Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07560.jsonl.gz/9

نویسنده: دبی لین الیاس
آنها را می شناسید. شما آنها را دوست دارید. شما با آنها زمان خوبی دارید. و آنها برگشتند! بزرگتر و بدتر از همیشه، THE EXPENDABLES 3 شما را در 10 دقیقه اول نفس میکشد و صحنه را برای انفجاریترین فیلم سال آماده میکند. به هر حال، چه کسی جز سیلوستر استالونه به همراه پاتریک هیوز کارگردان و کارگردان بخش دوم، دن بردلی، یک قطار کامل را میخرند و آن را منفجر میکنند «فقط برای اینکه درست و واقعی شود».
سومین قسمت از این فرانچایز بسیار موفق، بزرگترین بازیگران اکشن 30 سال گذشته را میبیند که در یک فیلم گرد هم آمدهاند. بار دیگر به رهبری سیلوستر استالونه و قهرمانان اکشن دیگر، شوارتزنگر، استاتهام، لوندگرن، خدمه، کوتور و لی، هریسون فورد، وسلی اسنایپس، کلسی گرامر و آنتونیو باندراس به گوشه استالونه می پیوندند در حالی که مل گیبسون مرد بدی است که به همه بدی ها پایان می دهد. بچه ها (چیزی در مورد دیدن ریگز در مقابل راکی/رمبو وجود دارد که برای کلمات خیلی خوشمزه است). کامل کردن قدرت عضلانی EXPENDABLES که قبلاً پر از عمل بود، نیروی جوانی، انرژی و ذکاوت فناوری پیشرفته قرن بیست و یکمی کلان لوتز، ویکتور اورتیز، گلن پاول و روندا روسی است که آماده تبدیل شدن به 'وارثان آشکار' هستند. فرنچایز و ژانر اکشن به صراحت بگویم - THE EXPENDABLES 3 IS BEYOND BADASS!!!!
این بار ما با بارنی راس، لی کریسمس، گانر جنسن و جاده تلفات در هوا در هواپیمای قدیمی EXPENDABLES ملاقات می کنیم که درگیر عملیات نجات یکی، دکتر مستعار دکتر مرگ است. یکی از پنج EXPENDABLE اصلی (و بسیار مفید با یک تیغه)، Doc در هشت سال گذشته زندانی بوده است. با دانستن میل بارنی راس به مراقبت از خود، ممکن است تعجب کنیم که چرا هشت سال طول کشیده تا این نجات انجام شود. به نظر می رسد که این زندان خاص به عنوان یک مکان سیاه، خارج از شبکه، بدون سند و 'مخفی' طبقه بندی شده است، که زندانیان را در معرض انواع شکنجه ها قرار می دهد، و بارنی به تازگی از سرنوشت و مکان داک مطلع شده است. با بیرون کشیدن توپخانه سنگین با هلی کوپترها، هواپیماها و تسلیحات فراوان، نجات با انفجار یک قطار زرهی که مستقیماً به داخل زندان شخم می زد به اوج خود می رسد. (و همه اینها قبل از انتشار عناوین آغازین است! وای!) با بارنی، معرفی داک به کریسمس، Gunner و Toll Road با شک و تردید مواجه می شود، به خصوص با اطلاع از دلیل زندانی شدن او. فرار مالیاتی
با حضور یک بازیکن دیگر از تیم EXPENDABLES، پسران به موگادیشو می روند تا با هال سزار ملاقات کنند. کار؟ دستگیری سیاه و سفید از شرورترین و بدنام ترین دلال اسلحه در جهان. اما همانطور که انتظار می رود، وقتی بارنی هدف خود را می بیند، همه چیز آنطور که برنامه ریزی شده است پیش نمی رود. Conrad Stonebanks، یکی از بنیانگذاران EXPENDABLES و مردی که مدتها تصور می شد مرده بود، سالها پیش زمانی که Stonebanks سرکش شد توسط بارنی کشته شد. نیازی به گفتن نیست، زمانی که EXPENDABLES بدون سرنشین و بدون تفنگ، با Stonebanks از دستگیری طفره می روند، همه چیز خراب می شود، اما تنها پس از تیراندازی سزار.
در ایالات متحده، در حالی که سزار بین مرگ و زندگی درگیر است، بارنی به ملاقات مخاطب خود، چرچ، می رود. فقط کلیسا ظاهر نمی شود. رئیس سازمان سیا، مکس درامر، نمایش را اجرا می کند، زیرا چرچ اکنون 'خارج از تصویر' است. علیرغم ماموریت ناموفق، بارنی خواستار شلیک دیگری به استون بنکس است زیرا این بار شخصی است.
بارنی که نمیخواهد دیگر بچههایش را که میترسد مانند خودش کمی از دوران اوج خود گذشتهاند به خطر بیاندازد، کریسمس، جاده تلفات و توپچی را از تیم حذف میکند و به دنبال خون تازه، پاهای سریعتر، جوانانی است که این «چشم» را دارند. ببر». این جفت با دعوت از بناپارت، شکارچی سر مزدور، به سراسر جهان سفر می کنند تا اسمایلی سابق نیروی دریایی SEAL، تک تیرانداز مریخ، نابغه رایانه باهوش فناوری، تورن و قهرمان هنرهای رزمی، لونا را پیدا کنند. بارنی و تیم جدیدش که میدانند این مأموریت برای همه آنها حکم اعدام است، راهی بلغارستان میشوند تا یک بار برای همیشه استونبانکس را بکوبند. اما چه اتفاقی میافتد وقتی میزها برمیگردند و استونبانکس اسمایل، مریخ، تورن و لونا را گروگان میگیرد؟
استالونه، جیسون استاتهام، دولف لاندگرن، رندی کوتور، تری کروس، جت لی و آرنولد شوارتزنگر به نقشهای راس، کریسمس، گونار، جاده تلفات، سزار، یانگ و ترنچ بازگشتهاند. وفادار ماندن به شخصیت – و ویژگیهای شخصیتی نه تنها نقشهایی که هرکدام برای آنها مشهور هستند، بلکه کشیدن تکههای شخصیتی (و برخی نارساییهای عمومی) از هر مرد – هر شخصیت و مرد قبلاً بهطور پاکنشدنی در اکشن و فرهنگ پاپ ریشه دوانده است. zeitgeists; وصیتی برای استالونه و خود بازیگرانی که با کمال میل تسلیم تحقیر خود می شوند، که به ویژه در The EXPENDABLES 3، با معرفی وسلی اسنایپس و حذف بروس ویلیس که در دو فیلم قبلی چرچ بازی می کرد، به نفع خود عمل می کند. بازی روی مشکلات شخصی اسنایپس با سازمان امور مالیاتی به یکی از دو لحظه خنده دار فیلم تبدیل می شود. دیگری، یک لاینر توسط فورد که به گرداب رسانه های اجتماعی اشاره می کند که وقتی استالونه اعلام کرد «ویلیس را ترک می کند. فورد وارد شد.» لحظات زبان در گونه همچنین از طریق ساخت شخصیت و دیالوگ بین کریسمس استاتهام و اسنایپس داک می درخشد که بر روی نقاط قوت هر دو مرد با کار با چاقو بازی می کند در حالی که کلاه را به نقش معروف اسنایپس به عنوان 'بلید' می زند. و البته، شوخی لازم بین لاندگرن و لی در مورد قد، جای خوشایندی است. فیلمنامه به طور کلی مملو از ضوابط دوگانه است که شخصیتها را تثبیت میکنند و در عین حال لحن را ایجاد میکنند و به هیجینکهای پر روحیه در میان اکشن با اکتان بالا دامن میزنند.
وسلی اسنایپس که تازه وارد این فرنچایز شده است (و کسی که استالونه قصد داشت در فیلم اول بازی کند، اما به دلیل «زندگی» نتوانست بازیگری را انجام دهد، سرانجام به عنوان پزشک نظامی سابق و دکتر مرگ تیغه دار، جایگاه شایسته خود را در میان گران قیمت ها به دست آورد. Snipes دارای یک شدت غیرفعال است که شوخ طبعی و رفاقت لازم را در بین پسرها افزایش می دهد. برخی از خنده دارترین لحظات فیلم از طریق دعوای لفظی و پرتاب چاقو بین اسنایپس و استاتهام اتفاق میافتد و از شما میخواهد برای بیشتر التماس کنید.
یک شگفتی واقعی آنتونیو باندراس است. هیستریک! او بهعنوان گالاگو مزدور دمدمی مزدور، سبکی است که تنها پس از آن در طول یک مونولوگ بسیار محوری که به گذشته شخصیت میپردازد، یک سکه با جاذبههای دراماتیک بپردازد. در واقع یک لحظه کاملاً تأثیرگذار و لحظه ای که شما او را کاملاً در آغوش می گیرید، مانند بارنی استالونه.
شادی کلسی گرامر از سربازی EXPENDABLES در روز مطبوعاتی فیلم در لس آنجلس غیر قابل لمس بود. گرامر با آوردن یک یادداشت سریالی-کمیک «Frasier Crane» به عنوان بناپارت، آرامشی در میان طوفان جنون انفجاری دارد و پیوندی برای واقعیت فراهم میکند.
رابرت دیوی یکی از بدهای مورد علاقه فیلم را به ترکیب «بد» اضافه کرده است. چه او را از «Goonies» یا «License to Kill» یا در نقش مامور جانسون در «Die Hard» بهتر میشناسید، فقط یک نگاه از دیوی فارغ از هر شخصیتی و آن حس سرد شیطانی را خواهید داشت. در اینجا، به عنوان گوران واتا، دیوی بخشی جدایی ناپذیر از برنامه بارنی برای به دست آوردن Stonebanks است و اگرچه زمان نمایش کمتری دارد، اما دیوی به خوبی به شخصیت و فیلم خدمت می کند.
اما دو کودتای بزرگ این دورگرد، هریسون فورد و مل گیبسون هستند. فورد به راحتی نقش مکس درامر را بر عهده می گیرد. با کت و شلوار و کراوات میز کار سیا احساس ناراحتی می کنید، فورد را در کابین خلبان هلیکوپتر ببرید و صورتش روشن شود، شادی در اجرا رخنه می کند و کل رفتار او دشواری فیلمبرداری سکانس هایی را که شامل شوارتزنگر و لی هستند، اما همه فیلمبرداری شده اند، رد می کند. در زمان های مختلف و سپس به عنوان درج در طول ویرایش برش. وقتی درامر به بارنی اعتراف میکند که «سالهاست به این اندازه سرگرم نشدهام»، میدانید که این از قلب هریسون فورد میآید.
و سپس مل است. به کنراد استون بنکس دیوانگی، تکبر، اعتماد به نفس، انرژی دیوانهوار و شدتی که سالها از گیبسون ندیدهایم به کنراد استونبانکس میدهم، من برای دیدن دوباره او هیجان زدهام - البته این بار در سمت اشتباه قانون. گیبسون با بیرون کشیدن تمام ضربات احساسی که به عنوان مارتین ریگز در «سلاح مرگبار» به ما داد، اما با مزیتی کهنه کار، بدخواهانه لذیذی است و به وضوح از شرارت این شخصیت لذت می برد. وقتی کت کت و شلوار در آمد، نگاهی به پیراهن، شلوار جین بیندازید. سپس یک ساید بای با یک عکس از او در سال های قبل به عنوان ریگز انجام دهید. ظاهر، دستگیره اسلحه - میراث اکشن او صفحه را پر می کند. و سپس صحنه اوج مبارزه 'mano y mano' بین Stonebanks و Ross را با دقت تماشا کنید. درباره توجه به جزئیات و سنگ محک به تاریخ توسط کارگردان هیوز و کارگردان واحد دوم بردلی صحبت کنید! (به چمن جلویی، کریسمس، آب، گری بوزی و شلیک پول «سلاح مرگبار» فکر کنید و متوجه منظور من خواهید شد.)
در حالی که استالونه خستگی به نگاهش می افزاید و گاهی اوقات یک رکود تقریباً افسرده بر شانه هایش می افزاید که مناسب این نقطه از زندگی بارنی راس است، با تزریق لوتز، اورتیز، پاول و روسی، احساس می کنید که شور و اشتیاق و انرژی به شما کمک می کند. بنابراین، بیایید در مورد بچه های جدید در بلوک صحبت کنیم. همانند کهنهسربازان، شخصیتها به گونهای طراحی شدهاند که بر روی ویژگیها و مهارتهای بازیگران بازی کنند. لوتز به راحتی در بین این چهار نفر پیشتاز می شود و با چشمانش شدت آرامی را به ارمغان می آورد و حضور فیزیکی او را به وضوح نشان می دهد که او آماده است تا در ادامه فرنچایز مسئولیت بارنی راس را بر عهده بگیرد. او رهبری را به خوبی به تن می کند، همچنین از بی پروایی و شور و نشاط جوانی. اورتیز که اولین فیلم خود را انجام می دهد، انرژی بالا و خودپسندی شخصیت مریخ را تجسم می بخشد در حالی که پاول رفتاری آرام و در عین حال مطمئن را برای تورن به ارمغان می آورد. اما این روندا روسی است که به عنوان لونا ذهن شما را به هم می زند. روسی با استفاده از مهارتهای MMA روسی (به هر حال او قهرمان جهان است)، میتواند به هر مردی روی پرده لگد بزند - و این کار را هم میکند. او آن نقطه شیرینی را بین فیزیک بدنی و زنانگی پیدا می کند که باعث می شود شما بنشینید و توجه کنید در حالی که زمان بندی او با دیالوگ بی عیب و نقص است. صحنه های برجسته او با باندراس در حالی که این دو پا به پا می شوند با جنگ های کلامی و پیشرفت های عاشقانه که سطح دیگری از شوخ طبعی و انسانیت را اضافه می کند. Rousey کسی است که من قطعاً می خواهم بیشتر از او ببینم.
The EXPENDABLES 3 به کارگردانی پاتریک هیوز و نویسندگی مشترک استالونه، کریتون روتنبرگر و کاترین بندیکت، چیزی است که ما دوست داریم. این علم موشکی نیست این مربوط به نمایش نیست. این روایت یک پایه قوی را فراهم می کند و زمینه را برای سرگرمی بیش از حد با انفجارها، قدرت آتش و شخصیت هایی فراهم می کند که محدودیت های واقعیت را به سمت افراط می کشانند. همانطور که گفتم، EXPENDABLES 3 بسیار بد نیست! و در حالی که شاید در اولین تماشای آن چندان به راحتی قابل مشاهده نباشد، در فیلمنامه زیرمتن غم انگیزی وجود دارد که از ایده خانواده صحبت می کند، به جز مرگ و میر. اگرچه هر یک از افسانههای EXPENDABLES 3 هنوز بزرگتر از زندگی و غیرقابل نابودی به نظر میرسند، زمانی که «در لحظه» روی صفحه نمایش داده میشوند و هرکدام به روزهای جوانیمان برمیگردیم و هیجانها، عمل و هیجانی که هر یک از این مردان به ما دادهاند را دوباره زنده میکنیم، غیرممکن است که در لحظات آرامتر و دروننگرتر و گذشتهنگر فیلم کمی مهآلود نشویم یا لحظهای غمگین نباشیم، زمانی که متوجه میشویم زمان پیش میرود و روزی فرا میرسد که هرکدام برای این فیلم پیر میشوند. ”
مجموعههای اکشن، پیچیده و متنوع هستند که برای نمایش مهارتهای اکشن هر بازیگر طراحی شدهاند. با فراخوانی بینظیر جیجی پری بهعنوان طراح رقص مبارزه، براد مارتین بهعنوان ناظر هماهنگکننده بدلکاری و کارگردان واحد دوم، دن بردلی، اکشن جلو و مرکز است و بیعیب است. در حالی که برخی از صحنه های انفجاری تر فراتر از هیجان هستند (مانند انفجار یک قطار)، اکشن به طور کلی ساده و ابتدایی است و به شما امکان می دهد حرکات و پیچیدگی ها را ببینید و از فیزیکال آن قدردانی کنید. مواقعی وجود دارد که سادگی بهتر جواب می دهد و در اینجا، وقتی میراث بازیگران را در نظر می گیریم، به روزهای طلایی شکوه خود با فناوری و اجرای بدلکاری روز، بیشتر به فیلم (و بدن های پیر) کمک می کند. جایی که میبینید برخی از مشکلات مربوط به درجهای شات است، چه بازیگران در صحنهها یا دست و پا روی پدال گاز، گرفتن اسلحه، و غیره. چندین بار با حضور تنها یک بازیگر در هر بار فیلمبرداری شده و سپس با هم برش داده شده است. همانطور که متوجه خواهید شد، در بسیاری از سکانس ها - به ویژه با کهنه سربازان - فقط یک بازیگر در آن زمان در یک پلان است، به عنوان مثال، فورد، شوارتزنگر و لی در یک هلی کوپتر. آنها هرگز در طول فیلمبرداری با هم نبودند. هر نقش جداگانه فیلمبرداری شد. و در حالی که مراحل اشتباهی در قسمت های ویرایش وجود دارد، در مجموع، نقدهای تحسین برانگیز برای تدوینگران شان آلبرتسون و پل هارب در مورد کارشان در ساخت فیلم منسجم از دیدگاه داستانی و بصری وجود دارد.
تصمیم عجیب این است که 'خونریزی' را از تصاویر حذف کنید و در عوض امتیاز PG-13 را انتخاب کنید. با حجم انفجار، شکاف گلو، گلوله و دعوای تن به تن، ندیدن خون احساس نادرستی می کند و آدم را از لحظه، از تنش، از شدت خارج می کند، در برخی لحظات منجر به از هم گسیختگی می شود. 'متعجب؟'. اشتباه نکنید، اکشن فوقالعاده است و به خوبی اجرا و لنز شده است، اما من منتظر دیدن خون و لباسهای غرق در خون بودم. اما با توجه به چیزی که در فیلم سزار خدمه میبینیم که توسط استونبانکس شلیک میشود (که باید بگویم، دیدن یک پیراهن آغشته به خون زیر بستههای فشردهسازی روی یکی از قهرمانان ما باعث میشود قلب شما از کار بیفتد)، خون عنصری است که در اکشن گم شده است.
پیتر منزیز جونیور، فیلمبردار، با کادربندی و لنزسازی خلاق و در عین حال معمولی میشود و روی یک و دو نما از بازیگران تمرکز میکند و صفحه عریض را برای مجموعههای اکشن میگذارد. استفاده عالی از نور و سایه در ایجاد لحن و به ویژه بافت در دمیدن و فروریختن ساختمان اوج.
گیلاس در بالا، امتیاز برایان تایلر است که انرژی خود را در جریان کار القا می کند.
اما وقتی همه چیز گفته می شود و انجام می شود، THE EXPENDABLES 3 سرگرم کننده است – چه روی صفحه و چه در خارج از صفحه. نشاط اکتان سلام. آیا از ابتدا تا انتها نفس شما را گرفته است. فراتر از Badass!
به کارگردانی پاتریک هیوز
نوشته سیلوستر استالونه، کریتون روتنبرگر، کاترین بندیکت، بر اساس شخصیت های خلق شده توسط دیوید کالاهام
بازیگران: سیلوستر استالونه، جیسون استاتهام، آنتونیو باندراس، جت لی، وسلی اسنایپس، دولف لاندگرن، کلسی گرامر، رندی کوتور، تری کرو، مل گیبسون، هریسون فورد، آرنولد شوارتزنگر، کلان لوتز، روندا روسی، گلن پاول، رابرت دیوی
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب