمونه از این بنیادها که در زمینه موسیقی، ادبیات، تئاتر، فیلم، رقص و هنرهای کاربردی فعالیت می نمایند از طریق اداره فدرال فرهنگ تأمین بودجه می گردند. شماری از انجمن های فرهنگی کشور با یکدیگر ادغام شده و تحت عنوان بنیاد “فرهنگ سوییس”(suisse culture) به فعالیت می پردازند. سازمان (Funferclub) تعداد 5 سازمان فرهنگی را که در زمینه ادبیات، موسیقی، فیلم و هنرهای زیبا فعالیت می نمایند گردهم آورده است. در مورخة اول ژانویه سال 2000 سازمان فرهنگی جدیدی با نام(Visarte) تأسیس گردید.
از جملة وظایف اصلی و عمده سازمان های فرهنگی کشور سوییس می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- تصویب لوایح از طریق اتخاذ سیاستگذاری های عمومی
2- ارائه حمایتهای مادی و معنوی از هنرمندان
3- ارائه مشاوره های مالی و حقوقی به هنرمندان
4- پرداخت کمک هزینه های اجتماعی در موقعیت های دشوار
5- سازماندهی رویدادهای فرهنگی کشور در سطوح ملی و بین المللی
4- آثار مهم تاریخی و باستانی
قدیمی ترین آثار مکشوفه تاریخی مربوط به خانه های آب نشینان است که ساکنین اولیه این کشور بوده اند. معروفترین آنها ساکنین نواحی کوه های آلپ اروپایی است که در عصر حجر جدید می زیستند و چنانچه از کاوش ها برمی آید کشاورزانی زبردست و در فنون بافندگی و تزئینی و هنری بسیار ماهر بوده اند. بذرها، سلاح های آهنین و ظروف سفالینی که بکار می برده اند و در ویرانه های خانه هایشان پیدا شده است، تاریخ این قبایل اولیه را روشن می سازد. آثار آبنشینان در بسیاری از دریاچه های سوییس مانند دریاچه نوشاتل، دریاچه زوریخ و دریاچه ژنو یافت شده است.
آثار مهمی از عصر آهن در «لاتن» قسمت های کم عمق شمال دریاچه نوشاتل و خرابه هایی از خانه ها و پل ها در امتداد سواحل رودخانه هایی که از آن دریاچه بیرون می رود، دیده شده است و این نشان می دهد که در حدود 350 سال قبل از میلاد یک مرکز بازرگانی در آنجا تأسیس شده بود. از چند سال پیش تلاش های جدی صورت گرفته تا یاد بودهای تمامی این دارایی های ارزشمند حفظ گردد. امروز کمک فدرال مکمل کمک کانتون ها و کمون هاست که سالانه به رقمی نزدیک به 15 میلیون فرانک بالغ می شود، مؤسسات گوناگونی در این راستا گام می نهند از قبیل: «مؤسسه تاریخ هنر در سوییس» که پیش از هر چیز تن به پژوهش های علمی سپرده و به ویرایش نوشته ها پیرامون بناهای شایان توجه سرگرم است.
سوییس دارای موزه ها و ابنیه های تاریخی فراوانی است که بسیار دیدنی و قابل توجه است. قلعه شیان با یک رشته برج های مراقبت چهارگوش و گرد واقع در جزیره ای نزدیک به مونترو به کمک یک پل چوبی به ساحل اتصال می یابد. این قلعه دارای همه لوازم یک قلعه واقعاً خیال انگیز و تماشایی است. خندق، حیاط، تالار بزرگ، سرداب، حجره های زندان و حتی چوبه های دار و سیاه چال در آن ساخته شده است. بر فراز شهر گریز یک قلعه قدیمی خودنمایی می کند که امروزه مجموعه ای از طبل ها در آن جای دارد. از این قلعه تیراندازان می توانسته اند تنها خیابان شهر و دره پایین تر آنرا نظارت و محافظت کنند. شهر برن به سبب آب نماهای زیبایش که به رنگ های قرمز، طلایی و آبی روشن است، شهرت دارد که قدمت بعضی از آنها به بیش از 400 سال می رسد. آب نمای تیرانداز، در حالی که پرچمدار گروه تیراندازان بر بالای ستون خوشرنگی قرار گرفته است و آب نمای دیگر غولی را نشان می دهد که مشغول بلعیدن بچه های کوچک و چاق است در حالی که چند بچه دیگر در جیبش گویی منتظر نوبتند. می گویند این بناها را برای ترساندن بچه ها از آب که عده ای زیادی در آن غرق شده اند ساختند. آب نمای مجسمه سامسون و شیر و آب نمایی که نقش فرشته عدالت که ترازو مظهر آن است و در سال 1540 ساخته شده، در کنار این فرشته تصویر چهار تن از مردان مهم قرون وسطی یعنی پاپ، امپراطور آلمان، سلطان عثمانی و شهردار برن دیده می شوند.
برج عجیب و تماشایی ساعت که زمانی قسمتی از دیوار شهر برن را تشکیل می داد مورد علاقه جهانگردان است. در پیاده رو و زیر سقف گنبددار ساعت، صفحه فلزی کوچکی است که مرکز جغرافیایی شهر را نشان می دهد و نزدیک آن دو میله فلزی نرده مانند دیده می شود. اینها زمانی واحد رسمی اندازه گیری بوده اند که در قدیم زن ها برای ابراز اطمینان، پارچه خریداری شده خود را با آن اندازه گیری می کردند.
کلیسای مونترو با عبارت حکاکی شده تحت عنوان: در سال 1421 پس از میلاد مسیح در یازدهم مارس اولین سنگ بنای این کلیسا نهاد شده، با برج بسیار بزرگ آن در همه سوییس بی نظیر است. این کلیسا به دلیل پنجره های شیشه ای رنگارنگ و کنده کاری های روی چوبش معروف است. در بالای برج ناقوس های کلیسا و در پهلوی آن مجسمه ای از «کنت زاهرینگن[5]» با زره دیده می شود که ساعت ها را با ضربه های چکش اعلام می کند. این شخص ظاهراً بنیانگذار کلیسا است. با زنگ های برج ساعت و ناقوس های کلیسای مونترو، مردم برن به وقت کاملاً آشنا هستند.
عمارت پانصد ساله انجمن شهر و شهرداری پس از تخریب در سال 1942، دوباره به همان سبک قبلی بنا گردید و آن را به دلیل اینکه مرکز اجتماع مقامات شهرداری و حکومتی بود خانه دولت می خوانند. از دو در بزرگ آهنی عمارت برای حفظ سرداب های خزانه و تالار طبقه اول برای بازار عمومی شهر استفاده می کنند. در کنار مسیری که به شهر برن منتهی می شود قلعه ای است که کنت زاهرینگن ساخته و مشهور است که نام برن را هم او بر روی این شهر گذاشته است. یکی از قدیمی ترین پلهای سرپوشیده جهان «پل کاپل[6]» یا «شاپل[7]» است که در سال 1333 میلادی به شکل s بر روی آن ساخته شده است. در وسط رودخانه، در محل انحنایs برجی است که زمانی تصور می کردند برج چراغ راهنمای کشتی ها است. از این برج امروزه برای نگاهداری اسناد و مدارک مهم استفاده می شود. در نزدیکی پل کاپل بنای یادبود جالبی وجود دارد این بنا عبارتست از مجسمه شیری در حال مردن که از سنگ یک پارچه ای تراشیده اند و آن را به پاس شجاعت و وفاداری افراد سوییسی گارد لوئی شانزدهم نگون بخت و همسرش ماری آنتوانت که در سال 1792 در پاریس کشته شدند برپا کرده اند. «شیر لوسرن » توسط مجسمه ساز سوییسی بنام اکورن[8] از روی نمونه اصلی کار مجسمه ساز بزرگ دانمارکی برتل تروالدسن[9] ساخته شده است شیری را نشان می دهد که در حال مرگ همزمان مشغول حراست سپر «بوربون ها» است. در زیر آن نام کسانی که در راه انجام دادن وظیفه کشته شده اند، ثبت است. در فاصله نسبتاً کمی از شیر لوسرن باغ های یخچال معروف قرار دارند. این باغ ها به طور تصادفی در سال 1872 کشف گردیدند. کلیسای بندیکتین[10] در مرکز ایالت شافهوزن در اوایل قرن پانزدهم میلادی بنا گردیده و زنگ معروف «شیللر» که در اواخر قرن پانزدهم ساخته شده است در آن قرار دارد .کلیسایی دیگری در دهکده مورکوته در قرن 13 بنا شده است که با داشتن 360 پله واقع در کوهستان واقع است.
[1]. Aventicum
[2]. Avenches
[3]. Voud
[4]. Helvetion Gaul
[5]. count of Zahringen
[6]. kapell
[7]. Chapel
[8]. Akorn
[9]. Berthel Thorvaldsen
[10]. Benedictine