Document ID: /fineweb-2-swissfilter-quality_10-filterrobots/filtered/07543.jsonl.gz/12

نویسنده: دبی لین الیاس
یک امتیاز واقعی برای من این است که OC87 را به نمایش بگذارم: وسواس اجباری، افسردگی اساسی، دو قطبی، فیلم آسپرگر. مستندی به نویسندگی و کارگردانی همکار من، Bud Clayman، دانشمند فیلادلفیایی و معبد RTF، این بدون شک یکی از صادقانه ترین و صمیمانه ترین داستان هایی است که تا به حال دیده اید زمانی که کلایمن در مورد زندگی خود و کنار آمدن با موارد ذکر شده صحبت می کند. چندین بیماری روانی ناتوان کننده و تلاش او برای «عادی بودن» در دنیای غیرعادی که در آن زندگی می کنیم.
با توجه به خاطرات فردی ما از دانشگاه تمپل، استیک های پنیر، WPVI Action News، لری کین، جیم اوبراین، جیم گاردنر، دیو رابرتز و فیلادلفیا، می توانم با صداقت بگویم که باد کلیمن یکی از لذت بخش ترین، جذاب ترین و شوخ طبع ترین افراد است. و افراد اجتماعی که من تا به حال از آشنایی با آنها لذت برده ام. با توصیف خود به عنوان 'یک ژامبون در کودکی'، برای اینکه کلایمن در اواخر بازی پس از کالج ناگهان به نقطه بی حرکتی عاطفی و ذهنی با این بیماری ها دچار شد و سپس سال ها تحت درمان و بهبودی بیمارستانی در Project Transition قرار گرفت. ، مهم است که بدانید چه چیزی باعث این مستند شده است.
با توجه دقیق به جزئیات، حافظه کلایمن در هنگام یادآوری سفر خود، به عنوان یک گیره تیز است. «من در کلاس این نویسنده بودم. آنها سر کلاس رفتند و از همه پرسیدند: 'در مورد چه موضوعاتی می خواهید بنویسید؟' من گفتم که اساساً می خواهم در مورد درمان بنویسم. [مربی] گفت: «برو سر کار.» من یک مقاله در مورد درمان نوشتم. من آن را برای کلاس خواندم و این مرد کنارم گفت: 'اوه، درمان هم به من قدرت می دهد.' من در مورد اینکه چگونه اولین درمانگرم واقعاً به من قدرت داده بود و من را وادار کرد که مسئولیت زندگی ام را مطرح کنم، نوشتم، و اینکه من برخی از آنها را دارم. کنترل زندگی ام را که واقعاً در کودکی احساس نمی کردم دارم. به خانه رفتم و فکر کردم که این ایده خوبی برای یک مستند است. آن موقع بود که فهمیدم باید فیلم بسازم. این فیلم در ابتدا قرار بود نامگذاری شوددرمانو قرار بود در مورد تجربیات مردم در درمان باشد. اما پس از آن درگیر شدOC87'
کلایمن در حالی که مفهوم خود را به طور کامل مشخص کرد، «با اسکات جانسون، پسر ما تماس گرفتndکارگردان اصلی فیلم. اسکات پیشینه روانشناسی و پیشینه نویسندگی و پیشینه رسانه ای داشت و مدیر برنامه در Project Transition بود. من ایده هایم را به اسکات گفتم و او به من لینک های زیادی به سایت های سلامت روان و چیزهای مختلف داد. او به من ایده بهبود سلامت روان را داد، مانند یک الکلی که در حال بهبودی است. واقعاً آنجا بود که فیلم شکل گرفت. ما واقعاً برای حدود یک سال دور هم جمع نشدیم تا کار کنیم، زیرا میخواستم کارهای زیادی را به تنهایی انجام دهم، تحقیقات زیادی انجام دهم. واقعاً درست نشد، بنابراین یک سال بعد به او بازگشتم. ما کار را شروع کردیم، حدس میزنم اسمش را بگذاریم، واقعیتها یا صحنههای فیلم. تنها صحنه فیلمنامه ای که در فیلم وجود دارد این استگمشده در فضاصحنهها، اما صحنههای دیگر فقط جایی بود که من میتوانستم با مردم تعامل داشته باشم و میتوانستیم رفتاری در مقابل دوربین، مصاحبهها و چیزهایی از این قبیل داشته باشیم. فیلم از آن نقطه تکامل یافت.»
فیلمها و عکسهای پراکنده از کلایمن در طول زندگیاش، از جمله برخی از کارهای فیلم دانشجویی خودش، همراه با خاطرات و مصاحبههای ویدیویی امروزی، و یک کلاهبرداری بسیار سرگرمکننده از یک فیلمگمشده در فضاقسمت از دهه 60،OC87یک جریان آموزشی، جذاب و چشمگشا از آگاهی است که کلایمن شجاعانه «روح خود را برهنه میکند» و در مورد نبرد درونیای که روزانه انجام میدهد صحبت میکند تا بتواند یک روز را در تلاشهای مستمر خود برای کنار آمدن با بیماریها و عملکردش پشت سر بگذارد. به طور معمول” در جامعه. مواقعی وجود دارد که سطح صمیمیت شخصی آنقدر شدید است که نمیتوان از میزان دشواری کلایمن در پرداختن به موضوع سؤال کرد. من همیشه از صحبت کردن در مقابل دوربین با مردم لذت می بردم. من در مدرسه نمایش اجرا می کردم. پس سخت نبود من دوست دارم خودم را با مردم به اشتراک بگذارم، بنابراین سخت نبود.»
با دعوت از دوربینها به خانه، خانه مادرش، دفتر پدرش، برداشتهای دست اول کلایمن را نه تنها از زندگیاش، بلکه زندگی بهطور کلی، و همچنین دیدگاههای والدینش را میبینیم و میشنویم. مصاحبهها، نه تنها با متخصصان سلامت روان، بلکه با سخنگوی و مدافع افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی، موریس بنارد از 'بیمارستان عمومی'، سنگ محک و تشویق برای دیگرانی است که با شرایط مشابه سروکار دارند، چیزی که کلایمن معتقد است انتقال آن با این مستند مهم است. .
اگرچه با روایت و بیان احساساتش بسیار باز بود، اما از صراحتی که در آن کلیمن و پدرش در مورد سفر خود کلیمن ارشد برای تایید و پذیرش وضعیت پسرش در نهایت صحبت کردند، شگفت زده شدم. برای هر والدینی دشوار است که بپذیرد کودکی کمنقص است، و با توجه به ذهنیت نسلها و سواحل شرقی، خود آقای کلایمن در مصاحبههای جلوی دوربین کاملاً صریح بود و تردیدهای طولانیمدت خود را بیان کرد. یکی از تکاندهندهترین بخشهای فیلم، چهره آقای کلایمن در حالی که از گذشته، حال و سرسختی خود صحبت میکرد، کاملاً گویای غرور پدرانهای است که او در نهایت به پسرش و دستاوردهایش به دست آورد. برای باد کلیمن مهم است که توجه داشته باشیم که «من و پدرم واقعاً در دو سال آخر زندگی او با هم بودیم. از طریق فیلم اتفاق افتاد. نه از طریق فیلمبرداری واقعی، بلکه فقط از طریق او که از من با بودجه و حمایت آن حمایت می کند. او در پایان برای من بود. همانطور که مادرم میگوید، اگر این اتفاق نمیافتاد، به دلایل خودخواهانه فکر میکنم ممکن بود بقیه عمرم را با احساس گناه زیادی زندگی کنم. . اما قطعاً در نهایت به هم رسیدیم.»
گفتن، یادداشت های روزانه شخصی است که نگاهی اجمالی به افکار، روان و قلب کلایمن هنگام درگیر شدن یا تلاش برای درگیر شدن در برخی از پیش پا افتاده ترین کارهای روزانه می دهد. با دوربینی که تقریباً 24 ساعت هفته در کنار کلایمن است، مواقعی وجود دارد که فیلم احساس تنگناهراسی می کند و به درک و تجربه آنچه که کلایمن باید هر روز احساس کند، می افزاید. افشاگری فیلمی است که او وارد ماجراجویی های جدیدی در زندگی می شود، مانند دوستیابی سریع، خواندن کارائوکه، و اجازه دادن به مادرش برای تمیز کردن آپارتمان فقیرانه اش.
OC87 به کارگردانی مشترک Clayman با گلن هولستن و اسکات جانستون، در دام دستکاری یا نمایشنامهسازی شخص ثالث قرار نمیگیرد و تمرکز خود و شخصیسازی را که Clayman به شدت میخواهد و نیاز دارد، حفظ میکند. جالب اینجاست که یک جنبه از O.C.D Clayman. این است که «من باید هر فکر و هر عملی را کاملاً کنترل کنم» از جمله ساخت این مستند. بنابراین، واگذاری برخی از کنترلها به دیگران، به خودی خود یک گام بزرگ به جلو در مدیریت شرایط کلایمن است. توصیف آن بهعنوان «یک چالش، زیرا من عادت دارم به نوعی کنترل داشته باشم و بهشدت از نظریه مؤلف پیروی میکنم. فیلم ما یکپارچه است اما به عنوان یک تجربه کاری، فکر می کنم اگر یک کارگردان داشته باشید بهتر است. اما این فیلم خاص، اینطور شد که ما سه کارگردان داشتیم. فکر نمیکنم فقط با چرخاندن دوربین روی خودم این فیلم را بسازم.»
از نظر ساختاری، فیلم به شدت گره خورده است، چیزی که کلایمن آن را مدیون تدوینگر خود، کاتلین سولیره است. من او را دی دی آلن تدوین مستند می نامم. او فقط یک کار عالی انجام داد.» و با دادن اعتبار در جایی که باید اعتبار داشته باشد، کلایمن سریعاً به این نکته اشاره می کند که کار کردن با هلستن و جانستون 'عالی بود'.
در طول مصاحبه انحصاری من با کلایمن، صدای او وقتی در مورد مادرش صحبت میکرد که «100 درصد، 200 درصد» در تمام زندگیاش از او حمایت میکرد، مطمئن و دلسوز بود. پس از دیدن محصول نهایی، '7، 8، 9 10 بار ... او بسیار مفتخر است که من این کار را انجام داده ام. این به من احساس خوبی می دهد که او آن را دوست دارد.» یک چیز مشترک در سراسر جهان، اگر مادر آن را دوست داشته باشد، این چیزی است که واقعا مهم است.
در حالی که کلایمن 'در تلاش برای لذت بردن دوباره از زندگی' جلو می رود، او در حال تهیه و کارگردانی بخش های پروژه جدید است.خاطرات بهبودی، یک شاخه ازOC87. و اگرچه کلایمن به دلیل سابقهاش «رابطه عشق و نفرت با فیلم» دارد، اما در پروژههای سینماییاش جشن میگیرد، زیرا آنها «احساس کنترل بودن، گفتن داستان، حضور در صحنه فیلمبرداری با افراد دیگر را به من میدهند. می دانم که در اتاق تدوین خواهم بود.» آیا او اکنون این را تلاش زندگی خود خواهد کرد؟ «نمیدانم در نهایت قرار است کجا باشم یا این اولین عشق من است. در یک نقطه بود.»
در حال حاضر، باد کلیمن مردی است که در حال ماموریت است. قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر و گرفتن هر روز یک روز در یک زمان، OC87: وسواس اجباری، افسردگی اساسی، دوقطبی، فیلم آسپرگر سفر یک مرد به «عادی» است که شما نمی خواهید آن را از دست بدهید.
به کارگردانی باد کلیمن، گلن هلستن و اسکات جانستون.
در اینجا شما بررسی هایی در مورد نسخه های اخیر ، مصاحبه ها ، اخبار مربوط به نسخه های آینده و جشنواره ها و موارد دیگر پیدا خواهید کردادامه مطلب