Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07543.jsonl.gz/0

نویسنده: دبی لین الیاس
به گفته کوئنتین تارانتینو، بدون یافتن کریستوفر والتز، هیچ حرامزاده بی شرمی وجود نداشت. برای تارانتینو ضروری بود که بازیگرانی با مهارتهای زبانی بیعیب و نقص را انتخاب کند تا با استعدادهای بازیگری به همان اندازه عالی باشد. او هر دو را در کریستوفر والتز یافت. با فروتنی در برابر خطا، صمیمیت و سخاوت روح والتز اتاق را با شنیدن ستایش های تارانتینو روشن می کند. هیچ چیزی نمی توانم در این مورد بگویم. چطور ممکن است. چگونه می توان در مورد چنین تعریفی اظهار نظر کرد؟ یکی از پاسخهای انحرافی من این است که هر فرآیند بازیگری با انتخاب نقش به پایان میرسد. من به نوعی شرمنده، متملق و شرمنده هستم.»
بنابراین، چگونه می توان لنگر حرامزاده های بی شرمانه شد؟
والتز که در وین به دنیا آمد، نسل چهارم کهنه سرباز تئاتر است. من تمام کارهای کلاسیک، خسته کننده و متعارف را انجام دادم. دبیرستان را به پایان رساند. به مدرسه بازیگری رفت. فکر می کردم این خیلی معمولی، خیلی خسته کننده و به هر حال خیلی احمقانه است. من در حدود 19 سالگی کار را خیلی زود شروع کردم. فیلم، نمایشنامه کار کردم. سپس فکر کردم که شاید واقعاً تمرینات مناسبی را تکمیل نکرده باشم و ممکن است یکی از این نیمه آماتورهایی باشم که از آنها نفرت دارم.' والتز که میخواست بفهمد بهعنوان یک بازیگر چه کار میکرد، شروع به سفر به اطراف کرد و به دنبال مکانی بود که بتوانم به تمرینات خود ادامه دهم و در سال 1979 به نیویورک رسیدم. در نیویورک به مدت دو سال، او با لی استراسبرگ و استلا آدلر تحصیل کرد. . سپس دوباره از آلمان پیشنهادهایی دریافت کردم و به آلمان برگشتم و در تئاتر کار کردم و شروع کردم. من حدود 12 سال تئاتر کار کردم، بخشهایی پس از دیگری.»
والتز که بخشی از چندین شرکت تئاتر بود، یک یا دو سال در هر کدام ماند و به گروه بعدی رفت. «در منطقه آلمانی زبان، هر شهر بزرگتری به شرکت تئاتر یارانه پرداخت کرده است و من به اندازه کافی خوش شانس بودم که مشاغل خوب را در شهر بزرگ پیدا کردم. شرکتهای خوب و واقعاً کارهای جالبی انجام دادند.»
«بعد از این دوره واقعاً گسترده تئاتر، شروع به ورود به سینما و تلویزیون کردم. هیچ صنعت واقعی فیلم در منطقه آلمانی زبان وجود ندارد. فیلمهایی وجود دارد، اما صنعت واقعی نیست. صنعت تلویزیون است. بعد از مدتی تئاتر را به کلی متوقف کردم. چند تا مهمانی اینجا و آنجا داشتم. [تئاتر] نیز به گونه ای پیشرفت کرد که کاملاً به سمت کارگردان رفت و من نه با رویکرد کارگردانی، بلکه با سوءاستفاده کارگردانی مخالفم. من همچنان به نویسنده بیشتر از شخص کارگردان علاقه دارم. برایم مهم نیست که کارگردان همیشه نشان می دهد که چه کاری می تواند انجام دهد. من علاقه ای ندارم. متاسفم. من او را باور دارم. اگر به من می گفت باور می کنم. من نیازی به دیدنش ندارم و من قطعاً مجبور نیستم در آن شرکت کنم.'
با این حال، سیستم سرگرمی آلمان با آنچه ما هالیوود می نامیم «کمی متفاوت» است. ستارهها واقعاً نقش چندانی در آن منطقه از جهان ندارند. من به خوبی شناخته شده بودم. پیشنهادهای خوبی گرفتم من مشاغل خوبی پیدا کردم و به اندازه کافی خوش شانس بودم که با افراد خوب کار کردم.'
والتز اکنون در سن 52 سالگی، تقریباً 40 سال کهنه کار صحنه و صفحه نمایش (چه بزرگ و چه کوچک) است و به لطف بازی اش در نقش سرهنگ هانس لاندا، دنیا را در طوفان می برد. کریستوفر والتز که قبلاً برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در کن شده است، روی دیوار است تا طلای اسکار را به خانه ببرد. برای پیروزی خود در کن آماده یا آماده نبود، برای والتز «چیزی بود که برای من اتفاق افتاد. برایم اتفاق افتاد مثل پری که پایین آمد و با عصای جادویش مرا لمس کرد. باریدن سکه ها و ستاره های کوچک درخشان بر سر من. علاوه بر این، من حتی به آن فکر نمی کنم. من هم به این موضوع فکر نکردم. از همان ابتدا که با کوئنتین وارد بازیگری شدم، خوب بود. عالی بود. این یکی از این حوادث نادر، نادر، و برای من، بسیار جدید بود، جایی که وقتی هست، همان طور که هست کامل است. همین باید کافی بود. بس است. چگونه می توانید به کمال کامل برسید؟ اما بعد از آن این موضوع کن سر راهم قرار می گیرد. اول از همه، موفقیت چشمگیر فیلم در نمایش. چگونه می خواهید آن را بالاتر ببرید؟ و سپس این جایزه باورنکردنی را به من دادند. نمی توان از این جایزه پیشی گرفت. بنابراین، چرا من اکنون به دنبال پیشی گرفتن از آن هستم؟ نه نه. همانطور که هست عالی است و من واقعاً قصد دارم به آن پایبند باشم.'
من به همه توصیه می کنم که در این سن پیشرفت کنند. به نوعی، بی نهایت لذت بخش تر است و شما به نوعی می دانید چه اتفاقی می افتد. شما آن طرف خط را به نوعی دیده اید و چند فراز و نشیب زیادی داشته اید و زنده مانده اید. این روش بسیار مطمئنتری برای نزدیک شدن به [یک شغل] نسبت به زمانی است که 25 ساله هستید و به این موضوع سوق داده میشوید و نمیدانید چیست.»
ساخت فیلم INGLOURIOUS BASTERDS که در برلین فیلمبرداری شد، اما عمدتاً از طریق پول آمریکا تامین مالی شد، در برلین اتفاق افتاد. با این حال، برای والتز، «این یک فیلم هالیوودی نیست. و من کوئنتین تارانتینو را یک کارگردان معمولی هالیوود نمی دانم. همه چیز او منحصر به فرد است. اروپایی نیست آمریکایی نیست آسیایی نیست این تارانتینو است.»
بنابراین، چه چیزی در مورد سرهنگ هانس لاندا است که والتز را به این نقش کشاند؟ چه چیزی به او پرید؟
«آنچه به من سر زد، اول از همه، دیالوگ است. این اولین چیزی است که متوجه می شوید. چقدر این دیالوگ مبتکرانه است و به آن اشاره می کند، شخصیتی بی پایان چند لایه و چند وجهی، جذاب است که تازه می فهمد دنیا چگونه بوده است.»
با اعتبار تسلط کوئنتین در تصمیم گیری برای بازی در نقش سرهنگ لاندا، «او این را در صفحه قرار داد. بنابراین همه چیز آنجاست. تنها کاری که باید انجام دهم این است که سعی کنم چیزی را از دست ندهم. اینکه کوئنتین قصدش را داشته یا نه، مهمترین چیز در آن مرحله نیست. فقط سعی کنید هر چیزی را که در آن است پیدا کنید. این یک پدیده رایج است. گاهی نویسندگان چیزی می نویسند که حتی از آن بی خبرند. این بدان معنا نیست که آنجا نیست. اون کار منه. یک سؤال بپرسید، 'این چیست.' پیدا کنید که چیست و از آنجا بروید. سعی کنید به سطح بعدی برسید و سپس همان کار را انجام دهید.
این فیلمنامه آنقدر شگفتانگیز است که والتز قاطعانه بر این باور است که «شما میتوانید دورهای را در دانشگاه با آن متن تدریس کنید و آن را سال بعد، سال بعد و سال بعد انجام دهید. آنجا خیلی زیاد است. در یک نقطه از کوئنتین پرسیدم: «فکر نمیکنم شما واقعاً دامنه نوشتههایتان را درک کنید، درست است؟» و او خندید: «اوه، شاید نه.»
والتز که یک شخصیت شرور است، بدون اینکه نازی خوب را به یک کاریکاتور تبدیل کند، یک لبه کمدی به لاندا اضافه می کند. ما بیش از حد به شخصیت های کارتونی عادت کرده ایم. به کلیشه ها در کارتون ها ویژگی های فورا قابل تشخیص داریم. به همین دلیل است که این شخصیت ها به همان شکلی که به نظر می رسند. اما در زندگی واقعی، و بنابراین در درام، به ما توصیه نمی شود که اینها را به کار ببریم، زیرا همه ما بسیار بیشتر در تضاد هستیم و به مراتب بیشتر با کیفیت های مختلف به ظاهر متضاد در هم تنیده شده ایم. بدی و جذابیت با هم تضاد ندارند.»
از نظر آمادهسازی برای این شخصیت، 'کوئنتین از من پرسید که آیا میخواهم چیزهایی را به من پیشنهاد دهد تا ببینم و من گفتم: 'نه متشکرم، نمیخواهم چیزی ببینم.' بنابراین او مرا به حال خود رها کرد. والتز در توضیح ستایش خود از تارانتینو معتقد است که «کوئنتین استاد زبان و همچنین استاد زبان فیلمبرداری است. وقتی با یکدیگر صحبت می کنیم، هر بار زبان را از ابتدا اختراع نمی کنیم. ما از کلماتی استفاده می کنیم که مورد استفاده بوده است. ما کلمات جدیدی نمی سازیم و کوئنتین هم برای فیلم هایش کلمات جدیدی نمی سازد. دایره لغات او بی نهایت بزرگتر از واژگان عادی است. بنابراین، البته، زمانی که ما اینها را تا حدودی به عنوان زمینیهای فیلمبردار کشف میکنیم، وقتی این کلمات غیرعادی را کشف میکنیم، نقطه و لحظهای را که قبلاً از آن استفاده شده است، تشخیص میدهیم. اما برای کوئنتین، این تقریباً زبان عامیانه است.
با توجه به عمق کار والتز، و بازی فوقالعادهای که او در نقش لاندا ارائه میکند، میتوان فکر کرد در جایی از تاریخ تئاتر او، یک اجرای شرورانه از او برانگیخته شده است. اما، چنین نیست. 'هیچ شروری مانند این وجود ندارد. من قبلاً این بازی را بازی نکردهام، نه اینکه قبلاً [یک شرور] به من پیشنهاد نشده است، اما آنها را بازی نکردهام چون نقشهای بدی بودند. چرا میخواهم نقشی بد بازی کنم؟»
یکی از چیزهایی که در مورد والتز جذابتر است، علاوه بر جذابیت اروپایی و ظاهر زیبای آلمانیاش، تجربهای است که او روی میز به ارمغان میآورد و دیدگاه و فلسفهای تازهبخش. زمانی که با او صحبت میکردم، احساس میکردم که او از بسیاری جهات تقریباً یک روح خویشاوند است، شاید تا حدی بر اساس استدلال پشت رسانه نمایشی ترجیحی او - فیلم. من به طور کلی به رسانه علاقه مند هستم. و واقعاً این جنبه موسیقایی فیلم است که من را بیشتر مجذوب می کند. این خیلی بیشتر با موسیقی و رقص ارتباط دارد تا با ادبیات یا هنرهای زیبا. به همین دلیل است که من عاشق فیلم های کوئنتین هستم. به دلیل موزیکال و ریتم و ملودی و حرکت در فیلم های او فوق العاده است. اگر به آن صحنه در میخانه زیرزمین فکر کنید. ادامه مییابد و تا حدودی نوسان دارد، لحن و ریتمی نوسان دارد و ناگهان، شاید برای 10 ثانیه با موسیقی ضربی و استاکاتو آکنده شود. خیلی اتفاق می افتد. [خیلی] فشرده. مثل سمفونی مالر است که سیمها ادامه مییابند و ناگهان کل برنج و سازهای کوبهای برای 10 ثانیه وارد میشوند و سپس سیمها در حالتی دیگر ادامه مییابند.»
در مورد INGLOURIOUS BASTERDS، 'یک چیزی که من در مورد این فیلم دوست دارم، و تقریباً چیزی که در مورد این شخصیت دوست دارم، این است که لایه های بسیار زیادی دارد و به نوعی، اگر می خواهید این همه واقعیت و اینهمه زوایا، دیدگاه ها، نقطه نظر داشته باشید. از دیدگاهها، آرایهها، هر چیزی، فاصله، سپس بسته به اینکه شما آگاهانه چه دیدگاهی را انتخاب کنید، آنچه میبینید تغییر خواهد کرد. من صحنههای مورد علاقهای دارم، اما کم و بیش هر صحنهای که در فیلم از یک منظر خاص وجود دارد، صحنه مورد علاقه من است. نمی توانم به شما بگویم که تماشای فیلم با این ذهن چقدر لذت بخش است.»
والتز که حرفه ای تمام عیار است، نهایت احترام را برای همبازی های خود قائل است. وقتی صحبت از برد پیت به میان می آید، «به نوعی تصدیق می کنم که این یکی از بزرگترین ستاره های جهان است. او دلیل خوبی دارد. من فکر میکنم او یکی از معدود ستارههایی است که به دلایلی چنین هستند.» گرچه والتز بر این باور است که این به 'ستاره' بستگی دارد که از بازیگران دیگر در آغوش آنها استقبال کند، اعتماد آنها را جلب کند و با آنها به عنوان یکسان رفتار کند. با پیت، «جای من نبود که این تفاوت را یکسان کنم. او این کار را در اولین ثانیه ملاقات با یکدیگر انجام داد - 'سلام، من براد هستم.'
آیا والتز اکنون از اینکه به عنوان 'آلمانی بد' تایپ شود می ترسد؟ نه در حداقل. تنها راهی که یک بازیگر میتواند بر رشد یا سرنوشت خود تأثیر بگذارد، نه گفتن [به یک نقش] است. من کاملاً از این واقعیت آگاه هستم که به من شرورهای آلمانی یا آلمانی پیشنهاد می شود. این بدان معنا نیست که من باید آنها را انجام دهم.'
با این حال، او چیزی جز یادآوری سرهنگ هانس لاندا توسط مخاطبان نمی خواهد. خوب، بد یا بی تفاوت، 'من دوست دارم آنها به خاطر داشته باشند که دیدن آنچه می بینید بستگی به دیدگاه شما دارد.'
از هر منظری، کریستوفر والتز چیزی است که رویاهای فیلمسازی از آن ساخته شده است.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب